۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

استان هيركاني 1- 8 .

7
آثارقديمي بسيارزيادديگري دراستان هست كه جالب وديدني است.ازجمله  "قلعه ماران"(طبق گفته "سايكس"اين قلعه پايتخت دوم اشكانيان بوده وتيردادآنراساخته و"دارا"ناميده است)،مرقدآصف برخيا وزيرسليمان نبي(ع)(درجنوب كلاله)،امام زاده هاي استان،قبرستان هاي گبري وديگرگورستان هاي قديمي كه به صورت پراكنده درگوشه وكناراستان به چشم مي خوردو...اااا

استان هيركاني 1-7 .

بسم الله الرّحمن الرّحيم
5
مرقدمختومقلي پراغي(فراغي):  درآق تَغاي نزديك سدموداغي درسرحدايران وروسيه قديم(واقع درخاك ايران)مقبره مختومقلي عارف وشاعررنج كشيده ومعروف تركمن ونيزمقبرهءپدرعالم اش دولت محمدآزادي ازمفاخرفرهنگي وديدني هاي استان است."جمال زاده"مختومقلي را"فردوسي تركمن ها"مي نامدو"برتلس"اورابه "جام جم"تشبيه مي كند."آرمينوس وامبر"در
سال 1863 (يعني حدود80 سال بعدازوفات او)به تركمن صحراسفركرده.وي دربارهءمختومقلي گفته است :«بعدازالهام به مختومقلي اشعارلطيف ودلپذيري ازلبان اوجاري شد».ظاهراًمهدوم قلي همان مختومقلي است .محمدعلي
 قورخانچي(صولت نظام)در"نخبهء سيفيه"دربارهءمهدوم قلي مي گويد:اااا«...به خواب رفت .درخواب حضرت علي(ع)براوظاهرگشته ،شهدي به وي دادكه بنوشد.مهدوم قلي ازخواب برخاسته،خودراجوانترازپيش احساس كردوبه گفتهء شيخي كه اين داستان رابرايم روايت كرد- ، قلبش بجاي خودآمده ،زبانش منبع پايان ناپذيرالفاظ شد،پرازآتش وفصاحت - اين نخستين الهام مهدوم قلي بود.ازآن پس مهدومقلي به شيعي پرشوري بدل  گشت وبين تركمانان به تبليغ عليه برده داري پرداخت.هنگام مرگ همچون قديسين،محبوب بود.وي از محبوب ترين شعراي خراسان وتركمن است».اااا
6
گورستان خالدنبي(ع): قبرخالدنبي(ع) وچوپان اودركوههاي خالدنبي(ع) (در80 كيلومتري شمال شرقي گنبد،40 كيلومتري شمال آجي قوشان گوگلان نزديك "گچه سر"و"آي تمر"است)مي گويندهندوانه هايي درآنجاتبديل به سنگ شده وداستانهايي مشابه داستان كوه خواجه سيستان دارد.معتقدندبراي رواج دين عيسي روح الله(ع)،اينجا آمده.مرقد(پدرزن خالد(ع)بنام عالم بابا نيزآنجاست. سنگ هاي گورستان،مانندچوب هاي مقدس روي قبرهاي تركمن صحرااست.امااين سنگ هاشبيه آلت تناسلي مردو...است.همانطوركه مي دانيم فرقهء"لينگا"ازشاخه هاي "شيوائيسم"آلت تناسلي رامي پرستيدند.مي گوينداين سنگ هامربوط به "فاليسم"است.بايدبه الههءباروري و...معتقدبوده باشند.عده اي ازتراكمه نيزفلزي ازجنس طلا به شكل آلت به گردن مي آويختندومقدس مي دانستند.درهرصورت محل مناسبي براي تحقيقات جامعه شناسان واهل تاريخ است.امامحمدصادق حسيني خوانساري در"جنات الخلود"آورده است«خالد(ع) پسرسنان ازقبيله بني عصيص بود  برقومي ازكفارمبعوث گرديد كه آتش درميان ايشان بهم مي رسيدوآنچه درحوالي آن بودمي سوزانيد  باايشان شرط كردكه اگرآتش راازآنان برگرداندايمان آورندپس آتش به ميان غاري بودوخوددرميان آتش غوطه خوردونسوخت بازقومش تكذيب كردند.اوخبردادكه درفلانروزفوت خواهم شدمرادفن كنيد بعدازچندروزگلهء ازگوران وحشي برسرقبرمن آيندمراازقبردرآوريدوهرچه خواهيدپرسيد نعش من جواب خواهدداد.چنان كردند؛ازهرچيزي جواب داد؛بازايمان نياوردند وبحال خودبگذاشتندواوبعدازعيسي(ع) وقبل ازمحمّدصلّ الله عليه وآله بود.».درنزديكي هاي گنبدقابوس در"كوحَجّه"هم تعدادي سنگ قبربصورت آلت تناسلي مردونيم تنهء زن هست.ودرجاهاي ديگرتركمن صحراازاينگونه سنگ هاديده شده.آيافقط سمبل نرينگي ومادگي است؟آيامربوط به مذهب "لينگا"است ؟ و...؟و...؟و...؟
7
آثارقديمي

استان هيركاني 1-7 .

بسم الله الرّحمن الرّحيم
5
مرقدمختومقلي پراغي(فراغي):  درآق تَغاي نزديك سدموداغي درسرحدايران وروسيه قديم(واقع درخاك ايران)مقبره مختومقلي عارف وشاعررنج كشيده ومعروف تركمن ونيزمقبرهءپدرعالم اش دولت محمدآزادي ازمفاخرفرهنگي وديدني هاي استان است."جمال زاده"مختومقلي را"فردوسي تركمن ها"مي نامدو"برتلس"اورابه "جام جم"تشبيه مي كند."آرمينوس وامبر"در
سال 1863 (يعني حدود80 سال بعدازوفات او)به تركمن صحراسفركرده.وي دربارهءمختومقلي گفته است :«بعدازالهام به مختومقلي اشعارلطيف ودلپذيري ازلبان اوجاري شد».ظاهراًمهدوم قلي همان مختومقلي است .محمدعلي
 قورخانچي(صولت نظام)در"نخبهء سيفيه"دربارهءمهدوم قلي مي گويد:اااا«...به خواب رفت .درخواب حضرت علي(ع)براوظاهرگشته ،شهدي به وي دادكه بنوشد.مهدوم قلي ازخواب برخاسته،خودراجوانترازپيش احساس كردوبه گفتهء شيخي كه اين داستان رابرايم روايت كرد- ، قلبش بجاي خودآمده ،زبانش منبع پايان ناپذيرالفاظ شد،پرازآتش وفصاحت - اين نخستين الهام مهدوم قلي بود.ازآن پس مهدومقلي به شيعي پرشوري بدل  گشت وبين تركمانان به تبليغ عليه برده داري پرداخت.هنگام مرگ همچون قديسين،محبوب بود.وي از محبوب ترين شعراي خراسان وتركمن است».اااا
6
گورستان خالدنبي(ع): قبرخالدنبي(ع) وچوپان اودركوههاي خالدنبي(ع) (در80 كيلومتري شمال شرقي گنبد،40 كيلومتري شمال آجي قوشان گوگلان نزديك "گچه سر"و"آي تمر"است)مي گويندهندوانه هايي درآنجاتبديل به سنگ شده وداستانهايي مشابه داستان كوه خواجه سيستان دارد.معتقدندبراي رواج دين عيسي روح الله(ع)،اينجا آمده.مرقد(پدرزن خالد(ع)بنام عالم بابا نيزآنجاست. سنگ هاي گورستان،مانندچوب هاي مقدس روي قبرهاي تركمن صحرااست.امااين سنگ هاشبيه آلت تناسلي مردو...است.همانطوركه مي دانيم فرقهء"لينگا"ازشاخه هاي "شيوائيسم"آلت تناسلي رامي پرستيدند.مي گوينداين سنگ هامربوط به "فاليسم"است.بايدبه الههءباروري و...معتقدبوده باشند.عده اي ازتراكمه نيزفلزي ازجنس طلا به شكل آلت به گردن مي آويختندومقدس مي دانستند.درهرصورت محل مناسبي براي تحقيقات جامعه شناسان واهل تاريخ است.امامحمدصادق حسيني خوانساري در"جنات الخلود"آورده است«خالد(ع) پسرسنان ازقبيله بني عصيص بود  برقومي ازكفارمبعوث گرديد كه آتش درميان ايشان بهم مي رسيدوآنچه درحوالي آن بودمي سوزانيد  باايشان شرط كردكه اگرآتش راازآنان برگرداندايمان آورندپس آتش به ميان غاري بودوخوددرميان آتش غوطه خوردونسوخت بازقومش تكذيب كردند.اوخبردادكه درفلانروزفوت خواهم شدمرادفن كنيد بعدازچندروزگلهء ازگوران وحشي برسرقبرمن آيندمراازقبردرآوريدوهرچه خواهيدپرسيد نعش من جواب خواهدداد.چنان كردند؛ازهرچيزي جواب داد؛بازايمان نياوردند وبحال خودبگذاشتندواوبعدازعيسي(ع) وقبل ازمحمّدصلّ الله عليه وآله بود.».درنزديكي هاي گنبدقابوس در"كوحَجّه"هم تعدادي سنگ قبربصورت آلت تناسلي مردونيم تنهء زن هست.ودرجاهاي ديگرتركمن صحراازاينگونه سنگ هاديده شده.آيافقط سمبل نرينگي ومادگي است؟آيامربوط به مذهب "لينگا"است ؟ و...؟و...؟و...؟
7
آثارقديمي

۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

استان هيركاني 1-6 .

بسم الله الرّحمن الرّحيم
آريايي هاپس ازآمدن از"ايران وئجه"به سه دسته تقسيم شدندعده اي ازپارس هادرمنطقه گلستان ساكن شدند.گرگان درزمان هخامنشيان يكي ازايالات مهم بوده وهيركانيا ناميده مي شده.پدرداريوش درزمان كوروش كبير(به روايتي كوروش همان ذوالقرنين است دراينباره ابوالكلام آزادتوضيحاتي داده است) مدتي فرماندارگرگان بوده دردوران ساسانيان گرگان ازاهميت خاصي برخورداربودامارونق آن دردوره آل زيار(قرن چهارم هجري )است.دراوايل فتنه مغول وتيمورشهرمنهدم گشته وچنانچه حمدالله مستوفي مي گويددرقرن هشتم هجري شهرويران وخالي ازسكنه بوده.(چنانچه روايت است گرگان توسط مغولان نابودشدپس ازبه آتش كشيدن وخرابي؛ شهررابه آب بستندوسپس زمين راشخم زدندودرآن جوكاشتند)اهالي جرجان به استراباد(گرگان فعلي )آمده ودرآنجاساكن شدند
خرابه هاي باقي ماندهءشهرگرگان درنزديكي امام زاده يحيي بن زيدازمكان هاي ديدني استان است
اااا((امام صادق (ع)مثل همهءائمه اطهار(ع) وپيامبران(ع) پيشگويي هاي زيادي داردازجمله شهادت زيدويحيي .يحيي بيم داشت همانگونه كه انجيل حضرت عيسي روح الله(ع)بدست نااهلان افتادصحيفه امام سجاد(ع) ،(يعني "انجيل اهلبيت"وزبورآل محمد"(عليهم السلام)،"اُخت القرآن")بدست بني اميه نيفتدازاين روي آنراپنهان مي كرد.داستان مفصلي داردكه اگرلازم به توضيح باشددرجايگاهش انشاالله بعداًتوضيح
دهم)).اااا
2
گنبدقابوس(گنبز):  بناي آجري عظيم ازمفاخرمعماري قرن چهارم هجري.باتپه ء    15 متري كه ميل برروي آن بناشده مجموعاً70 (هفتاد)مترارتفاع دارد.متن كتيبه آجري بدنه به خط كوفي بوده وترجمه آن  اينست :اااا«بنام خداوندبخشنده بخشايشگر.اين قصرعالي متعلق به اميرشمس المعالي اميربن قابوس بن وشمگيراست.درزمان حيات خودامربه بناي آن نموده درسال 395 قمري وسال 375 شمسي بنا شده است.».اااا
3
 برج رادكان(ميل رادكان):به آن "قلعه گبري"نيزمي گويند.اين برج درناحيه كردكوي (كردمحله -اكراداين منطقه درزمان صفويه براي محافظت استرابادبه اين منطقه آورده شده اند)واقع است.كتيبه كوفي بالاي ميل مربوط به اسپهبدمحمدبن وندر،ازشاهزادگان آخري نخستين سلسلهء باوندي است كه درآنجامدفون است.(به روايتي باونديان همان پابنديان هستند كه بعدازانقلاب اسلامي57-1356 ه.ش تعدادي ساكن گرگان شدندوبه تدريج زيادشدندواكنون جزواقوام مهاجرگرگان فعلي(استراباد)هستند.اينهاازمنطقه بهشهرمازندران به گرگان آمده اند.اگرلازم به توضيح باشدهنگام توضيح اقوام مهاجرانشاالله توضيح مي دهم).ارتفاع برج 5/37متراست وبنا درسال 411ه.ق به اتمام رسيده درمغرب ميل برج ديگري بوده كه خراب شده
4
پل آق قلعه (اسپي دژ): حدود پانزده كيلومتري استراباد(گرگان فعلي)برروي گرگان رودپلي به طول 76 متروعرض 30/4مترباچهاردهنه هست.پايه هاي پل مربوط به دوره سلجوقي(دوره تغييرات معماري درايران)بوده كه صفويان پل جديدي برآن احداث كردند
5
مرقدمطهرمختومقلي پراغي(فراغي): درآق تَغاي نزديك سدموداغي در 

استان هيركاني 1-6 .

بسم الله الرّحمن الرّحيم
آريايي هاپس ازآمدن از"ايران وئجه"به سه دسته تقسيم شدندعده اي ازپارس هادرمنطقه گلستان ساكن شدند.گرگان درزمان هخامنشيان يكي ازايالات مهم بوده وهيركانيا ناميده مي شده.پدرداريوش درزمان كوروش كبير(به روايتي كوروش همان ذوالقرنين است دراينباره ابوالكلام آزادتوضيحاتي داده است) مدتي فرماندارگرگان بوده دردوران ساسانيان گرگان ازاهميت خاصي برخورداربودامارونق آن دردوره آل زيار(قرن چهارم هجري )است.دراوايل فتنه مغول وتيمورشهرمنهدم گشته وچنانچه حمدالله مستوفي مي گويددرقرن هشتم هجري شهرويران وخالي ازسكنه بوده.(چنانچه روايت است گرگان توسط مغولان نابودشدپس ازبه آتش كشيدن وخرابي؛ شهررابه آب بستندوسپس زمين راشخم زدندودرآن جوكاشتند)اهالي جرجان به استراباد(گرگان فعلي )آمده ودرآنجاساكن شدند
خرابه هاي باقي ماندهءشهرگرگان درنزديكي امام زاده يحيي بن زيدازمكان هاي ديدني استان است
اااا((امام صادق (ع)مثل همهءائمه اطهار(ع) وپيامبران(ع) پيشگويي هاي زيادي داردازجمله شهادت زيدويحيي .يحيي بيم داشت همانگونه كه انجيل حضرت عيسي روح الله(ع)بدست نااهلان افتادصحيفه امام سجاد(ع) ،(يعني "انجيل اهلبيت"وزبورآل محمد"(عليهم السلام)،"اُخت القرآن")بدست بني اميه نيفتدازاين روي آنراپنهان مي كرد.داستان مفصلي داردكه اگرلازم به توضيح باشددرجايگاهش انشاالله بعداًتوضيح
دهم)).اااا
2
گنبدقابوس(گنبز):  بناي آجري عظيم ازمفاخرمعماري قرن چهارم هجري.باتپه ء    15 متري كه ميل برروي آن بناشده مجموعاً70 (هفتاد)مترارتفاع دارد.متن كتيبه آجري بدنه به خط كوفي بوده وترجمه آن  اينست :اااا«بنام خداوندبخشنده بخشايشگر.اين قصرعالي متعلق به اميرشمس المعالي اميربن قابوس بن وشمگيراست.درزمان حيات خودامربه بناي آن نموده درسال 395 قمري وسال 375 شمسي بنا شده است.».اااا
3
 برج رادكان(ميل رادكان):به آن "قلعه گبري"نيزمي گويند.اين برج درناحيه كردكوي (كردمحله -اكراداين منطقه درزمان صفويه براي محافظت استرابادبه اين منطقه آورده شده اند)واقع است.كتيبه كوفي بالاي ميل مربوط به اسپهبدمحمدبن وندر،ازشاهزادگان آخري نخستين سلسلهء باوندي است كه درآنجامدفون است.(به روايتي باونديان همان پابنديان هستند كه بعدازانقلاب اسلامي57-1356 ه.ش تعدادي ساكن گرگان شدندوبه تدريج زيادشدندواكنون جزواقوام مهاجرگرگان فعلي(استراباد)هستند.اينهاازمنطقه بهشهرمازندران به گرگان آمده اند.اگرلازم به توضيح باشدهنگام توضيح اقوام مهاجرانشاالله توضيح مي دهم).ارتفاع برج 5/37متراست وبنا درسال 411ه.ق به اتمام رسيده درمغرب ميل برج ديگري بوده كه خراب شده
4
پل آق قلعه (اسپي دژ): حدود پانزده كيلومتري استراباد(گرگان فعلي)برروي گرگان رودپلي به طول 76 متروعرض 30/4مترباچهاردهنه هست.پايه هاي پل مربوط به دوره سلجوقي(دوره تغييرات معماري درايران)بوده كه صفويان پل جديدي برآن احداث كردند
5
مرقدمطهرمختومقلي پراغي(فراغي): درآق تَغاي نزديك سدموداغي در 

استان هيركاني 1- 5 .

بسم الله الرّحمن الرّحيم

5

امام زاده عبدالله:قبلاًاهالي دارالمؤمنين (استراباد)مرده هارادرمحله (محلات قديمي)دفن مي كردند.مثل قبرستان هاي سرچشمه،نعلوندان(نعلبندان)واطراف مسجدجامع ،دروازه نووكنارامام زاده ها(تعدادزيادي امام زاده فقط داخل شهراست)امابعداًهمه اجساددرمحوطهءكنارامام زاده عبدالله(برادرامام رضا(ع))گرگان دفن شده وزمين كناراين امام زاده قبرستان شهرشد.موزه گرگان كه درسال 1343خورشيدي دريكي ازبناهاي قديمي واقع درپارك شهر(زمان پهلوي كاخ سلطنتي بود)استرابادافتتاح شده بودوتاسال 1361دايربوددرسال 1367 اشياءاين موزه به موزه سنگ قبر جنب امام زاده عبدالله اضافه شد.(البته زماني كه دركاخ بودتعدادزيادي بودوبعدازاينكه به
ساري (قبل ازاستان شدن گرگان) منتقل شدوكسي نمي دانست اشياء كجاست ودوباره بعدازچندسال ازساري برگرداندندتعدادزيادي كم شدتازماني كه قبل ازاين ماجرادست من بودصحيح وسالم نگهداشتم (به همان تعدادي كه درزمان شاه بود)امابعداًكم شدداستان مفصلي داردكه اگرلازم شدانشاالله  بعداًتوضيح مي دهم.)درموزه سنگ قبر،سنگ قبرهايي ازقرن هشتم تاچهاردهم هجري موجوداست كه برروي سنگ هاعموماًآياتي ازكلام الله مجيد،صلوات كبير،احاديث واشعارحك شده وتزئين آنهابه صورت نقوش زيبايي است
6
  
امام زاده هاي ديگردارالمؤمنين (استراباد).(مانند:محسن،راضيه مرضيه،بي بي سبز،بي بي نوروبي بي،بي بي حوروبي بي ظهور،ابراهيم،مرادبخش ،نُه تن،چهل تن،توتستان )،كاروانسراها،سقابه ها(آب انبارهاي عمومي)،منازل
 قديمي(مانند:منزل شفيعي،شيرنگي،تقوي،باقري،كبيري،خراساني،ديّاني و...واقع درمحله سرچشمه ومنازل قديمي ديگري كه درمحلّات قديمي ديگرشهراست.)وبناهاي قديمي ديگرازجمله مكان هاي ديدني است

۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

استان هيركاني 1-4 .

بسم الله الرّحمن الرّحيم
3
كاخ آقا محمدخاني:كاخ آقا(آغا)محمدخان قاجار.اين كاخ درزمان صفويه ساخته شده ودرزمان آقامحمدخان باتعميرواضافه كردن چندبنابه كاخ آقامحمدخاني معروف شده.مجموعه عمارت درمحل نعلوندان(نعلبندان)قرارداشته .عمارت دارالاماره ودارالحكومه بهترساخته شده وعمارت هاي ديگرآن عبارتنداز:كلاه فرنگي،عباسخاني وسليمان خاني.حياط كاخ قبلاًباغ زيبايي بوده
4
تپه قلعه خندان(خلعت پوشان): قدمت تپه چندهزارساله است.مثل خيلي ازمكان هاي باستاني استان داراي روايات گوناگوني هست.به گفتهءملگونف«قلعه خندان ازآلات وادوات آتشكده كه درآنجاساخته بودندبناشده است».قبلاًبرج هايي داشته وداراي خندق بوده(حفرخندق درايران قدمت چندهزارساله داردكه انشاالله توضيحش بعداً)وسي قلعه ديگردراطراف آن بوده است.قدمگاه خضرنبي(ع)دركنارآن بوده ونهرخواجه خضر(ع)ازكنارتپه مي گذرد.قبل ازاينكه مردم به تفريحگاه نهارخوران روي بياورنداهالي استرابادبه منطقه تول چشمه كه قدمگاه   حضرت خضر(ع)نيزآنجاست مي رفتند.قبلاًنهارخوران جاده آسفالته نداشت ودورازشهربود.مردم دارالمؤمنين (استراباد)نيزباارابه(گاري)درروزهاي تعطيل به تول چشمه مي رفتند.دربناي تكيه گاه حضرت خضر(ع)بازماندهءتنهء
درختي (بانقوشي برآن) هست كه خضرنبي(ع)به آن تكيه داده است.دوسنگ قبرآنجاهست كه مربوط به دوران پرستش "توتم"است.درمنطقه تول چشمه قبرستاني بوده كه عده اي ازقاجاريه درآنجامدفون بودند.آقامحمدخان  قاجارقبل ازمرگش دستورداده داده بودقسمتي ازبقاياي اجساداجدادش راازمقابر استراباد بيرون آورده وبه كربلاببرندودفن كنند.درتول چشمه كتيبه اي برسنگ مرمرسفيداست كه اشعاري درارتباط بامهدعلياسروده است.مي گوينداززيربرج قلعه كهنه درسمت شمال شرقي شهر تاقلعه خندان درجنوب غربي شهرراه زيرزميني وجودداشته است
5
امام زاده عبدالله: قبلاً اهالي دارالمؤمنين (استراباد)مرده هارادرمحله (محلات قديمي)دفن مي كردند.مثل     


استان هيركاني 1-3 .

بسم الله الرّحمن الرّحيم
درگلستان مابادنيايي جاذبه سروكارداريم .هركس مطابق استعدادوظرفيت وهمتش درك مي كندوبهره مند مي گردد

۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

استان هيركاني1-2

بسم الله الرّحمن الرّحيم
دشت زيباي جهان نمابرفرازكوه(باآسمان پراز ستارهءشب وروءياهاي خيرگي دررقص شعله هاي آتش وروزهاي مه آلودش)،روستاي زيباي زيارت (درقلب كوههاي سربرافراشته به سوي آسمانِ پرازعشق وصفا)مناطق حاشيه كوير،صحراي وسيع تركمن(بامردماني مهمان نواز)،درياچه خزرودرياچه
هاي(تالاب هاي بين المللي باپرندگان زيباي مهاجرو000 "شور"،"آجي گل"،" المگل"،" آلاگل"،،" دانشمند"وجزيره آشوراده وجزايرديگرخليج و000
واين زيبايي باعث شدكه غربي هاازقديم الايام درسفرنامه هاي خودگرگان ودشت رابه عنوان بهترين جايگاه روي كرهءزمين معرفي ويادنمايند.به حقيقت زندگي دراين آب وهواي پاك نعمت بزرگي است ودرنگاه خردمندانهءاهل دل جلوه هاي جمال وجلال حق(سبحانَهُ وتَعالي)درتمامي پديده هاي طبيعي متجلي است كه بادقت وتأمل دراجزاءآن موجب نگاهي عميق ،عالمانه وعارفانه گشته وحاصل اين تعمّق ومراقبه ووَجد،مشاهدهءاَسماءالْحُسْني درطبيعت وعبادت پروردگاراست
ازآنجائيكه استان به علت دارابودن شرايط مساعداقليمي وزيست محيطي ازگذشته هاي بسياردوربه عنوان يكي ازاستقرارگاه هاي بشري مورد توجه بوده وامروزه مطالعات باستان شناسي درمناطقي ((مانند:آق تپه(ر و ستايي باقدمت 7500 هفتهزاروپانصدسال )،تورنگ تپه(سكونت انسان از7000سال قبل)،ياريم
تپه (آثاري از7000سال )،دانق آتار،شهرتميشه(اقامتگاه فريدون)،ديواردفاعي   گرگان(تَجَنْبار - بعدازديوارچين ساخته شده)،دشت حلقه، جرجان (گرگان)و...))حكايت ازوجودتمدني چندهزارساله دراين استان دارد.بنابراين بينندهءاستان براي شناخت بهترنيازبه اين داردكه هم به جغرافياي تاريخي دقت كندوهم تاريخِ اين جغراقيارادرنظرداشته باشد.چه استان درهربُعدي تاريخي راپشت سرگذاشته وزيبايي هانگاه عميق مي طلبد.شرايط جغرافيايي،شرايط اقتصادي،شرايط اجتماعي،ويژگيهاي فرهنگي،دانش عوام ،جشن ها واعياد،ادبيات و...همه چيزدربسترتاريخ چندهزارساله اشكال گوناگوني يافته است
درگلستان مابادنيايي ازجاذبه


۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

استان هيركاني (1) - 1 .

هو
هو(الله)جلَّ جَلالُه
استان هيركاني(1)-1.
قبلاًدرتاريخ8/4/1385نوشته بودم اماچون روزنامه كامل چاپ نكرداكنون بااضافات دوباره مي نويسم
بسم الله الرّحمن الرّحيم.
دورنماي استان درنگاه اول:
استان گلستان(هيركاني)بامساحتي برابر22033كيلومترمربع.75/1درصدازكل كشوررابه خوداختصاص داده است.اين استان ازنظرطول وعرض جغرافيايي بين  36درجه و25دقيقه تا38درجه و8دقيقه عرض شمالي ازاستوا،53درجه و50دقيقه تا56درجه و11دقيقه طول شرقي ازنصف النهارگرينويچ قراردارد.استان درشمال باكشورتركمنستان مرزبين المللي دارد(205)كيلومترودرجنوب وجنوب غرب وشرق هم درمجاورت استان هاي سمنان ،مازندران وخراسان واقع  شده است.براساس سرشماري سال 1381جمعيت كل استان حدود1600000نفربوده كه در11شهرستان ،18 شهر ،16 بخش و45 دهستان قراردارند.[البته اكنون اين آمارتغييركرده است] استان گلستان به دليل برخورداري ازشرايط متنوع آب وهوايي بين درياي خزر وكوه هاي البرز،معتدل ومرطوب مديترانه اي است
 قدمت تاريخي، غني ترين مناظربديع وچشم اندازهاي طبيعي وهمچنين موقعيت خاص جغرافيايي ،جايگاه ويژه اي رابه خوداختصاص داده است
باغ هاوزمين هاي حاصل خيز ومحصولات كوناگون
مانند:پنبه كه اين منطقه رابه سرزمين طلاي سفيدمعروف ساخته ،گندم،دانه هاي روغني،غلات،توتون،برنج و...
پارك معروف وزيباي جنگلي نهارخوران (پرازمكان هاي دنج براي دوستداران مديتيشن)،پارك ملي گلستان باوسعت980/91هكتاردرشرق سلسله جبال البرزوحيات وحش آن و000
آبشارهاي زيباوبزرگ :دوقلو،شيرآباد،كبودوال ،لووه وآبشارهاي كوچك:باران كوه وخالودره و000
جنگل هاي سرسبز،غاركيام(باقدمت حدودصدهزارسال)،غارشيرآباد(معروف به غارديوسپيد)، تپه هاوكوه هاي سنگي وجنگلي(ازجمله كوه هاي :پيرگردكوه،گلدين،زريوان،خواجه قنبر،شاه كوه،سياه مرزكوه،كوه چابيدوقلهءشاه وار-با3945مترارتفاع)،رودهاي بزرگ وكوچك (مانند:قره سو،اترك وگرگانرودكه ازرودهاي پرآب استانند).دشت زيباي
     

آخرالزمان(3)(شماره 1 ) .


بسم الله الرّحمن الرّحيم


آخرالزمان(3) شماره (1)

متني يافتم بسياردرهم وبرهم ازنوستراداموس واحاديث و...استفاده كرده بود.سالهاقبل پيشگويي هاي نوستراداموس رامطالعه كرده بودم امابرايم خيلي مبهم بود.اين نوشته تاحدودي توضيح داده امانه صددرصددقيق.احاديثي رانيزآورده كه قبلاً باآن آشنابودم اماچون كنارهم قرارگرفته ودررابطه بايكديگرندقابل استفادهءاهل مطالعه است.مقداري ازاين متن رادراينجامي آورم بدون تصحيح كامل چون فعلاًفرصت ندارم.انشاالله بعداًدرجايگاه مناسبش توضيح خواهم داد.

بنام خدا - بر اساس روایات اسلامی، در سالهای پیش از ظهور امام مهدی(علیه¬السلام)، غربیهای مسیحی بر ملّتهای جهان، به ویژه مسلمانان، چیره می شوند و پس از ظهور منجی، شکوه و عظمت آنان در هم می شکند.

رسول خدا(صلی¬الله¬علیه¬و¬آله) می فرماید:

غربی ها همواره بر حق چیره اند تا آنکه زمان ظهور فرا رسد(1).

1. الفتن، ص 358، جزء 8، ذیل ح 1347.

نیز از آن بزرگوار روایت شده است:

سختگیرترین مردم بر شما (مسلمانان) رومیها (غربیها) هستند

و بی¬گمان، نابودی آنان با فرا رسیدن زمان ظهور خواهد بود(2).

2. المسند، ج 6، ص 296، ح 18045.

امام علی(علیه¬السلام) فرمود:

ای جابر، هر گاه ناقوس بانگ زَنَد و کابوس فشار آوَرَد و گاومیش

به سخن درآید، در آن هنگام، شگفتیها و چه شگفتیهایی خواهد بود...(3).

3. مشارق أنوار الیقین،ص 265، خطبۀ تطنجیّه.

گفتنی است، در جهان کنونی که جمعیّت آن از مرز 6 میلیارد نفر گذشته است، تقریباً 2 میلیارد نفر مسیحی، یک و نیم میلیارد نفر مسلمان و یک میلیارد و سد میلیون نفر هندو و بقیّه پیرو آیینهای دیگرند. بنا بر این، مسیحیّت از حیث جمعیّت و نیز از نظر قدرت اقتصادی و نظامی بر ادیان دیگر غلبه دارد.

از ابوهلال مصری، استاد محیی¬الدین بن عربی، سه بیت شعر به زبان عربی نقل شده است که ترجمۀ آن به زبان فارسی چنین است:

هنگامی که مسیحیان بر نوامیس چیره شدند

و در به کارگیری استرها و زینها پیشرفت کردند

و همۀ دولتهایِ اسلامی خوار شدند

و حکومت در دست کافران قدرتمند قرار گرفت،

به دجّال یک¬چشم بگو: اکنون

زمان توست، اگر قصد خروج داری(4)

4. إلزام الناصب، ج 2، ص 146.

جابر بن عبدالله انصاری می گوید:

... جبرائیل به پیامبر(صلّی¬الله علیه¬و¬آله) گفت: ای فرستادۀ خدا، بشارت

می دهم تو را به قیام کننده از فرزندانت. آشکار نمی شود او مگر آنکه

کافران بر پنج رود دست یابند... از پیامبر در این باره پرسش شد، فرمود:

آنها پنج رودی اند که خداوند برای ما خاندان قرار داده است و عبارت¬اند از:

سیحون، جیحون، فرات، دجله و نیل در مصر. هر گاه کافران بر این پنج رود

دست یافتند، اسلام شرق و غرب را به تصّرف در می آورد و در آن وقت،

خداوند خاندان مرا بر اهل گمراهی یاری می دهد و برای ایشان (گمراهان)

تا روز قیامت هرگز پرچمی برافراشته نخواهد شد(5).

5. التشریف بالمنن، ص 9- 368، بخ ملحقات، ح 540.

گفتنی است، با استقرار نیروهای ارتش ناتو در آسیای میانه و عراق و ورود غربیها به مصر در آینده ای نه چندان دور، می¬توان گفت سلطه¬یافتن کافران بر پنج رود یادشده در حال تحقّق می باشد. بنا بر این، در آینده¬ای نزدیک باید منتظر ظهور امام مهدی(علیه¬السلام) و چیره شدن اسلام بر جهان باشیم.

نوسترادموس، پیشگوی بزرگ فرانسوی، واردشدن نیروهای غربی به سرزمین شوم عراق را، که دو رود دجله و فرات از آن می گذرند، سبب نابودی مسیحیان و هم¬پیمانان یهودی¬شان می¬داند:

ای روحانیّت رومی، بپرهیز از نزدیک¬شدن

به سرزمینی که دو رود از آن می گذرد.

نزدیک آنجا خونت فوَران خواهد کرد،

تو و وابستگانت، زمانی که گل سرخ بشکفد(6).

6. سانتوری 2، رباعی 97 (متن انگلیسی و فرانسوی آثار نوسترادموس، ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).

نوسترادموس نابودی نیروهای مسیحی و یهودی در بین¬النهرین را هنگام شگفتن گل رُز، یعنی اردیبهشت (ماه مه) می داند، ولی طبق پیش¬بینی برخی متون قدیم، این حادثه، در دو مرحله رخ خواهد داد: یکی، اندکی پیش از ظهور و در پیِ آشکارشدن گنجی بزرگ ازطلا و نقره در کنار فرات، و دیگری، کمی پس از ظهور و در ماه صفر خواهد بود.

پیامبر اسلام(صلی¬الله¬علیه¬وآله) می¬فرماید:

فرات از کوهی از طلا و نقره پرده برمی¬دارد، و بر سر آن، از هر نه نفر

هفت نفر کشته می¬شوند. پس اگر آن را دیدید، نزدیکش نشوید(7).

7. الفتن، ص 202، جزء 5، ذیل ح 921.

نوسترادموس چنین می¬سراید:

افسوس، ما شاهد نابودی ملّتی بزرگ خواهیم بود،

قوانین مقدّس به کلّی نابود می¬شوند،

مسیحیّت تحت¬الشعاع قوانینی دیگر قرار می¬گیرد،

و این زمانی است که معادن جدید طلا و نقره کشف گردد(8).

8. سانتوری 1، رباعی 53 (متن انگلیسی و فرانسوی آثار نوسترادموس، ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).

سَطیح کاهن، در بارۀ زمان نابودی ستمگران در سرزمین بین النهرین (عراق)، چنین می¬گوید:

در صفری از صفرها هر زورگویی، در محلّ

به هم پیوستن رودها، کشته می¬شود(9).

9. الملاحم، ص 53، بخ 4، ح 1.

همچنین، در روایتی از کعب ¬الأحبار( يهوديي كه تحريفگربسياري ازاحاديث اسلام بوده) می خوانیم:

... آن گاه خداوند باد و پرندگانی را بر رومیان چیره می¬گرداند که

با بالهای خود بر گونه¬های آنان چنان ضربه می¬زنند که چشمهایشان

کنده می¬شود و زمین ایشان را در خود فرو می¬برد. پس در پیِ صاعقه¬ها

و زلزله¬هایی که آنان را فرا می¬گیرد، در درّه¬ای سقوط می¬کنند...(10).

10. الفتن، ص 266، جزء 6، ح 1195.

پیشگویی های نسترا داموس



( سانتوری 1 سروده 70 )

گرسنگی , باران و جنگ

در « پرشیا »

ایستا نمی شود

گروه بی شماری از وفاداران

از فرمان روای خودکامه

رو بر می گردانند

... هایی

...

مخالفت با او

در فرانسه آغاز می گیرد

در فرانسه نسز به پایان خود می رسد

و در همان جا

برای نابودی یک نفر

در پنهان

پیمانی بسته می شود .



در اینجا باید بگوییم که بنا به سه خط آغازین گرسنگی و باران و جنگ هیچگاه برای همیشه در ایران مستدام نخواهد ماند و گذرا می باشد همان طور که کورش بزرگ از خداوند خواست : خدا یا سرزمین هیچگاه دچار خشکسالی و گرسنگی و جنگ پایدار , نگردد

درمورد خط 8 باید بگویم این خط در دست رس نیست و یا شاید مصلحت است نباشد

( سانتوری 1 سروده 73 )

به فرانسه

اتهام زده می شود

که

از سوی پنج کشور همیارش

نادیده گرفته شده است

کشورهای الجزیره و تونس

با یارمندی مردم « پرشیا »

به جنبش در می آیند

لیون , سویل و بارسلون (ادامه مطلب درشمارهء بعدي)


آخرالزمان(3)(شماره 2) .

بسم الله الرحمن الرحيم
آخرالزمان(3)(شماره2)

از پای در می آیند
آن ها به خاطر ونیزی ها
نمی توانند
بشتاب از آن بخش گذر کنند


نکته واضح این سروده این است که در روزگاری ایران که کشور های دیگر را تحت فرمان دارد به ایتالیا و جنوب اروپا حمله می کند و ونیز آشفته خطرشان می کند از خط های آغازین این سروده که راجب هم پیمانان فرانسه است گیرایی خوبی به عمل نیامده است .


( سانتوری 3 سروده 31 )
مردم ارمن
و عرب ها
در نبردگاه « مدیا »
به گرد هم می آیند
افراد و لشگر عظیم
سه بار تمام
با یکدیگر رویاروی می شوند
پس آنگاه
بنا های سلیمان بزرگ
در نزدیکی خط مرزی آراکسیو
ویران می شوند .


از این سروده بر می آید در آینده ارمنی ها و عرب ها در ایران به هم ملحق شوند و در مقابل گروهی دیگر قرار بگیرند
معلوم نیست که ارمن ها و عرب ها که در ایران گرد هم جمع شدند افراد حساب می شوند یا لشگر عظیم به هر حال در درگیری هایی که شمارش 3 می باشد بناهای باقی مانده از حضرت سلیمان که در منطقه آراکسیو ( احتمالا غرب سوریه و لبنان و غرب عراق ) موجود است به کل از میان می رود حال احتمالا" جنگ گروه متحد در ایران که یحتمل به یارمندی ایرانیان نیز هست علیه اسرائیل صورت می گیرد .


( سانتوری 3 سروده 64 )
اسپانیای بزرگ
به دست رهبر پاریس
گشوده می شود
تری رمس
در برابر محمدی هایی که
از « مدیا » و « پارتیا »
برخاسته اند
می ایستند .
پی از آن که آن مرد
سیکلاد را غارت می کند
انتظاری بس بزرگ
در بندر یونان حاکم می شود .
این سروده به تمام نشان از آن دارد که اسپانیا روزی توسط فرانسویان سقوط خواهد کرد در زمانی که فرانسوی ها ئارای رهبری مقتدر دارند در این هنگام تری رمس که نوعی قایق سه پهلوی پاروزن بوده اند در برابر ایرانیان مسلمان که تا آن جا پیشروی کرده اند ایستادگی می کنند و احتمالا" با شکست روبرو شده اند چون مردی که قطعا از نیروهای خودی است سیکلاد را زیرو رو می کند و از دو خط آخر این بر می آید که در آن محدوده ساحلی که قطعا" جنوب اسپانیا است همه چیز تا زمانی نسبتا" طولانی برای یک جنگ نه یک روزگار به یک آتش بس بدل می شود .


( سانتوری 3 سروده 77 )
اقلیم سومین
برج جدی را در بر می گیرد .
پادشاه « پرشیا »
به ماه سپتامبر
در چنگال مصری ها اسیر می شود
جنگ , زیان , خسارت و مرگ
و زان پس ,
برای صلیب ,
شرمساری بسیاری خواهد بود .
این به درستی یکی از پیشگویی های پر دامنه نستراد آموس است که در مورد پرشیا صورت گرقته است و در مورد روزگاری بس بلند می باشد که تا دو خط آخر همه اش کاملا" رخ داده است و دوخط آخرش نیز در حال رخ دادن است او در این سروده درست دقیقا" به برجی اشاره می کند که در همان برج بود که شاه میهن را برای همیشه بدرود گفت و به مصر پناه برد به بهانه سفر و در آن مستقر شد
برخی ها به این اشاره می کردند که مصر برای اینکه شاه را به آمریکا تحویل دهد او را نگاه داشته و در ادامه سروده به دوران جنگ ما و بعد به زیانی که به ما از جنگ رسید و بعد به خساراتی که پرداخت کردیم همان تحریم های آمریکا و شهیدانی که در راه میهن دادیم به عنوان مرگ اشاره کرد و بعد از اینها به شرمساری که دچار صلیب ( نمادی از چیزی ) می شود اشاره می کند که خود شما منظور از این مصراع آخر را حتما" گرفته اید که هم رخ داده است و هم در حال رخ دادن .
( سانتوری 3 سروده 78 )
رهبر اسکاتلند
همراه با شش آلمانی تبار
در چنگال دریا مردانی که از شرق آمده اند
به اسارت در می آیند
آنان
در گذاره دریایی
از تنگه جبل الطارق
و اسپانیا گذشته
و در سرزمین « پرشیا »
به شاه ترس آفرین جدید
معرفی می شوند .


ایران آینده به قدرت و گسترش رسیده تا جایی که گشت های دریایی ایران رهبر اسکاتلند و چند آلمانی را دستگیر و از مسیر دریا گذشته تنگه جبل الطارق را رد کرده و از خاک اسپانیا توسط راه هاي زمینی به ایران آورده می شوند و آنها را به شاه ترس آفرین جدید که استعاره از شاه قدرتمندی است که جهان را خیره خود می کند و جهانیان از او واهمه دارند معرفی می کنند این سروده به روشنی نشان دهنده این است که پارس به قدرت شاهنشاهی قديم خود بر می گردد و توسط رهبري قدرتمند اداره می گردد .


( سانتوری 5 سروده 25 )
شاه زاده ای عرب تبار
سیاره مریخ
و زهره
در برج شمس و اسد
و حکومت کلیسا
در آب های دریا نابود خواهد شد
از سرزمین « پرشیا »
نزدیک به نیم میلیون جنگاور
خاک مصر و بیزانتیوم را محاصره خواهند کرد
شیطان
به راستی
به چشم دیده خواهد شد .


برایند از این سروده این است که توسط شاه زاده ای عرب نژاد در هنگامی که مریخ و زهره در برج شیر و خورشید قرار گیرند حکومت مسیحیان در اروپا به پایان خود می رسد و به زیر آب فرو می رود
این فرو رفتن در زیر آب
هم می تواند طبق علائم آخر الزمان توسط بارانی شدید که همانند باران زمان نوح ( ع ) است پیش آید
و در ادامه به روشنی واضح است که در آینده 500 هزار نفر ایرانی مصر و بیزانس را فتح خواهند کرد و در این میان شیطان خود نمایی می کند حال معلوم نیست منظور اهل باطل است یا خود ابلیس اگر آخرالزمان نباشد پس هدف اهل کفر هستند که خود را نشان می دهند و اگر آخرالزمان باشد بنا به روایات در شبی که روزش از آسمان صدای بشتابید به سوی حق به گوش جهانیان می رسد در آن شب که دعوت ابلیس صورت می گیرد که بشتابید به باطل هدف است و شاید اینها هم نباشد منظور قدرت نمایی ایران مد نظر است که وحشت اروپاییان را سبب می گردد .


( سانتوری 5 سروده 27 )
دلیر مرد « پرشیایی »
با سلاح های آتشناک خود
از نزدیکی های دریای سیاه
برای تسخیر ترابوزان خواهد آمد
فاروس
و میتلین به لرزه در می آیند
و خورشید
به دریای آدریاتیک
که مملو از اجساد اعراب است
خواهد تابید .


در این پیشگویی باری دیگر سخن از پرشیا ست و مردی که از پرشیا بر می خیزد و با سلاح های آتشناک خود به قصد تسخیر بندر ترابوزان که در کناره دریای سیاه و متعلق به ترکیه است آهنگ جنگ می کند و با آمدن او سونان و جزیره فاروس که در کشور مصر قرار دارد و در گذرگاه ورودی بزرگ ترین بندر آن پتولمه فانوس دریایی دنیای باستان که یکی از شگفتی های هفت گانه جهان است وجود داشته به سختی خواهد لرزید .
با استناد به این پیشگویی باید گفت پس از انجام نبرد هابب که در گذاره آن دریای آدریاتیک از اجساد کشتگان عرب پوشیده می شود قدرت ایران بسیار فزونی یافته و مرزهای آن تا میتلین = یونان , فاروس = مصر و ترکیه = دریای سیاه گسترش می یابد .
( سانتوری 5 سروده 86 )
بزرگ شهر
که به یک سر و سه بازو
بخش شده است .
از جریان آب
به سختی آسیب مند خواهد شد
دسته هایی از
مردان بزرگ
که
در میان گروه تبعیدیان هستند
آواره می شوند
پیشوای « پرشیا »
بر بیزانس
فشارهای سختی
وارد خواهد آورد .


در این سروده شهری از جریان آب که بی شک سیل بزرگی مد نظر است آسیبی می بیند که احتمالا" نقشه این شهر به یک سر و سه بازو شبیه است مردان بزرگی که در بین گروه های مردم از آن جا کوچ کرده اند پراکنده و آواره می شوند و پیشوای ایرانیان در آن هنگام بیزانس را در سیطره خود قرار می دهد .
جیمس لاول , ژوبرت و اریکا چاتهام مفهوم این سروده را به نبردهای ایران و عثمانی در سده های هفدهم و هیجدهم نسبت می دهند ولی بنا به گفته برخی صاحب نظران این سروده به این زودی ها رخ نخواهد داد ( البته به زمان آنها شاید الان نزدیک باشد ) به هرسان در این سروده به آنچه که در پرشیا و در بیزانس ( احتمالا" ترکیه مد نظر است ) روی خواهد داد اشاره شده است سیلی بزرگ و ویرانگر در راه است در کجا ؟ نمی دانیم ؟
ولی شک بیشتر به استانبول می رود بزرگ شهری که در کنار آب است . (ادامه مطلب درشماره بعدي)

۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

آخرالزمان(3)(شماره 3) .

بسم الله الرّحمن الرّحيم
بسم الله الرحمن الرحيم


آخرالزمان(3)(شماره 3)

البته اگر این بزرگ شهر رایک کشور در نظر بگيريم به نکات جالبی می رسیم چون در آینده بنا به گفته پیشگوها و روایات قرار است ایران گسترش یابد در این حال نقشه اش یک سر که دریای خزر و اطرافش باشد و سه بازو که یکی در شرق که یک منطقه وسیع هم مرز چین است و یکی منطقه شمال غربی که ترکیه و بخش جنوب شرقی اروپا است و یکی مناطق عربستان و مصر است بدل می شود طبق شواهد نقشه ایران نه تنها تمام سرزمین هایی که در طول تاريخ بر آن حکم رانده است شامل می شود بلکه مناطق تاریخی جدید نیز شامل می گردد .



(سانتوری 10 سروده 21 )

شهریار بزرگ

در همان زمانی

که

به مردی بازنده

از هواداران لجوج خود

جواهری را هدیه می کند

به قتل می رسد

پدر که آرزومند نفوذ بر پسر خویش است

به نجابت تمام

همان کاری را با او می کند

که

زمانی مغ ها

در « پرشیا » انجام می دادند .



در این سروده ایران نقش محوری ندارد و من آن را به خاطر عنوان مطلبي که بود : (( پیشگویی های نستراد آموس که در آن به صراحت نام ایران بیان شده و حکومت تاییدشان کرده است و چاپ نموده )) آوردم تا سروده ای از قلم نیفتد و فقط به عنوان یک مثال برای پیشگویی آورده شده است .

نستراد آموس در دو خط پایانی سروده به روشنی به آگاهی خود از روش های مغانه اشاره می کند حال باید دید مغ های باستانی آریایی در آن هنگام که با پسری نا اهل روبرو می شدند چه می کردند .

در تعریف روش تربیتی نوآموزان مهر آورده اند , که با آنان به خشونت بسیار رفتار می شد و تا از انواع آزمایش های هولناک سرافراز بیرون نمی آمدند به آنان اجازه ورود به هفت راه عشق داده نمی شد پیشگو در این جا از یک پدر و یک پسر سخن می آورد اما کدام پدر و پسر , شاید اشاره نوستراد آموس به یک « پیر = پدر » انجمنی و یک « مهر آموز = پسر » است اگر این چنین باشد بی گمان این پسر بنا بر آیین نامه رایج انجمن میترایی به راهی که دلخواه پدر است کشانیده می شود .

( سانتوری 10 سروده 86 )

پادشاه اروپا

به همراهی آنانی که

از بخش شمالی فرآ می آیند

لاشخور واره

از راه می رسد

تا

بر نیروی بی شماری از سرخ ها و سپیدها

فرمانروایی کند

کشور آلمان

به سوی پادشاه بابل

پیش خواهد راند .



بی شک نوستراد آموس از به کار رفتن واژگان ترکیبی پادشاه اروپا در این سروده هدفی را دنبال کرده است می دانیم که در گذشته اروپا هرگز یک پادشاه واحد نداشته است اما شاید در آینده دراتحاد اروپا تشکیل واقعی خود را به دست آورد در باره پادشاه اروپا و سرخ ها و سپیدها و آنانی که از شمال می آیند باید گفت اریکا چاتهام و چند تفسیر نویس نوستراد آموس دیگر نیروهای متحدی را که به مخالفت با ناپلئون برخاسته و او را نخست به سنت هلن و سپس به گور فرستادند همان « پادشاه اروپا » شناخته و نیروهای سرخ و سپید را هم به ترتیب انگلیسی ها و اتریشی ها و آنانی را که از شمال می آیند , روس ها دانسته اند .

این پیشگویی از آنجا که نام بابل را یدک می کشید حائز اهمیت است.

................................................

پیشگویی های برجسته درباره ایران

به انقلاب و جنگ ايران اشاره کرده سنتوری 1 - 92

زیر صلح یک مرد همه جا شناخته میشود

ولی به زودی بعد از آن غارت و چپاول خواهد شد

به خاطر اجتناب، شهر، سرزمین و دریا گشوده خواهد شد

تقریبا یک سوم یک ملیون میمیرند یا به اسارت میروند

سنتوری 10 - 21

شهریار بزرگ در همان زمانی که به مردی بازنده از هواداران لجوج خود جواهری را هدیه می کند به قتل می رسد پدر که آرزومند نفوذ پسر خویش است به نجابت تمام همان کاری را با او می کند که زمانی مغ ها در پرشیا انجام می دادند.

شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى در خواهد آورد، از جانب ايران (پرشيا) بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد.

3 از كشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شريعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مى‏شود. از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت.

4.مرد مشرقى از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براى ديدار فرانسه از كوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، درياها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد

(قرن 2 – قطعهء 29 )

مرد شرقي، به زودي از محل استقرار خويش خارج خواهد شد.

او از طريق آپنينز (Apennines) به فرانسه خواهد رسيد.

او در مسيرش از آسمان، دريا و سرزمين‏هاي پوشيده از برف و يخ گذر خواهد كرد.

او همگان را با دستهء پرچمش مضروب خواهد ساخت.



دو محاصره، در گرمايى سوزان، انجام مى‏گيرد. آن مرد، از فشار تشنگى، به خاطر دو فنجان مملو از آب، كشته مى‏شود. دژ نظامى، مملو مى‏شود، و يك آرمانگراى كهنسال [خمينى] نشانه‏هاى نيرا (سرزمين ايران) را به اهالى ژنو [سازمان ملل متحد] نشان خواهد داد.

6. رهبر پاريس، اسپانياى بزرگ را اشغال مى‏كند، كشتيهاى جنگى در برابر مسلمانان [محمدى‏ها] كه از پارتيا [ناحيه‏اى در ايران] و مديا [ناحيه‏اى در ايران] برخاسته‏اند، مى‏ايستند. آن مرد، سيكلاد [اروپا] را تاراج مى‏كند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر يونان حكمفرما مى‏شود .

در هنگامه دميدن خورشيد، آتش بزرگ، ديده خواهد شد؛ صدا و روشنايى، در امتداد شمال، ادامه خواهد يافت. در ميانه كره خاك، مرگ و آواى مرگ، شنيده خواهد شد؛ مرگ از درون سلاحها، آتش و خشكسالى آنان را به انتظار خواهند نشاند. در خاتمه، اين سرزمين به واسطه جنگ جهانى سوم نابود و نامسكون خواهد شد.

8 .سرزمين مسكونى، از سكنه خالى خواهد شد؛ براى به دست آوردن سرزمينها، جدال و اختلاف شديدى درمى‏گيرد؛ قلمروها به مردانى سپرده خواهد شد؛ كه از غرور و سربلندى تهى خواهند بود. سپس، براى برادران بزرگ، نفاق و مرگ پيش خواهد آمد .



شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، ديده خواهد شد. در مركز رن، جنگ و خشكسالى به بار مى‏آيد، كمك خيلى دير مى‏رسد. پرشيا (ايران) حمله آورده و ماگدونيا و در جاى ديگر مى‏گويد: (مقدونيه) را به محاصره درمى‏آورد.

9. تو اى فرانسه! اگر، از آبهاى ليگوريا گذر كنى؛ خود را، در ميانه دريا و جزاير، در محاصره خواهى يافت؛ و پيروان محمد، در برابر تو خواهند ايستاد. و همچنين تو، اى درياى آدرياتيك! استخوان خران و اسبان را خواهى جويد.

10 و باز مى‏گويد: آن مرد، با سلاحها و آتش درخشان، در نزديكى درياى سياه، از پرشيا براى تسخير ترابوزان خواهد آمد. فاروس و ميتيلن به لرزه در خواهد آمد؛ خورشيد، درياى آدرياتيك را كه مملو از اجساد اعراب است؛ روشن خواهد كرد.

كسوفى در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح(ع) و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتى به خود نديده است

مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پيش خواهد تاخت. از سوى اهالى بيزانس به او خيانت خواهد شد. از شهر قديمى رودس به پيشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسيار خواهد شد.

13 .در حوالى درياى آدرياتيك بر اثر طوفانى عظيم، كشتى غرق مى‏شود و زمين به لرزه درآيد و به سوى آسمان پرتاب مى‏شود و دوباره فرو مى‏افتد؛ در مصر جنبش پيروان محمد افزايش مى‏يابد و پيكى به (آن سوى مرزها) فرستاده مى‏شود تا خبر را اعلان كند. ... شهرها آلوده و كثيف گشته، باعث اعتراض و شرمسارى زيادى خواهد شد، و تاريكى و جهل فقط با درخشش نور از بين مى‏رود و با تغييراتى حكومت جهل و ظلمت پايان خواهد يافت... رهبرى اصلى مشرق زمين با شورشهاى زيادى روبرو خواهد شد، كه اكثراً از طرف شمالى‏ها و غربى‏هاى مغلوب شده است، كه عده‏اى كشته و برخى مورد آزار قرار گرفته‏اند و بقيه در حال گريزند و فرزندانشان كه از زنان متعددى هستند، زندانى شده‏اند .

جنگ و خونريزى براى مرتبه سوم یعنی جنگ جهانی 3 حتمى است؛ آتش به حدى است كه درياها به جوش مى‏آيد و از دولت‏ها فقط دو دولت و از جهان فقط نيمى باقى مى‏ماند...

15 .شاهزاده ليبيايى [كه نماينده حكومت ايران است] در غرب به قدرت خواهد رسيد، يك فرانسوى از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند اديب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پيشى مى‏گيرد...

16. در نزديكى سوربن جهت حمله به مجارستان قهرمانى از اهالى برودها [سياه‏پوستان] به آنان هشدار خواهد داد. رهبر بيزانس، سالون از اسلاوينا، آنان را به شريعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.



امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد؛ پيروان اسماعيل جايگاه بى‏مانع خواهند يافت. آدمهاى نادان همچنان خواستار كارمانى [شريعت كهنه] هستند. تمامى حمايت كنندگان [محمدص] سراسر گيتى را خواهند پوشاند.

از متون باستاني زرتشتيان و روايات اسلامي چنين برمي آيد كه در دوره‏‎آخرالزمان و پيش از خروج آخرين دجال، جهانيان با سه سال سخت و پُر بلا روبه رو خواهند شد. درسوشيانت (ص ۹۷، بخش ۴، يادداشت ۱) آمده است:

در پايان هزاره هوشيدر بامی، ديوی مهيب به نام «مَلْكوش»، زمستانی سخت و ترسناك پديد می آورد، و در مدت سه سال ، سراسر گيتی را با برف و باران و تگرگ و باد سرد و طوفان ويران می سازد، و مردمان و جانوران و ديگر موجودات روی زمين را نابود می كند.

در كتاب عقدالدرر (ص ۳۴۵، ب ۱۲، ف ۲) از پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) چنين نقل شده است:

... بی گمان پيش از خروج دجال ، سه سال سخت خواهد بود

كه در آنها گرسنگی دامنگير مردم مي شود... .

طبق روایات اسلامی، حاکمان عراق، شام، مصر و حجاز، پیش از ظهور امام مهدی(علیه السلام) کشته می شوند.

در حدیثی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) آمده است:

... در ماه صفر صدایی خواهد بود... .

(الفتن، ص ۱۵۳، جزء ۳، ح ۶۱۱)

در روایتی از کتاب عبدالله بن بشار می خوانیم:

هر گاه خدا بخواهد آل محمد را چیره گرداند، جنگ را از ماه صفر تا ماه

صفر پیش می آورد، و این در آستانه خروج مهدی (علیه السلام) است.

(الصراط المستقیم، ج ۲ ، ص ۲۸۵، ب ۱۱، ف۱۱) (ادامه مطلب درشماره بعدي)