بسم الله الرحمن الرحيم
يكبارديگرگاهنامه هيركاني:
چندسال قبل اين كارراآغازكرده بودم اما بدلايلي متوقف ماند.اكنون قسمت هايي ازمطالب گذشته رامي آورم تاكسانيكه قبلاًمطالعه نكرده اند،مطلع گردند؛سپس درادامهء كارگاهنامه انشاالله مطالبي خواهم نوشت.
پنجشنبه، 3 مهر، 1382
بنام خداوند غيب و شهادت
گاهنامه هيرکانی
شماره :۱
موضوع : سرآغاز
سرآغاز: بنام صاحب اسماءالحسنی که خالق بی نهايت نمودهايی است که ما را در شناخت" بود" راهنمايی می کنند . خدايی که صاحب و پروردگار جهانيان است و بخشنده و مهربان .
انتخاب کلمه گاهنامه به دليل تکيه نکردن به کميّت مطالب جدای از کيفيّت است . زيرا ممکن است قول روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و ... انسان را موظف به پر کردن مطلب برای زمان معينی سازد که از عوارض جانبی آن پرداختن به کميت و دوری از کيفيت گردد . و انتخاب کلمه هيرکانیبه دليل وطنی است که تاريخی بس کهن دارد و در هر زمينه ای که فکرش را بکنيم تاريخی را گذرانده است و موقعيت طبيعی آن خاص خود است ؛ چه در بر دارنده دشت و کوه و دريا و صحرا و باتلاق و جنگل و ... و ... است و به قول خارجی ها که در سفرنامه های خود اعتراف کرده اند" زيباترين نقطه جهان". اينجا سرزمينی است که بزرگان بسياری از آن برخاسته اند . بزرگانی همچون : شيخ فضل الله استرابادی ، ملامحمدباقر استرابادی ومير ابوالقاسم فندرسکی .
(فندرسكي)
شناخت اين سرزمين کاريکی دو نفر نيست برای معرفی اينجا نياز به بسيج متخصصين در رشته های گوناگون علوم و فنون است که به صورت گروهی هر دسته ای معرف موضوع و کار خاصی باشند . من از ترس متهم شدن به تعصب همينجا ادامه سخن را قطع می کنم و قضاوت را به شناخت و سعی خودتان واگذار می نمايم اگرچه حرفهای ناگفته بسيار دارم . اما به ميزان وسع و توانم ان شاءالله در آينده در خدمت خواهم بود تا عملا سهمی در معرفی اين سرزمين کهن داشته باشم . مطالب در ارتباط با دين و علم و هنر و ورزش و تاريخ و ... خواهد بود و اميدوارم مورد پسند و علاقه شما واقع گردد .
علوم غيبی : جهان خلق و امر در تقسيم بندی قرآنی به ماوراء و مادون تقسيم نشده ...... بقيه مطلب در شماره بعدی
جمعه، 11 مهر، 1382
بنام خداوند غيب و شهادت
گاهنامه هيرکانی
شماره : 2
موضوع : علوم غيبی
خداوند دوجهان آفريده يکی در"غيب"ويکی در"شهادت"من از اشاره به آيات درقرآن صرف نظر می کنم هرکس می خواهد دراين زمينه تحقيق کندمی تواندبادقت درآيات قرآن وبکاربردن"تفکر","تعقل"و"تدبّر"شناخت خوبی کسب کند.اماازجهان"شهادت"که بگذريم جهان غيب دوتااست يکی جهان غيبی است که خاص خداوند است وبر همه کس حتی پيامبران پوشيده است .ديگری جهان غيبی است که می تواند برای اهل راز به جهان شهادت تبديل گردد.
هدايت های الهی به طرق گوناگون صورت می گيرد.يکی ازراه هايی که خداوندانسان رااز ان راه ازغيب باخبر می سازد,"وحی"است.خداوند با"وحی"بوسيله بهترين کسانی که برمی گزيندپيامش رابه بشر ابلاغ می کندتاراه"رشد"رااز
راه"منفی"تشخيص داده وبسوی مثبت ها(که دعوت شده اند)آيند. يکصدوبيست وچهار هزارپيغمبرآمدندورفتندو آخرينشان حضرت محمد(ص) بودووحی قطع شداماچيزهايی برای ارتباط باخداباقی ماند.ازجمله"مبشرات"واين مربوط به جهان رؤيای خواب است.(باامسال به شکرخدا حدودسی ويک سال است که درارتباط بارؤيای خواب دارم تحقيق می کنم وخصوصاً دررابطه با"تعبيرخواب"وان شاالله اين تجربه درخدمت شماقرار خواهدگرفت)امامبشرات يک جزء از چهل وشش جزء وحی است.واين فرموده حضرت محمد(ص) به ابوذراست.بقيه راه های هدايت الهی وابزارهای شناخت جهان غيب رافعلاًنام می بريم(البته چند تايی) تابعداً انشاالله شرح داده شود.يکی الهامات است که ازراه های گوناگونی به انسان می رسدازجمله تله پاتی وخواطر رحمانی، پرش اعضاء بدن(نه هرپرشی) و...يکی روش تمرکز دادن بااستفاده ازهرچه که وسيله تمرکز باشد مثل فال باقهوه، فال حافظ، نگاه درآينه، نگاه درگِل ،فکر نکردن وهيچگونه تصور وتجسمی به ذهن راه ندادن و... هرموضوعی بحث مفصلی دارد انشاالله بعداًشرح داده خواهد شد. نيايش واعتقادات ومعجزات و...و... دراينجابادرست وغلط بودن راه کاری نداريم فعلاً درحد معرفی است دراديان مختلف راه های متفاوتی برای ارتباط است مثلاً شَمَن های مغول باروش خاصی آينده بينی دارند.سرخ پوست های آمريکا مراسم خاص وروش های خاصی دارند.دريوگا به نحوی ودرهرمکتبی به طريقی خاص ارتباط برقرارمی شود.
فعلاًازجهان ِ خواب ديدن شروع می کنم که تخصص من بوده واز علت گرايش من به دقت دررؤياهای خواب مطلب آغازمی شود.امادقت داشته باشيدجهان ر ؤياها بردوقسم است يکی رؤياهای بيداری وديگری رؤياهای خواب وهرکجالازم باشدکه به رؤياهای بيداری اشاره گردد انشاالله ازاشاره به کلمه "بيداری" غافل نخواهم ماند.
علت گرايش من به پژوهش درارتباط باخواب ديدن:
از جمله موضوعاتی که از دوران کودکی ذهن مرابه خودمشغول می داشت خواب ديدن بود تااينکه حدودسال هزاروسيصدوپنجاه ويک که چهارده سال داشتم متوجه ديدگاه های متفاوت ومتضادی درارتباط با خواب ديدن وتعبيرخواب شدم من ازهفت سالگی کتاب خواندن راشروع کرده بودم وبصورت زنجيره ای وپی درپی به کتاب خواندن ادامه دادم وتاکنون به برکت الهی دست از مطالعه برنداشته ام اگرچه تا حدودپنج سال اول فقط کتاب داستان می خواندم اما بتدريج کتاب های علمی وفلسفی و... جای خودرابه کتاب های داستان دادند تا اينکه در چهارده سالگی کتبی درارتباط با خواب مطالعه کردم نويسندگان اين کتاب ها ايوان پترويچ پاولف ،ک پلاتونف،س پلاتونف و...بودند.من متوجه شدم آنچه راکه تجربه می کنم ودرکتب ديگر می خوانم باآنچه در آثار ماترياليستها است کاملاً فرق دارد؛ضمناًاقوام وآشناها صحبت ازخواب هايی می کنندکه آينده رانشان داده وقبل ازوقوع حادثه ای ياکاری خوابش راديده بودند.اين تضادموجب آن گرديدکه بيشترتحقيق کنم وبيشتربه تفکربپردازم وازآن زمان تاکنون اين پژوهش ادامه يافته واميدوارم خداوند اين تلاش راازمن نگيرد.اينگونه بودکه به خواب ديدن دقت کردم ابتدا از يکسو نظر "خواب وخوراکی ها" وسپس نظرفرويدوديگرروان شناسان رامطالعه کردم بعدهرکتابی راکه درارتباط باخواب ديدن بودمطالعه می کردم.واز ديگرسواصل تجربهء من درمشاهده وادراک خواب های خودم و وخواب های اطرافيان بود.تاده سال هم توان تعبيرخواب کاملی نداشتم اما پس از ده سال خوابی ديدم که باعث شدقدرت تعبير داشته باشم وآن خوابی بودکه تعبيرش اين بود که ازعالم غيب وعالَم الهی علم تعبيرخواب به من بخشيده شده.ازآن پس خواب های خودم واطرافيان راتعبيرمی کردم.اگرچه اين علم ازعالم ديگری آمده بوداما دوچيز روی من تأثيرزيادی گذاشته بودوخيلی به من کمک کرده بود يکی نظرات "کارل گوستاو يونگ "وديگری کتاب " کامل التعبير " معروف به تعبيرخواب ابن سيرين که مؤلف آن ابوالفضل کمال الدين حبيش ابن ابراهيم تفليسی است.مؤلف درآغاز کتاب می نويسد:«...وبرنسق حروف معجم تأويل خواب هابه فارسی واضح آوردم از کتب معبرين که دراين علم نفيس معروف اندچون کتاب"اصول"دانيال(ع) وکتاب "تقسيم" حضرت امام جعفرصادق(ع) وکتاب "جوامع" محمدابن سيرين وکتاب "دستور"ابراهيم کرمانی وکتاب "ارشاد" جابرمغربی وکتاب"تعبير"اسماعيل بن اشعث وکتاب "کنزالرؤيا" مأمونی وکتاب"تعبيربيان"عبدوس وکتاب"تعبير"حافظ ابن اسحق وکتاب"جمل الدلايل" وکتاب"ايضاح التعبير"فخری وکتاب" کافی الرؤيا" وکتاب"تعبير"معروف طاووس وکتاب "مفرح الرؤيا"وکتاب "تحفة الملوک"وکتاب "منهاج التعبير"خالد اصفهانی وکتاب "مقدمة التعبير"وکتاب "حقايق الرؤيا"وکتاب"وجيزه"ء محمدساهونه وکتاب متفرق ازکلمات هرکس که دراين علم تصنيف کرده اند پس اختيارکلام اين جمع يادکرده شد ونام اين کتاب را"کامل التعبير"نهاديم زيراکه دراين علم ازاين کاملتر به فارسی نساخته اندو...».
دراين کتاب حکاياتی دربارهء ابن سيرين نقل شده که انسان ازهنرتعبيرخواب اين مرددرشگفتی می ماند. من به دو سه حکايت اشاره می کنم ومطمئنم شما نيزشگفت زده ومتحير خواهيد شد.
-« مردی به ابن سيرين گفت به خواب ديدم که هفتاد برگ شمرده ازدرختی به من دادند.ابن سيرين گفت هفتاد چوب بربدن توبزنندپس هم درآن هفته هفتاد چوب اورازدند سال ديگر آن مرد همين خواب ديدکه هفتاد برگ شمرده از باغی به وی رسيد پيش ابن سيرين آمدوخواب راگفت.گفت که دراين سال هفتاد هزاردرم سيم به تورسد.مردگفت همين خواب پارسال ديدم گفتی هفتاد چوب بربدن توبزنندوامسال اينگونه تعبيرمی کنی که هفتاد هزاردرم سيم به تورسد تأويل اين خواب چگونه است گفت ای فلان پارسال ازمن پرسيدی وقت خزان بودکه درختان خشک بودندوبرگ های درختان فروريخته حکم آن بودکه ترامعلوم کردم اکنون هنگام بهار است ودرختان روی به اقبال آرند حکم آنست که گفتم.پس درآن سال هفتاد هزاردرم سيم وی راحاصل گرديد.».
-«ابوخلده حکايت کرد پيش محمدبن سيرين بودم که مردی بيامد وگفت بخواب ديدم که درآستين بنجشکان داشتم ويک يکی رابيرون می آوردم ومی کشم وشهادت می گفتم وآن رادرچاه می انداختم تأويلش چگونه بود ابن سيرين گفت خانه کجاداری گفت فلان محله وفلان کوچه ابن سيرين گفت يک ساعت بنشين تابازآيم پس برخاست ونزدپادشاه رفت واوراآگاه کردکه حال خبيثی است ودرايذای مردم است ومردمان پادشاه رادرخانهء اودرآوردندودرآنجاجستجوکردندديدندکه قريب به پنجاه مردکشته ودرآنجاانداخته بدانستندکه آن مردايشان را به حيله بدانجامی بردومالش رامی گرفته وايشان رامی کشته ودرخانه می انداخته وپادشاه وقت بفرمودتااوراکشتندومردم از تعبيراين به شگفت ماندند».
-« حکايت کنندازابوخلده که اوگفت پيش محمدبن سيرين بودم مردی بيامدوگفت به خواب ديدم که ازبُلبُله آب می خوردم وآن بلبله رادودربودازيکی آب شيرين خوش طعم خوردم
وازيکی آب شوروتلخ ابن سيرين گفت توزنی داری وخواهرزنی وهردورابه کار می داری توبه کن وازخدای تعالی بترس مردگفت چنين است که توگفتی توبه کردم وبه خدابازگردم».
بااينکه کتاب" کامل التعبير" تأثيرزيادی برمن داشته اماروش تعبيرمن آنگونه نيست که برای همهءخواب هابه آن کتاب مراجعه کنم ومطابق با جدول خواب هاراتعبير کنم.من برای دسته ای ازخواب هاازاين جدول ها استفاده می کنم ومعتقدم کسانی که برای تعبير خواب همهء خواب هارابااين جدول ها تعبيرمی کننددراشتباهندممکن است بعضی ازخواب ها مطابق باجدول باشدودرست تعبيرشوداين دسته ازخواب ها در ارتباط با"کهن الگوها"و"ناخودآگاهی های قومی" اندکسانی که مايلنداطلاعاتی کسب کنند می توانندبه کتاب "مقدمه ای برروانشناسی يونگ"ازفريدافوردهام و"انسان وسمبل هايش "يونگ مراجعه نمايند.قسمی از عناصرخواب هامربوط به سمبل های بين المللی وقسمی نژادی وقسمی خانوادگی وقسمی هم شخصی اند.اماعناصر ساختهء بسياری ازعوامل اندهرچه برشخصيت انسان تأثيرمی گذاردبرخواب ديدن نيز تأثير دارد؛حالاازوضعيت اقتصادی شخص گرفته تاتعليم وتربيت وجغرافياونوع تفکروسطح آگاهی ونوع بينش ونگرش به جهان. سن وفصل وقوميت و...و...
من نسبت به کليه شرايط شخص وجايگاه اودرتعبير درارتباط بامتن رؤياخوابش را تعبيرمی کنم اول بدون هرگونه تفکروذوق وسليقه وقضاوتی خواب راتجزيه می کنم سپس عناصر تجزيه شده رادرارتباط بايکديگرمعنی می کنم آنگاه معنارادرترکيب مشخص می کنم. متن تعبير شده با جزئيات آن بدست می آيد سپس به عنوان نتيجهء تعبيربطورکلی آنرابيان می کنم.هيچگاه برطبق ذوق وسليقه وخلاقيت های ذهنی من درآوردی نظر نمی دهم ومخالف هرنوع تعبيرذوقی هستم تعبير خواب علم ا ست همان علمی که خداوندبه حضرت يوسف(ع)عطاکرده.کسی که تعبيرمی کندنبايدازپيش خودش ببافدونظربدهدازاين نظر هيچ فرقی بين علم تعبيرخواب وعلم فيزيک وشيمی و...نيست.کسی که تعبيرغلط می کندبرذهن بينندهء خواب فکروتجسم غلط می نشاند واگرخواب بيننده تحت تأثير اين تأويل غلط باشدوتجسم منفی ادامه داشته باشد نتيجه وقوع تأويل غلط خواهد بود.برای آگاهی ازنتايج افکارمنفی ومثبت کسانی که مايلند کتاب های ماکسول مالتز،آنتونی رابينز،ژوزف مورفی وديگرکتب روانشناسی پيروزی رامطالعه کنند.
- چراوبه چه دليل بشربه تعبيرخواب نيازمنداست؟
عنوان يکی ازکتاب های الکسيس کارل"انسان موجودناشناخته "است. به حقيقت انسان موجود ناشناخته وپيچيده ای است . بسياری ازتوانايی هايی که خداوندبه انسان بخشيده هنوزناشناخته مانده است. خوشبختانه اخيراًدانشمندان متوجه شده اند که طبيعت،موجودات وانسان دارای قدرت های پنهان ومرموزی هستند که علم ازآن غافل مانده بودوسعی دارنداين اسرارراکشف کنندوتاحدودی هم موفق شده انداما اکنون درآغازاين راه طولانی اند.
درگذشته های نه چندان دورزمانی که اهل علم به تجربه محض تکيه داشتند نسبت به اين بخش از طبيعت بی اعتنابودندواين بی اعتنايی موجب عقب ماندگی گرديد اما دانش امروز بشرفقط به علوم تجربی تکيه نداردوبسياری ازواقعيت هاکه باعلت های ناشناخته ای درارتباطندرادرنظر دارد.اين حرف يونگ روی من خيلی تأثيرگذاشت که گفت به جايی رسيده ام که حتی جرأت نمی کنم خرافات راردکنم.آفرين به اين نگاه عميق ووسيع.زمانی بود که عده ای ادعا می کردندتاماروح رازيرچاقوی جراحی حس نکنيم نمی پذيريم ياتاخدادرپروازفضايی(به کره ماه) ديده نشود قابل قبول نيست. اما امروزاين حرف هاخنده داراست.ردکردن يک موضوعی که ظاهری خرافی داردممکن است ماراازشرآن موضوع که موجب دردسرماشده ونمی توانيم سردربياوريم راحت کندامااين نوع بررسی وتحقيق عاقلانه نيست.خوشبختانه نوابغ علوم بانگاه عميق وبلندشان اين بی اعتنايی راکنارزدند. ديروزاين نوابغ انشتين،يونگ،اروين شرودينگر،هايزنبرگ و...بودندوامروزکسانی ديگروفردانيز ديگران؛بشرراه رايافته است. ازجملهء موضوعاتی که موردحمله قرارگرفته بودتعبير خواب وخواب های آينده بين وروح بود.اين بود که تعبيرخواب تاحدودی فراموش شدوفقط بانگاهی عوامانه مطرح می شد. درحاليکه خواب انسان رابه منبع اگاهی ومنبع نبوغ متصل می کندوبازبان رمزبااوسخن می گويد.آيابايداين زبان رمزراشناخت يااينکه بطورکلی آنراردکردبطوری که فراموش شود. بی دليل نبود که اريک فروم عنوان کتابی که درارتباط بارؤياهای خواب نوشت را"زبان ازيادرفته" گذاشت.درهرصورت اگردقت کنيم خواهيم ديدکه زبان رمزازتوان بالايی برخورداراست همانطورکه زبان رمزی افسانه هااينگونه است.ازيکسوتوان وتأثيرگذاری رابايددرنظرگرفت وازسوی ديگر فهم اين ارتباط. ارتباط بامنبع نبوغ. بسياراختلاف است بين انسان مرتبط باانسان غيرمرتبط. تکيهء انسان مرتبط به عقل ِ ماورای عقل که منطق ِ ماورای منطق دارداست. روان انسان دوقسمت است يک قسمت مربوط به کارهای معمولی است اماقسمت ديگرمنبع دانايی است وعلم ازگذشته ،حال وآينده داردوازگوشه وکنار کيهان باخبراست.ازمشکلات انسان وراه حل آن نيزاطلاع داردودرموقع خواب اين دوقسمت ارتباطشان مستقيم می شود؛قسمتی که می داندبه قسمتی که نمی داند به رمزاطلاع می دهد.اين اطلاع ،خواب ديدن است.اگر زبان رمزی رؤيای خواب رابدانيم ازگذشته،حال وآينده ومکان های ديگروهرچه که لازم بوده بدانيم مطلع خواهيم شدومتوجه اشتباهات واشکالات خواهيم شد.روح انسان منبع خيرودانش است.خداوندروح راشبيه خودش آفريده يعنی شبيه نودونه اسم نيکو. خدامطلق از هر اسم است انسان هم به درجهء سعی وتلاشش به اين اسماءالحُسنی می رسدوبطورنسبی با دانش اسماء به خداوند نزديک می شود. خداوندوحی رادرروح قرارداده ويک جزء ازچهل وشش جزء آن ازطريق خواب به انسان می رسد. هنر تعبير خواب آگاهی ازاين وحی است.واين علم؛علم ِ مقدسی است. علمی که پيامبران وامامان وبسياری ازبزرگان ازآن بهره مندبودند.
......................................................
اين مباحث ومطالب ادامه داردوانشاالله درشمارهء بعددرخدمت خواهيم بود.
شنبه، 28 مهر، 1382
بنام خداوند غیب و شهادت
گاهنامه هیرکانی
شماره:3
موضوع :علوم غيبی
برای فراموش نکردن رؤياهای خواب چه بايد کرد؟ اگربهترين حافظه راهم داشته باشيم قسمی ازرؤياهای خواب ها فراموش می شوند. چرا؟ زيرادسته ای ازرؤياهای خواب ها برای فراموش شدن هستند!رؤياهای خواب بردودسته اندقسمی که برای حفظ تعادل روان ودرست کارکردن مغز است مربوط به مانيست اينها برای گفتگوی خودآگاه وناخودآگاه هنگام خواب است اينهابرای سلامتی انسان است وبرای فراموش شدن.اماقسم ديگرپيام برای انسان است که بداند مشکلات چيست وراه حل کدام است. برای اينکه اين دسته ازروياهای خواب فراموش نشوندبايدهميشه بيان شودحتی خودمان برای خودمان رؤياهای خوابمان راتعريف کنيم.هرچه بيشتردقت کنيم متوجه می شويم که چقدررؤيای خواب داريم که قبلاً ازآن غافل بوده ايم.بهترين کارنوشتن خواب هاباذکرزمان آن است(مثلاً فلان روزوساعت ودقيقه اين رؤيای خواب ديده شده) وبرای نوشتن کافی است هنگام خواب يک چراغ مطالعه وقلم(مداد) ودفتربالای سرمان باشدوهرلحظه که بيدارشديم خواب هارايادداشت کنيم اگرحدوددوماه اين کارراتمرين کنيم موفق خواهيم شد.
- چگونه راه های رسيدن الهامات راهموارکنيم؟
کليدحل اين موضوع پاکی درزندگی است واززيرمجموعه هايش صداقت. تکيه بر پندارنيک،گفتارنيک وکردارنيک خصوصاً پرهيزازحرام خواری.
تونيکی می کن ودردجله انداز
که ايزد در بيابانت دهد باز
(سعدی)
اگرچه نيت اخلاص بايدباشداماچه بخواهيم وچه نخواهيم جواب کارخير،خيروبرکت است حتی يک صدقه ناقابل رفع بلا می کند. يک ذرهء کارنيک وبدبی حساب وجواب نيست .هرکاری که بکنيم به خودمان بازمی گردد.
اين جهان کوهست وفعل ماندا
سوی ما آيد ندا ها را صدا
(مولوی – مثنوی دفتراول 215)
من اگرنيکم وگربد توبروخودراباش
هرکسی آن درودعاقبت کارکه کشت
(پيرخرابات)
کافی است پاداش اين پاکی يک رؤيای آينده بين باشد؛رؤيايی که ازيک تصادف يايک حادثهء ناگوارماراباخبرسازدتابتوانيم بانيايش وصدقه ازآن پيش آمدبدجلوگيری کنيم.ارزش پاکی راببين.
طريقه خوابيدن نيزبی تأثيرنيست. بابدن پاک،لباس پاک وذهن پاک بايدبه بستررفت. سربه طرف شمال وپاها به طرف جنوب بايدباشد.بدنيست بدانيدکه مؤمنين به پهلوی راست می خوابندوپيامبران به پشت وپادشاهان به پهلوی چپ.
سرشب بايدبه پهلوی راست خوابيدودست راست را زيرگونهء راست گذاشت بعداًجابجايی به پشت وپهلوی چپ.اماپيامبران به پشت می خوابيدند.اينگونه راه ها همواروانسان آمادهء فراگيری الهامات می شود.رؤيای خواب های آينده بين وتله پاتی بيشترمی شود.بعضی هااستعدادشان بيشتراست.اماپاکی نه فقط دررؤيای خواب تأثيرداردبلکه دررؤياهای بيداری نيزمؤثراست.
- خواطررحمانی: - خواطررحمانی:
عبدالکريم بن هوازن القُشَيری در"رساله قشيريه"مي نويسد:« خواطرخطابی بودکه برضمايردرآيد. بُوَدکه ازفريشته بُوَدوبُوَدکه ازديوبُوَدکه حديث نفس بُوَدوبُوَدکه ازقِبَل حق سبحانَهُ بُوَد. چون ازقِبَل فريشته بُوَدالهام بُوَدوچون ازديوبُوَد وسواس بُوَد وچون ازقِبَل نفس بُوَدآن را هواجس نفس گويندوچون ازقبل حق بود آن را خاطرحق گويند. واتفاقست ميان پيران کی هرکه حرام خوردميان الهام ووسواس فرق نداندکرد».
ودرجای ديگراين رساله می نويسد:« ...وگفته اند:چون خدای تعالی رابه صدق طلب کنی آيينه ای دهدتراکه عجايب های دنياوآخرت اندروبينی».
اگرنتوانيم فرق بين" وساوس شيطانی "و"هواجس نفس" رابا"خواطرحقانی ومَلَکی" تشخيص دهيم خواطرچه فايده ای برای ماخواهدداشت حتی آنکه "مَلَکی" می نمايدازکجامعلوم که "شيطانی" نباشد.قوهء تشخيص وتميزدادن می خواهدکه قبلاً گفته شدچگونه حاصل می گرددوبستگی به پاکی شخص دارد.
سالها دل طلب جام جم ازما می کرد
وآنچه خو د داشت زبيگانه تمنا می کرد
گوهری کزصدف کون ومکان بيرونست
طلب از گمشد گان لب دريا می کرد
مشکل خويش بر پيرمغان بردم دوش
کو بتأييد نظر حل معما می کرد
ديدمش خرم وخندان قدح باده بدست
وندر آن آينه صدگونه تماشا می کرد
گفتم اين جام جهان بين به توکی دادحکيم
گفت آن روز که آن گنبد مينا می کرد
(پيرخرابات لسان الغيب شيرازی)
آنکس که بدست جام دارد
سلطانی جم مدام دا رد
(پيرخرابات)
صوفی بيا که آينه صافی است جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را
رازدرون پرده زرندان مست پرس
کاين حال نيست زاهد عالی مقام را
(پيرخرابات)
برداشتن حجاب هاودرست ديدن به پاکی بستگی دارداين نتيجهء پاکی است که بدون استفاده ازروش خاصی موقعی که لازم باشدخبری برسدمی رسدنه حتی نياز به تمرکز است ونه درشرايط خاص قراردادن خود. پاکی خودآورندهء آرامش است کسی که باخداارتباط دارددلش آرام است؛آرامترازاعماق اقيانوس ها.اين انسان تحت تابش الهامات غيبی است انسانی است مرتبط وروی خط غيب.حالا درضمن پاک بودن داشتن ارادهء قوی وتمرين هايی که سازنده سلامتی جسم وروان انسان است مفيد است واين هانيزبه انسان کمک می کند.داشتن قدرت تمرکزهم چيزخوبی است امااينها بايد درپرتوپاکی باشد.اراده ای که متکی به ايمان به خدانباشدارزش نداردوهرچقدرقوی باشدشکستنی است.تمرين منظم بودن وسرقول بودن هم ازابزارهای کارهستند.اينها اراده وقدرت تمرکزرابالا می برند.امّابطورکلی الهام قسمت انسان پاک است.اين قانون الهی است.اگرحضرت محمد(ص) وبقيه پيامبران الهی پاک نبودندخداوندآن ها راانتخاب نمی کرد. وحی برای انسان پاک است . درروح انسان همهء پيغام های الهی نهاده شده اين ماهستيم که بايدباتلاش "خود"رابيابيم.پيامبران نيزانتخاب شدندتاانسان رابه"خود" بياورندوبه "خود" دعوت کنند.نيمی ازوجودانسان درغيب است.
گفتم زکجايی توتسخرزدوگفت ای جان
نيميم زترکستان نيميم زفرغانه
نيميم زآب و گِل نيميم زجان ودل
نيميم لب دريا نيمی همه دردانه
(مولوی- ديوان شمس)
چراوچگونه ازمابين خواب وبيداری استفاده کنيم؟
اين مطلب بدردآندسته ازکسانی می خوردکه اهل پژوهش وبررسی های علمی وهنری اندواستعدادی قوی دارند؛کسانی که بدنبال کشف پديده هاهستند.ازآنجايی که روح منبع
دانش است؛ آنچه راکه ماکشف کرده ايم اين روح است که می دانسته وبه مااطلاع داده است .درخواب به زبان رمزمطلع می شويم ودربيداری به ادراک.امايکی ازراه های ارتباط ،قراردادن خوددربين خواب وبيداری است. دراينجاچون بيداريم ازآنچه برما می گذردهوشيارانه مشاهده می کنيم وچون خوابيم به منبع نبوغ دسترسی داريم.حالا بدون اينکه کاملاً خواب رويم وياکاملاً بيدارشويم بايدسئوالات ومشکلات رامطرح سازيم.آنچه راکه بدنبال آنيم درنظربگيريم .جواب به چندصورت خواهدآمديامتمايل است به سوی خواب وجواب درقالب سمبل می آيدکه نيازبه تعبيرداردويامتمايل است به ذهن که جواب به صورت تصويرياکلام مشخص می آيد.اينجانيازبه تمرکزاست بايدجايی قراربگيريم که نه خواب برويم ونه بيدارشويم بلکه هوشيارانه درخواب باشيم.دراين حالت مغزنيزاستراحت خوبی می کند.آرامش هم برای انسان به حدی است که لذت خلسه رابه همراه دارد.ذهن مستعدفراگيری است.اصطکاک نيست وهوش عالی فعال است.ميزان ادراک بالااست.اين لحظات،لحظات اکتشاف واختراعند. نه فکربيهوده ای درسراست ونه خيال وتجسم اضافی ای مغزرااشغال کرده؛ذهن آرام است. اين آرامش عجايب خلقت رابه ما نشان می دهد.
همه درطول شبانه روزگاهی دراين حالت قرارمی گيرندامابايداستفاده شوديکی هنگام بيدارشدن است ويکی خواب قليلی است که دروسط روزداريم ودرلحظه های چُرت زدن. يک چرت کوتاه دروسط روزخستگی مغزرانيزازانسان دورمی سازدوتوان انجام کاررابيشترمی کند.اماموقع خواب رفتن سرشب اگرچه انسان بين خواب وبيداری قرارمی گيرداماقبل ازخواب رفتن به ترتيب خاصی که مربوط به اهميت تأثير پذيری انسان درطول روزاست تصاويری رامی بيندوسپس خواب می رود.درلحظهء انتقال ازبيداری به خواب نيزافکارمتلاشی می شوداينست که اين لحظه بدرداين کارنمی خوردمگرآنکه تسلط داشته باشيم.صبح هنگام بيدارشدن ومخصوصاً هنگام چرت زدن دروسط روزبسيارمناسب است. اين نيزيکی ديگرازراه های دسترسی به جهان غيب است.
شنبه، 1 آذر، 1382
شماره: 4
موضوع: علوم غيبی
آيات واحاديث وجهان غيب :
قبلاً به غيب وشهادت درقرآن اشاره شد بااستفاده از"قرآن"وکتاب "قاموس قرآن "از علی اکبرقَرَشی وکتاب "المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکريم" وکتب تفسيرمی توانيم دربارهءغيب وشهادت درقرآن تحقيق کنيم درالمعجم آيات دسته بندی شده است. بسياری ازآيات قرآن نيز مربوط به آينده است.شماسورهء روم راکه مطالعه بکنيدمتوجه پيش گويی قرآن می شويد.همينطورآيات ديگری هست که مربوط به آخرالزمان است. برای مطالعه به کتاب های تفسيرقرآن مراجعه فرمائيد.
همينطوراست احاديث. احاديثی که ازپيامبران وپيامبراسلام حضرت محمد(ص) نقل شده ورواياتی که به نقل ازائمه اطهار(ع) است.وقتی سخنان حضرت محمد(ص) رامطالعه می کنيم دنيايی ازپيشگويی است. تمام ماجراهای مربوط به مسلمانان صدراسلام رادقيقاً اطلاع داده.بسياری ازسخنان حضرت علی(ع) مربوط به پيشگويی های حضرت محمد(ص) است وحضرت علی(ع) نيز پيشگويی های بسياری دارد.همهء ائمه(ع) نيزهمينطورند وبقدری تعداداين پيشگويی هازياداست که مجبورم بگويم برای مطالعه به کتب تاريخ دراين رابطه مراجعه فرمائيد.درکتاب های "الارشاد"شيخ مفيدو"روضه " کافی کلينی و"نهج البلاغه" و...هم به پيشگويی های زيادی ازحضرت محمد(ص) وائمه اطهار(ع) اشاره شده؛برای مثال درکتاب "نهج البلاغه"درارتباط بابنی اميه خطبه های 144و157و165، اخباربعد147و174، دردرارتباط باطلحه وزبير 137،درارتباط بابصره وحمله مغول 128و155درارتباط باکوفه 100.115 ،درارتباط باخوارج نهروان 58،درارتباط بامروان بن حکم 72، درارتباط باامام زمان(عج) 99و138و150و181،درارتباط باآخرالزمان 107و151و229 وبسياری خطبه های ديگرکه مربوط به آينده است.
درارتباط باآخرالزمان وامام زمان(عج) همهء پيامبران پيشگويی کرده اند کتاب های زيادی دراين رابطه برای تحقيق موجود است ازجمله مراجعه شود به"نجم الثاقب" حسين نوری و"مهدی قائم آل محمد(ص) " حسن شجاعيان و"اديان ومهدويت" محمدبهشتی و"حضرت مهدی(ع) فروغ تابان ولايت" محمد محمدی اشتهاردی و...اما "نجم الثاقب" بيشترتوضيح داده است.روايات رسيده واخبار غيبی درارتباط باآخرالزمان خيلی وسيع است واينها مربوط به علوم غيبی است ودرارتباط باآينده بينی وپيشگويی است. اشخاصی هم هستند که مطابق فکرشان نظر داده اند وپيشگويی برمبنای فکردارندواگرچه جزوعلوم غيبی نيست امابه احاديث پيشگوی مانزديک است مثل نظرات "هانگتينتون"و"فوکوياما"و...برخلاف ميل کسانی که به گفتگوی تمدن ها می انديشندبرطبق آيات واحاديث جنگ وخونريزی خواهد شدوبسياری خواهندمرد.دراين رابطه به احاديث علامات ظهور مراجعه فرماييد.
مطالعه دربارهء امام مهدی(ع) ازچندنظر به غيب مربوط است ازجمله پيشگويی امامان واخبارغيبی،خواب های ديده شده،چگونگی ازدواج نرگس خاتون وامام حسن عسکری(ع) ،اتفاقات هنگام تولدامام(عج)،اتفاقاتی که هنگام دستگيری امام(ع) روی داد،علامات ظهورکه درحال اتفاق افتادن است وحکومت عدل وقسط امام (عج).علامات ظهورنيز بسياراست مراجعه شودبه کتب حديث.بعضی علائم هنگام ظهور علائم طبيعی است مثل گرفتن خورشيددرنيمهء رمضان،گرفتن ماه درآخرآن برخلاف عادت،فرورفتن زمين بيداء(سرزمينی ميان مکه ومدينه) وفرورفتن زمينی درمشرق وزمينی درمغرب،توقف خورشيدازاول ظهرتاوسط وقت نماز عصر،طلوع خورشيدازمغرب،طلوع ستارهءدرخشانی درمشرق که چون ماه بدرخشد سپس دوطرف آن خم شود چنانچه نزديک شودکه دوطرفش به هم رسد،پيداشدن سرخی درآسمان که دراطراف پراکنده شود،طغيان شط فرات و...وعلامات ديگر مانندخروج سفيانی،کشته شدن سيدحسنی،کشته شدن نفس زکيه،آمدن پرچم های سياه ازسمت خراسان،خروج يمانی،ظهورمغربی به مصروحکومت وی برشامات ،فرود شدن ترکان درجزيره،آمدن روميان دررمله،بيرون آمدن 60 نفرکه به دروغ ادعای پيغمبری کنندو...هنگام ظهورعده اي ازياران امام(عج) (213 نفرکه50نفرزن هستند)به طی الارض وعده ای به رجعت به امام(عج) می پيوندند،دفاع ازامام (عج) توسط ياران (اوتاد، عصائب، ابدال، نجباء ،رفقاء ،واعاجم)،صدای ناقوس هاو...وبسياری علامات ديگر که اگربخواهيم باذکرحديث نام ببريم کتاب قطوری خواهد شد.
......................................................
شنبه، 1 آذر، 1382
درارتباط باشرايط مُعَبِّر وپاکی اوقبلاً صحبت شداما کسی که تعبيرمی کند به بسياری ازنکات درارتباط بابينندهء رؤيای خواب بايدتوجه داشته باشد. من درروش تعبيرم فرم خاصی دارم که بينندگان رؤيای خواب قبل از بازگونمودن رؤيای خوابشان آنراپرمی کنندودراينجامی آورم:
بسم الله الرّحمن الرّحيم
محمدرضافندرسکی : مُعًبِّر
................................. . : بيننده رؤيای خواب
باصلوات برمحمّد(ص) وآل محمّد(ص) وباسلام برشما
لطفاً فرم مخصوص رؤيای خواب راپرنموده وسپس درقسمت"ج" متن خواب رابه طور خوانا بنويسيد.اگرنقاشی شماخوب است درصورت نيازبانقاشی توضيح دهيد.تعبيرخواب انشاالله
الف:1- مذهب:1-1- مذهب پدرومادر....................2-1- مذهب ومکتب شما....................
2- نژاد:....................
3- جنس:1-3- مؤنث 2-3 – مذکر
4-سن:....................
5- طبقه اجتماعی واقتصادی:1-5- بالا 2-5- متوسط 3-5- پايين
6- وضعيت...:1-6- مجرد 2-6- متأهل
7- ودرصورت اطلاع معنیِ نام ونام خانوادگی:..........................
............................................................
ب:1- تاريخ زمان خواب. صبح:1-1- قبل از اذان(سحر) 2-1- بعد از اذان
(حدود ساعت ) 3 -1- بعدازظهر
(حدود ساعت )
.......................................................................
ج:1- آيارؤيای خواب ديده شده تکراری است؟ 1-1- بله (احتمالاً......نوبت)
2-1- خير
.......................................................................
د:1- درهنگام خواب ديدن آيامتوجه می شديدکه داريدخواب می بينيد.
1-1- بله 2-1- خير
.....................................................................
ه:1- احساسی که درهنگام ديدن خواب داشتيدچگونه بود؟
1-1- احساس خوب 2-1- احساس بد 3-1- نمی دانم
اگرنياز به توضيحی است لطفاً بطور خلاصه توضيح دهيد.
................................................................................
و:لطفاً خواب خودرانزدکسانی که دانش وتوان تعبيرندارندبازگونکنيدزيراايشان ممکن است باالقاء تعبيرمنفی وتأويل غلط موجب تقويت تصورات منفی وتجسمات مضر در ذهن شماگشته وسرانجام باعث روبروشدن باحوادث ناگوارگرديد.
باتوکّل برخداوند1-1- خواب برای ديگران بازگوشده
2-1- خواب بازگوشده وتوسط ديگران تعبيرشده
.....................................................................
ز:1- وضعيت خوابيدن درزمان رؤيای خواب. 1-1- به پشت 2-1- به پهلوی
راست 3-1- به پهلوی چپ 4-1-دَمَر 5-1- سربه طرف شمال
6-1- سربه طرف جنوب 7-1- سربه طرف مشرق 8-1- سربه طرف
مغرب
.....................................................................
ح:لطفاً بدون کم وزيادکردن متن،رؤيای خواب رابه همان صورت که ديده شده حتی اگر قسمتی رافراموش کرده ايدباجزئيات آن بنويسيد. انشاالله خير باشد.
.....................................................................
همانطوری که مشاهده نموديدشرايط گوناگونی دراين فرم درنظرگرفته شده است تامطابق آن رؤيای خواب هرشخصی تحت مطالعه وبررسی قرارگيردديدن يک نوع رؤيای خواب ممکن است ازجانب يک نفربيننده معنی ای داشته باشد وازجانب بينندهء ديگرمعنايش حتی عکس آن باشدياشرايط زمانی آنرامتغيرسازدچنانکه درحکايت ابن سيرين آورده شد.پس درنظرگرفتن اين شرايط درتعبير خواب ضروری است.
روح از جهان غيب:
روح از"امر"خداونداست.هيچکس نمی تواندبفهمدکه روح چيست فقط می شودفهميد که هست.هرکس تلاش کندتاازکيفيت آن باخبرگرددهرچه بيشترتلاش کندازآن دورتر می شود.روح جزو"جهان غيب" است .امادرارتباط باروح بسياری افراداستعدادکارهای روحی دارنداينهامی توانندعلوم روحی راپيش ببرند.علوم روحی هم مربوط به علوم غيبی است زيراموضوعات آن درارتباط باجهان غيب است.تله پاتی،هيپنوتيزم،کف شناسی ،نجوم(جدای ازقسمت خرافی آن) و(جدای ازقسمت علوم تجربی آن) ،احساساتی که آينده رانشان می دهند،ارتباط چشم بازندگی وسرنوشت انسان،"سيمياما" دريوگاوعلم جَفرو...اينهاهمه ازکارهای روحی است ودرارتباط باجهان غيب است. اينکه چگونه می شودکه مثلاً"طی الارض" صورت می گيردبرماپوشيده است.امااينکه بخواهيم راجع به طی الارض بدانيم اين دانستن مربوط به علوم غيبی است.مااز تأثير روح برمغزونحوه ارتباط آن بی خبريم امامی توانيم بفهميم که روح برجسم تأثيرداردو چه نوع تأثيراتی می گذارد.می توانيم بررسی کنيم که فرضاً آتش وآهن وگلوله بردسته ای ازدراويش تأثيرندارداماخودآنهاهم نمی داننداين بی تأثيری ازچيست فقط می دانند بخاطراعتقاداست.شخصی که درمراسم عزاداری قمه زنی می کندوفرق سرش رابا قمه می شکافدامافردايش می بينيم سالم وتندرست است واثری هم باقی نمانده ياکسی که زهرمی نوشدواثرنمی کنداينهاهمه ازمعجزات کارهای روحی است من کاری ندارم که ازنظرجهت چه کاری درست است ياغلط،توان روح رامی گويم.بادسته ای شيادکه حيله ای درکارشان است نيزکاری ندارم وازواقعيت هاسخن می گويم.تأثيرموسيقی برجسم در"موسيقی درمانی" ،تأثيرتجسمات مداوم برانسان واثرات خودهيپنوتيزم،انرژی درمانی و...دامنهء علوم غيبی بسياروسيع است .متأسفانه ازموانع کاريکی خرافات است ويکی دروغ های بعضی از مجلات درحاليکه اين همه واقعيت برای گفتن است چه نيازی به دروغ؟ حتی بعضی ازفيلم ها ومقالات تخيلی چنان برعده ای تأثير می گذاردکه فراموش می کنندموضوع تخيلی يافرضاً علمی- تخيلی بوده؛اينقدرواقعيات هست که ازبررسی آن هاغافل مانده ايم چه نيازی به تخيلات دورازواقيت ها؟
اختلا جات:
قديمی های ما می گفتند"اختلاجات" واختلاج به معنای جهيدن وتکان خوردن عضوی ازبدن مثل پريدن پلک چشم ياجهيدن رگ و...است. سال ها پيش که من متوجه يک ارتباط بصورت تله پاتی باپرش اعضاء بدن شده بودم؛بدنبال علمی بودم که رازاين موضوع غيبی رافاش سازد؛يعنی می خواستم بدانم دانشمندان تاکجاپيش رفته اندوچه مسائلی راکشف کرده اند.من بصورت پراکنده مطالبی درارتباط باتله پاتی می خواندم اماتاکنون هيچگاه به نتيجه يک تحقيق وبررسی همه جانبه برخوردنکرده ام.اين سئوال برای من هست که اين مسئله دراقوام مختلف چگونه است؟ يک جدول قديمی (ارثی) داشتيم ازترس آميختگی باخرافات هيچگاه نخوانده بودم ،کنجکاوشدم که بدانم چيست البته دليل ديگرغيرازآميختگی باخرافات اين بوده که به تجربه برای پرش اعضاء راست وچپ بدن بطورشخصی به نتايجی رسيده ام من آنرادراينجامی آورم به اين اميدکه موردتوجه اهل دانش وپژوهش قرارگيرد.شايددريک بررسی ازملل مختلف نتايج خوبی حاصل گردد.شايدعده بسياری اين مسائل رابه راحتی ردکننداين بی اعتنايِی هنرنيست وقبلاً هم گفته ام ؛مهم کشف حقايق وجداسازی آن ازاشتباهات وخرافات است واين فرقان حقيقت ازاشتباه به عهده دانشمندان است.حالت عمومی که اکثرمردم باآن سروکاردارند(يعنی متوجه آن حالت هستند) حالت دلشوره است که اکثرمادران تجربه کرده اند.اماآن دسته پرش اعضايی دررابطه باآينده ويادر ارتباطی بصورت تله پاتی است که مربوط به بيماری نباشد.قدمای مانيزاين موضوع رادريافته بودندومی گفتنداگرمکرراًعضاء بجَهَدمقدمه فلج ولغوه وسکته است وبايدمداواشود.يک مطلب ديگراين بوده که قدمابرای رفع خبرهای بدکه ازطريق پرش اعضاء متوجه می شدند توسل به نيايش وصدقه داشتندورسم براين بوده که" آيت الکرسی "بخوانندو صدقه دهند.وامااين "اختلاجات "بدينصورت دسته بندی شده است:
حلقوم راست= ازبرادرنفع يابد - حلقوم چپ= خرّمی بيند - جمله گردن= شرف وغنيمت يابد- دوش راست= رفعت يابد - دوش چپ= دَردی کشد - بازوی چپ= شادی بيند - بازوی راست = خيروخّرمی بيند - ساعدچپ= فراخ روزی شود - کف راست= خصومت کند - کف چپ= معيشت يابد - انگشت بزرگ راست= نوازش يابد - انگشت بزرگ چپ = به بزرگی رسد - انگشت شهادت راست= سخن بدازاونقل کنند - انگشت شهادت چپ = خبری رافاش کند - انگشت سبابه راست = درخصومت افتد - انگشت ميانه چپ= بردشمن ظفريابد - انگشت چهارم= روزی به وی رسد - انگشت چهارم چپ= مال بدست آورد - دست راست= غنيمت يابد - جمله دست چپ= توانگرگردد - کتف راست= خلعت يابد - کتف چپ= به مرادرسد - بندگاه دست راست = مال وی زياده شود - بندگاه دست چپ= حشمت يابد - سينه = دوستی رادرکنارگيرد - دل= غمی رسد - پهلوی راست = نقل وتحويل کند - پهلوی چپ= دوستی يابد - گردگاه چپ= غنی رسدش - جانب راست= کاری نيکوکند - جانب پشت چپ= رفعت يابد - ناف زن باشد= شوهرکند - ميان ناف وزهار= منفعت يابد - قضيب وفرج= مراديابد - خُصيَه راست= زن حلال - خُصيَه چپ= بهتان شنود - سرين راست= خرّمی به وی رسد - سرين چپ= نوازش بيند - نشست گاه راست=رفعت يابد - نشست گاه چپ = ملوک گردد - ران راست= سوارگردد - ران چپ = برخورداری بيند - جانب ران راست= درپنهانی خرّم شود - جانب ران چپ= سوارگردد - زانوی راست= مقرب گرددنزدبزرگی - زانوی چپ= معذب شود - ساق راست= حاجت ازوی به عمل آيد - ساق چپ= مرادوی برآيد - کف پای راست= دوست وی غايب شود - کف پای چپ= سخنی ازاونقل کنند - بندپای راست= سفرکند - بندپای چپ= مقرب گردد - پشت پای راست= خوارشود - پشت پای چپ= سوارگردد - جمله قدم راست= غم زايل گردد - جمله قدم چپ= عافيت باشد - انگشت بزرگ پای چپ= توانگرگردد - انگشت دوم پای راست=حاکم گردد - انگشت دوم پای چپ= سختی بيند - انگشت چهارم پای راست= خويش وی غايب شود - انگشت چهارم پای چپ= راحت يابد - ميان سر= غنيمت يابد - پس سر= عزيزگردد - پيش سر= از غم خلاص شود - ميان فرق سر= غايبی ازاوبگذرد - جانب راست سر= خبربدشنود
- جانب چپ سر= فراخ روزی شود - گوشه راست= خرّمی بيند - گوشه چپ = غايبی رسد - دنباله چشم راست= سخنی ازاونقل کنند - دنباله چشم چپ= نامه به اورسد - پشت چشم راست= غمناک گردد - پشت چشم چپ= به اوظرافت کنند - زيرچشم راست= شادی بيند - زيرچشم چپ= خبری به اورسد - ابروی راست= خيروبرکت بيند - ابروی چپ= جاه وی زيادشود - جمله چشم راست= خرّمی بيندصحت يابد - جمله چشم چپ= به وی مزاح کنند - جمله سر= بزرگی بيند - جمله پيشانی = عزت يابد - شقيقه راست= بخويش وی نکبت رسد - شقيقه چپ= صحت - جمله بينی= مال وافريابد - پره بينی= قرض داده شود - جانب راست بينی= ازکارمعزول شود - جانب چپ بينی= برمرادقادرگردد - تارک روی راست= کاربدکند - تارک روی چپ = مال حرمت يابد - خَدّ راست= مرادوصحت يابد - خَدّچپ= بيماری بيند - زنخ راست= بيماری سليم يابد - زنخ چپ=دردسرکشد - گوش راست= سخنی ازوی نقل کنند - گوش چپ= به مهمانی روديانفع يابدازغايبی - جمله دهان= بادوستی مروت کند - جمله زبان= ازبيماری ايمن گردد - لب بالا= قول به فعل آورد - لب زيرين= فتنه پيش وی آيد - گوشه لب راست= خصومت کند - گوشه لب چپ= ازاوسخن نقل کنند - جمله زنخدان= مال يابد - جمله انگشتان پای راست= سفرکند - جمله انگشتان پای چپ= غم واَلَم بيند - جمله اندام= اندوه به وی رسد.
اين جدول بايد دقيقاً بررسی شودبرای اين کارهم به جامعه شناسی نياز است وهم يک کارمربوط به روانشناسی است.درهمين رابطه خارش گرفتن کف دست راست وچپ وهمينطور پای راست وچپ و...است ونيزصداکردن گوش راست وچپ وصداکردن سر(جدای ازاينکه فرضاً آمادگی گرفتن مرض قندداشته باشيم وسرمان صدادهد) وداغ شدن چپ وراست سر وامواجی که به مامی رسد.اگراينهاموردمطالعه وبررسی علمی قرارگيردبه نتايج خوبی خواهيم رسيد.
همانطورکه درتله پاتی اخباری به مامی رسدکه تصويری رابه وضوح می بينيم يااينکه مکان ديگری راازبالا يادرخودآن مکان می بينيم وشاهدوقايع هستيم.بسياری ازخبرها ومسائل بااعضای بدنمان ارتباط داردکه به تجربه متوجه خواهيم شدچه نوع خبری به چه نوع عضوی مربوط است .اگراين تجربه بطورشخصی باشدبا تکراراين تجربه ها بطورفردی اعتقادی حاصل می کنيم امااگراين موضوع بطورجمعی وعلمی بررسی شودمسئله تفاوت خواهدداشت.به هرحال بعدازآميختگی حقايق باخرافات کمی جرأت نيزلازم است. اين پرش اعضاء (اختلاج)نيزازعلوم غيبی است واميدوارم مورد پژوهش قرارگيرد.
احوال واحساس هاي گوناگون:
1. هميشه دارای يک حال خاص ويک احساس خاص وثابت نيستيم. انسان دارای احساس های گوناگون است گاهی وقت هااحساس "غم "غلبه می کند،گاهی "شادی"،گاهی" خشم"،گاهی "انتظار"،زمانی "ترس" درهرصورت انسان دارای يک حال ثابت نبوده واحوال اومتغيراست.حتی همهء اهل عرفان نيزهميشه دارای حال شادی روحانی نيستندوبعضی هااحوال متغيردارندوبه" قبض"و"بسط" و"سکر"و"صحو"و...دچارمی شوند. مطالعهء اين احوال دروجودمان نيازبه هشياری وتمرکزودقت وظرافت خاصی دارد بعضی حال ها ترکيبی ازدوياچندنوع احساس هستند.بعضی احساسات حتی بطورمتضاد يکجادروجودانسان جمع می شوند.تعدادنوع احساس ها هم بسياراست.تشخيص اينکه چه نوع احساسی داريم هم به اين سادگی ها نيست زيرادرهنگام تبديل مثلاً احساس ترس به شادی مراحلی رامی گذرانيم که دراين مراحل ترکيب ترس وشادی درهرمرحله به نوعی بروزمی کند.ضمناً بايدحواس ماغيرازتوجه به بيرون ازوجودمان به درونمان نيزباشدوباخودآگاهی کامل هيجاناتمان رامطالعه کنيم .بايدکاملاً خودرازيرنظرداشته باشيم که چه برمامی گذردشايددراين لحظات ،همزمان کاری رانيزبايدانجام دهيم يافکری رادرذهن داشته باشيم ياحتی باديگران صحبت کنيم اينست که بايدتسلط به اين کارداشته باشيم.يکی ازپيغام های غيبی ازطريق نوع احساس است ممکن است فکری وشباهت تصويروصدايی تداعی احساسی رابوجودآوردکه قبلاً تجربه کرده ايم مثلاًباشنيدن يک تصنيف موسيقی يادزمانی بيفتيم که اول بار آن راگوش کرده ايم وآن نوع احساسی راکه آن زمان داشتيم به مابه مادست بدهد.اماپيغام ها طورديگری می رسندمثلاً ناگهان حالت شادی به مادست می دهدونمی دانيم علتش چيست،يااحساس غم پيدامی کنيم ونمی دانيم منشاء آن کجاست.اين احساس هارانبايدفراموش کنيم.احتمال اينکه باآينده ای نزديک ارتباط داشته باشندبسياراست . همچنين شايد يک احساس مربوط به تله پاتی باشدکه به افراد خانواده مربوط شود؛کسانی که ازمادورهستند.ممکن است پيغام غيبی بصورت يک فکربيايديابصورت يک تجسم و...يکی ازاين ابزارها ی پيام رسانی جهان غيب نوع احساس است . حتی زمانی که رنگی راانتخاب می کنيم بايدببينيم چه احساسی داريم.احساس ها جلوترازوقايع می آيند شمادقت کنيدوقتی شخصی فکری داردومی خواهدمطرح کنداول حالت خاصی پيدامی کندمثلاً درجواب دادن هاکه جواب مثبت است يامنفی رفتارها تاحدودی بيانگرفکرند،احساس هانيزگاهی جلوترازواقعيات می آيند. بحث نوع حال شد بدنيست دراينجاخيلی خلاصه بگويم اگرحال بدی برماغلبه کردبرای رهايی ازحال بدوبرای تبديل حال بدبه حال خوب ازفال حافظ استفاده کنيم خصوصاً اينکه وضويی بگيريم وبرای شادی روح حافظ حمدوسوره ای بخوانيم وبانيت خالص روی به قبله تفألی بزنيم روحمان به مغزمان پيام می دهدومغزبه دست فرمان می دهدکه انگشت روی کدام صفحه قرارگيردوکدام صفحه باز شود.اخلاص خودش تنظيم کننده کارهاست درست ماراجايی می بردکه لازم است برويم .مطلبی رامی خواهيم وبدنبالش هستيم ممکن است راديوياتلويزيون راروشن کنيم وبحث همان موضوع باشدياکتابی راباز کنيم که درست درهمان صفحه توضيحات لازم باشدياشخصی راببينيم که مطلب رابه مابگويد.حتی ممکن است همه چيزدرارتباط بافکرمان اتفاق بيفتد حتی باگفته هايمان تنظيم شودوحتی حوادث ناگوار پشت سرمان اتفاق بيفتدظاهراً همه چيز تصادفی است. امانه فرق تصادفی وتنظيم بودن همه چيزراخواهيم فهميد.بنابراين فالی که ازسراخلاص باشدوبرای کارهای حلال ونيت ودرخواست منطقی ،درست است واگرنه فال معنانداردوهمينطوراست" استخاره". درهرصورت برای رفتن ازحال بدبه حال خوب فال حافظ رااينگونه امتحان کنيد.اين بحث راقطع می کنم چون موضوع احساس های غيبی است. به دل وذهنتان بدراه ندهيدامازمانی که خواستيدرنگ سياه رابرای خريدهرچيزی انتخاب کنيديابرای پوشيدن لباس،آن لحظه دقت کنيدوبپرسيدچرامشکی؟نمی گويم نخريدونپوشيد. باتوکل ازآن رنگ استفاده کنيد امافقط دقت کنيد.من ميل نداشتم مشکی رامثال بزنم امابخاطرتوجه ودقت اين مثال راآوردم انشاالله که خوبی وخوشی باشد.درواقع آرزوی من اينست که دانشمندان اينگونه مسائل رابررسی کنند.آرزوی من جداساختن وبرداشتن آن گردوغبارخرافاتی است که برچهره ء اين علوم غيبی نشسته است.چون موضوعی که عمومی باشدنظردادن هم عمومی است وهيچ تضمينی برای آن نيست که تاکجايش علم است وازکجاجهل شروع می شود.اينست که بررسی علمی اين نوع موضوعات ضرورت دارد.
شنبه، 1 آذر، 1382
بنام خداوند غيب وشهادت
شماره : 5
موضوع :علوم غيبی
جهان غيب و تفکر :
ای برادر توهمين انديشه ای
مابقی تواستخوان وريشه ای
(مولوی)
يکی از راه های هدايت الهی از طريق تفکر است اما کدام تفکر؟ تفکرات دودسته اند. قسمی افکاری که منشاء منفی دارند وبرخاسته از"نفس اماره "اند، اين ها توجيه کنندهء "اميال منفی "وابزاری برای پيش برد"خواسته های شيطانی" اندوانسان رابه" ظلمت" می کشانند.تفکرابزاری است برای رسيدن به خواسته ها،امانه خواسته های منفی.دستهء ديگرتفکراتی است که منشاء مثبت دارندوبرخاسته ازنورهدايت اند.اين دسته بافطرت پاک انسان همسوويک جهت است.اماچگونه می توان تفکرات مثبت ومنفی راتشخيص داد.تفکر "اصل" است ومبنای کارها اماچگونه بايداصل راازافکار اشتباه وفرعی جداساخت.بشر هرچقدرهم که زرنگ وباهوش باشدازدريافت اين اصل عاجزاست زيراسيستم های اجتماعی اوراوادارمی کندکه به منافع خودبينديشدودرپی تعامل است.فقط دريک صورت موفق به تشخيص تفکرومنطق صحيح ومثبت می گرددوآن اينکه ملاک درستی يافته باشد که همهء مسائل و جزئيات راباآن ملاک بسنجداماازکجابداندکه ملاک درستی دارد.اينجاهيچيک ازمکتب های ساخت بشرجوابگونيستندمسئله ايست که نه"اگزيستانسياليسم" جوابگواست،نه "علم" ونه ديگرايدئولوژی های ساخت انسان.انسان عقلش محدوداست وعلم مطلق ندارد.بنابراين بايدبه خداتکيه کنيم.تنها انديشه ای که متصل به وحی وجهان غيب است می تواندملاک تشخيص باشد.حتی فکرانسانی درتشخيص بسياری ازمسائل درمی ماند مانند مفاهيم جاودانگی وابديت،ازل،روح وذات خداوند.اما فکرالهی می گويد:
« رأی وتدبيرخودرادرآنچه ديدهء عقل ، کنه آنرادرنمی يابدوفکروانديشه راهی به آن نداردبه کارنبريد» (خطبه 78/86 نهج البلاغه- امام علی(ع) ).
بنابراين انديشه ای قابل استفاده است که طبق جهت ومسيری که خداوند تعيين کرده پيش برده شودودرچهارچوب دستورات الهی بکارگرفته شود.اين نوع طرزاستفاده هم باعلم سازگاراست هم بامنطق برتروهم سيستم پويايی رابرای پيشرفت عرضه می دارد.چراپويا؟چون صددرصد دريک مسيرمثبت پيش برده می شودوهيچگونه تفکراضافی وراه اشتباهی ماراسرگردان نمی سازد.امام علی(ع) فرمود:(خدای بزرگ پس ازآفرينش آدم) ازروح خويشش درآن دميد،آنگاه به صورت انسانی درآمدکه دارای قوای مدرکه بودکه آنهارادرمعقولات به کارمی اندازدوانديشه هايی که بوسيلهء آنها درکارها تصرف می کند» (نهج البلاغه –خ1).درخطبه 222/213 نيزمی فرمايد:«(خداونددرهرعصری که آثارشرايع روی به تباهی نهاده) بندگانی داشته است که درانديشه هايشان باآنان راز گويدوباحقيقت عقل هايشان سخن راندپس اين بندگان بانوربيدارخردهاچراغ فهم وبينش درچشم ها وگوش ها ودل ها برمی افروزد». ودرحکمت5/4 :«انديشه همچون آينه ای صاف است».ودرح113/109 :«هيچ دانشی چون تفکرنيست».وخ103/102 :«خدارحمت کندکسی راکه انديشهء خودرابه کاربردوعبرت گيردوبيناشودوبداندآنچه هم اکنون ازدنياموجوداست گويااصلاً نبوده وآنچه ازآخرت است همواره خواهد بود هرچيزی که به شمارش آيد(همچون ساعات عمر) سرانجام پايان گيرد وهرچه موردانتظاراست به زودی فرارسدوهرچه به زودی فرارسدنزديک است».
درقرآن هم بسيار اشاره شده ازجمله درسوره های مبارکهء :بقره،مدثر،انعام،سبا،اعراف،روم،رعد،آل عمران،نحل،زمر،جاثيه وحشر.برای مثال درسورهءنحل می فرمايد:«وهم زراعت های شماازآن آب باران بروياندودرختان زيتون وخرماوانگوروازهرگونه ميوه بپرورددراين کارآيت ونشانهء قدرت الهی برای اهل فکر پديدار است»(11).
احاديث مربوط به تفکرنيزبسياراست دراينجايک روايت ازامام صادق ( ع ) نقل می کنم از(خصال- شيخ صدوق ج1) می فرمايد:« بيشترعبادت ابوذرخدايش رحمت کند،تفکروعبرت گرفتن بود».
فکر آن باشد که بگشايد رهی
راه آن باشد که پيش آيد شهی
(مولوی -مثنوی دفتردوم)
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
چشم کژ کردی دوديدی قرص ماه
چون سئوالست اين نظر دراشتباه
راست گردان چشم را در ماهتاب
تا يکی بينی تومه را نک جواب
فکرتت گو کژ مبين نيکو نگر
هست آن فکرت شعاع آن گهر
(مولوی – مثنوی دفتر دوم)
☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼
روی نفس مطمئنه در جسد
زخم ناخن های فکرت می کشد
فکرت بد ناخن پر زهر دان
می خراشد در تعمق روی جان
(مولوی- مثنوی دفتر پنجم)
▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓
هر دمی فکری چو مهمان عزيز
آيد اندر سينه ا ت هرروز نيز
فکرراای جان بجای شخص دان
زانک شخص ازفکرداردقدروجان
فکر غم گر راه شادی می زند
کار سازی های شادی می کند
(مولوی – مثنوی دفترپنجم)
طفل ره را فکرت مردان کجاست
کوخيال او وکو تحقيق راست
فکر طفلان دايه باشد ياکه شير
يامويز و جوزو يا گريه نفير
(مولوی – مثنوی دفتر پنجم)
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
تفکر کن ببين تا از کجايی
در اين زندان چنين بهرچرايی
(ناصرخسرو)
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
ديروز انبياء وفلاسفه وامروزهمهء روان شناسان متفق القولند که تفکرخالق بسياری ازپديده های فردی واجتماعی است. ولتر گفت:« وقتی ملتی که به تفکرآغاز کرد،هيچ قدرتی پيروزی اورانمی تواندسدکند» ويکی ازبزرگان(شهيدشريعتي) می گويد:« مسری ترين چيزی که دردنياوجودداردو(سرايتش) ازآتش بيشتر است،فکروانديشه است». بنابراين نمی توان "اصلی" بنام تفکرراناديده گرفت ونمی توان قدرت"تفکر" راانکار کرد.پس تااينجا گفته شد تفکر دارای قدرت است وتفکردونوع است؛ تفکرات مثبت وتفکرات منفی ؛تفکرمثبت ابزاری است که درمسير صحيح انسان را پيش می برد ويکی ازابزارهای هدايت الهی ،تفکر است واينجااين حرف معنی می دهدکه« تفکر جوهر نبوغ است» زيراهمانطورکه درشماره های قبل گفته شد نبوغ از جهان غيب است وهرگاه ارتباطمان باروحمان مستقيم باشدبه اين منبع دسترسی داريم وتفکرنيززمانی ازنبوغ برمی خيزد که نيمه هشيارانسان باروحش ارتباط مستقيم داشته باشد اين ارتباط درخواب باسمبل بيان می شودودربيداری باتفکر اما نه هرتفکروتخيلی.مسير مثبت نبوغ است واگرنه درراه منفی هم خلاقيت وجوددارد.هدايت الهی بسوی مثبت ها است.حالا اگر" خواطر رحمانی" راهم جزودستهء تفکرات مثبت به حساب بياوريم آمدن يک صحنه ازراه دور ياصحنه ای مربوط به آينده درذهن انسان(بصورت تله پاتی ياآينده بينی) اين ها منشاء غيبی دارندودرپديدارشدن درذهن دريک رده هستنديعنی ممکن است معمايی بصورت رمز برايمان باقی بماندويااينکه برای همان معما جرقه ای درذهن زده شودورازبرداشته شوداين جرقه ناگهانی مثل همان پديدارشدن صحنه ای ازمسافتی دورويامربوط به آينده است.يک جرقه ذهنی شايدچند ثانيه زمان تفکرهمراه داشته باشدوبعديک ملت هم می توانند سال هاروی آن بحث داشته باشند ياکارپيش ببرندهراختراعی اينطوراست.البته من جرقهء ذهنی وتصورات معمولی وتجسمات قوی وتفکرات رايکی نمی دانم وقتی انسان باپديده ای روبرومی شودمراحلی راپشت سرمی گذاردتابه انديشه برسد.من همهء حرکات رااينطورمی بينم که منشاء هرحرکتی خداست حتی اگرحرکتی منفی شود اجازه اش راخداداده وانسان راآزاد گذاشته تابااختيار "پاکی "و"پليدی" و"پوچی" راانتخاب کنداما منشاء حرکت مثبت ازجانب خداست واين زمانی درانسان شکل می گيردکه انسان باپديده ای روبرومی شود.اول "اميال" شکل می گيرند بعد "تصورات" وبعد"تجسمات قوی تر"وبعد"تفکر" وبه دنبالش "صحبت" و"عمل" پيش می آيد ودرنهايت هم به خدابازمی گردد.بنابراين حرکت هم منشاء غيبی داردوهرحرکتی مراحلی داردوتفکرمربوط به مرحله ای خاص است.ومنشاء تفکرآن جرقه ايست که درذهن پديدمی آيدوباعث کشف وشهود می گردداين" کشف شده" راماهميشه به همراه داشته ايم ،حتی قبل ازکشف واين دانايی راخداوند به ماداده بوداماارتباط مستقيم بامنبع دانايی اعماق وجودمان نداشتيم وزمانی که با يک آرامش ذهنی باروح همنشين شديم ظرف چند ثانيه وشايد هم کمتر ازيک ثانيه به ماگفته شده وبرای روح خيلی هم عادی بوده امامی بينيم برای ماهيجان انگيزوشگفت آوراست.وگاهی وقتها آنچنان شگفت آوراست که ظرف وجودی مان می خواهد از هم بپاشد.البته اين احساس به شکل های گوناگون بروز می کند ممکن است کشفی باعث بوجودآمدن احساس شوق شودويااينکه باعث لذت عرفانی .
بنام خداوند غيب و شهادت
گاهنامه هيرکانی
شماره :۱
موضوع : سرآغاز
سرآغاز: بنام صاحب اسماءالحسنی که خالق بی نهايت نمودهايی است که ما را در شناخت" بود" راهنمايی می کنند . خدايی که صاحب و پروردگار جهانيان است و بخشنده و مهربان .
انتخاب کلمه گاهنامه به دليل تکيه نکردن به کميّت مطالب جدای از کيفيّت است . زيرا ممکن است قول روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و ... انسان را موظف به پر کردن مطلب برای زمان معينی سازد که از عوارض جانبی آن پرداختن به کميت و دوری از کيفيت گردد . و انتخاب کلمه هيرکانیبه دليل وطنی است که تاريخی بس کهن دارد و در هر زمينه ای که فکرش را بکنيم تاريخی را گذرانده است و موقعيت طبيعی آن خاص خود است ؛ چه در بر دارنده دشت و کوه و دريا و صحرا و باتلاق و جنگل و ... و ... است و به قول خارجی ها که در سفرنامه های خود اعتراف کرده اند" زيباترين نقطه جهان". اينجا سرزمينی است که بزرگان بسياری از آن برخاسته اند . بزرگانی همچون : شيخ فضل الله استرابادی ، ملامحمدباقر استرابادی ومير ابوالقاسم فندرسکی .
(فندرسكي)
شناخت اين سرزمين کاريکی دو نفر نيست برای معرفی اينجا نياز به بسيج متخصصين در رشته های گوناگون علوم و فنون است که به صورت گروهی هر دسته ای معرف موضوع و کار خاصی باشند . من از ترس متهم شدن به تعصب همينجا ادامه سخن را قطع می کنم و قضاوت را به شناخت و سعی خودتان واگذار می نمايم اگرچه حرفهای ناگفته بسيار دارم . اما به ميزان وسع و توانم ان شاءالله در آينده در خدمت خواهم بود تا عملا سهمی در معرفی اين سرزمين کهن داشته باشم . مطالب در ارتباط با دين و علم و هنر و ورزش و تاريخ و ... خواهد بود و اميدوارم مورد پسند و علاقه شما واقع گردد .
علوم غيبی : جهان خلق و امر در تقسيم بندی قرآنی به ماوراء و مادون تقسيم نشده ...... بقيه مطلب در شماره بعدی
جمعه، 11 مهر، 1382
بنام خداوند غيب و شهادت
گاهنامه هيرکانی
شماره : 2
موضوع : علوم غيبی
خداوند دوجهان آفريده يکی در"غيب"ويکی در"شهادت"من از اشاره به آيات درقرآن صرف نظر می کنم هرکس می خواهد دراين زمينه تحقيق کندمی تواندبادقت درآيات قرآن وبکاربردن"تفکر","تعقل"و"تدبّر"شناخت خوبی کسب کند.اماازجهان"شهادت"که بگذريم جهان غيب دوتااست يکی جهان غيبی است که خاص خداوند است وبر همه کس حتی پيامبران پوشيده است .ديگری جهان غيبی است که می تواند برای اهل راز به جهان شهادت تبديل گردد.
هدايت های الهی به طرق گوناگون صورت می گيرد.يکی ازراه هايی که خداوندانسان رااز ان راه ازغيب باخبر می سازد,"وحی"است.خداوند با"وحی"بوسيله بهترين کسانی که برمی گزيندپيامش رابه بشر ابلاغ می کندتاراه"رشد"رااز
راه"منفی"تشخيص داده وبسوی مثبت ها(که دعوت شده اند)آيند. يکصدوبيست وچهار هزارپيغمبرآمدندورفتندو آخرينشان حضرت محمد(ص) بودووحی قطع شداماچيزهايی برای ارتباط باخداباقی ماند.ازجمله"مبشرات"واين مربوط به جهان رؤيای خواب است.(باامسال به شکرخدا حدودسی ويک سال است که درارتباط بارؤيای خواب دارم تحقيق می کنم وخصوصاً دررابطه با"تعبيرخواب"وان شاالله اين تجربه درخدمت شماقرار خواهدگرفت)امامبشرات يک جزء از چهل وشش جزء وحی است.واين فرموده حضرت محمد(ص) به ابوذراست.بقيه راه های هدايت الهی وابزارهای شناخت جهان غيب رافعلاًنام می بريم(البته چند تايی) تابعداً انشاالله شرح داده شود.يکی الهامات است که ازراه های گوناگونی به انسان می رسدازجمله تله پاتی وخواطر رحمانی، پرش اعضاء بدن(نه هرپرشی) و...يکی روش تمرکز دادن بااستفاده ازهرچه که وسيله تمرکز باشد مثل فال باقهوه، فال حافظ، نگاه درآينه، نگاه درگِل ،فکر نکردن وهيچگونه تصور وتجسمی به ذهن راه ندادن و... هرموضوعی بحث مفصلی دارد انشاالله بعداًشرح داده خواهد شد. نيايش واعتقادات ومعجزات و...و... دراينجابادرست وغلط بودن راه کاری نداريم فعلاً درحد معرفی است دراديان مختلف راه های متفاوتی برای ارتباط است مثلاً شَمَن های مغول باروش خاصی آينده بينی دارند.سرخ پوست های آمريکا مراسم خاص وروش های خاصی دارند.دريوگا به نحوی ودرهرمکتبی به طريقی خاص ارتباط برقرارمی شود.
فعلاًازجهان ِ خواب ديدن شروع می کنم که تخصص من بوده واز علت گرايش من به دقت دررؤياهای خواب مطلب آغازمی شود.امادقت داشته باشيدجهان ر ؤياها بردوقسم است يکی رؤياهای بيداری وديگری رؤياهای خواب وهرکجالازم باشدکه به رؤياهای بيداری اشاره گردد انشاالله ازاشاره به کلمه "بيداری" غافل نخواهم ماند.
علت گرايش من به پژوهش درارتباط باخواب ديدن:
از جمله موضوعاتی که از دوران کودکی ذهن مرابه خودمشغول می داشت خواب ديدن بود تااينکه حدودسال هزاروسيصدوپنجاه ويک که چهارده سال داشتم متوجه ديدگاه های متفاوت ومتضادی درارتباط با خواب ديدن وتعبيرخواب شدم من ازهفت سالگی کتاب خواندن راشروع کرده بودم وبصورت زنجيره ای وپی درپی به کتاب خواندن ادامه دادم وتاکنون به برکت الهی دست از مطالعه برنداشته ام اگرچه تا حدودپنج سال اول فقط کتاب داستان می خواندم اما بتدريج کتاب های علمی وفلسفی و... جای خودرابه کتاب های داستان دادند تا اينکه در چهارده سالگی کتبی درارتباط با خواب مطالعه کردم نويسندگان اين کتاب ها ايوان پترويچ پاولف ،ک پلاتونف،س پلاتونف و...بودند.من متوجه شدم آنچه راکه تجربه می کنم ودرکتب ديگر می خوانم باآنچه در آثار ماترياليستها است کاملاً فرق دارد؛ضمناًاقوام وآشناها صحبت ازخواب هايی می کنندکه آينده رانشان داده وقبل ازوقوع حادثه ای ياکاری خوابش راديده بودند.اين تضادموجب آن گرديدکه بيشترتحقيق کنم وبيشتربه تفکربپردازم وازآن زمان تاکنون اين پژوهش ادامه يافته واميدوارم خداوند اين تلاش راازمن نگيرد.اينگونه بودکه به خواب ديدن دقت کردم ابتدا از يکسو نظر "خواب وخوراکی ها" وسپس نظرفرويدوديگرروان شناسان رامطالعه کردم بعدهرکتابی راکه درارتباط باخواب ديدن بودمطالعه می کردم.واز ديگرسواصل تجربهء من درمشاهده وادراک خواب های خودم و وخواب های اطرافيان بود.تاده سال هم توان تعبيرخواب کاملی نداشتم اما پس از ده سال خوابی ديدم که باعث شدقدرت تعبير داشته باشم وآن خوابی بودکه تعبيرش اين بود که ازعالم غيب وعالَم الهی علم تعبيرخواب به من بخشيده شده.ازآن پس خواب های خودم واطرافيان راتعبيرمی کردم.اگرچه اين علم ازعالم ديگری آمده بوداما دوچيز روی من تأثيرزيادی گذاشته بودوخيلی به من کمک کرده بود يکی نظرات "کارل گوستاو يونگ "وديگری کتاب " کامل التعبير " معروف به تعبيرخواب ابن سيرين که مؤلف آن ابوالفضل کمال الدين حبيش ابن ابراهيم تفليسی است.مؤلف درآغاز کتاب می نويسد:«...وبرنسق حروف معجم تأويل خواب هابه فارسی واضح آوردم از کتب معبرين که دراين علم نفيس معروف اندچون کتاب"اصول"دانيال(ع) وکتاب "تقسيم" حضرت امام جعفرصادق(ع) وکتاب "جوامع" محمدابن سيرين وکتاب "دستور"ابراهيم کرمانی وکتاب "ارشاد" جابرمغربی وکتاب"تعبير"اسماعيل بن اشعث وکتاب "کنزالرؤيا" مأمونی وکتاب"تعبيربيان"عبدوس وکتاب"تعبير"حافظ ابن اسحق وکتاب"جمل الدلايل" وکتاب"ايضاح التعبير"فخری وکتاب" کافی الرؤيا" وکتاب"تعبير"معروف طاووس وکتاب "مفرح الرؤيا"وکتاب "تحفة الملوک"وکتاب "منهاج التعبير"خالد اصفهانی وکتاب "مقدمة التعبير"وکتاب "حقايق الرؤيا"وکتاب"وجيزه"ء محمدساهونه وکتاب متفرق ازکلمات هرکس که دراين علم تصنيف کرده اند پس اختيارکلام اين جمع يادکرده شد ونام اين کتاب را"کامل التعبير"نهاديم زيراکه دراين علم ازاين کاملتر به فارسی نساخته اندو...».
دراين کتاب حکاياتی دربارهء ابن سيرين نقل شده که انسان ازهنرتعبيرخواب اين مرددرشگفتی می ماند. من به دو سه حکايت اشاره می کنم ومطمئنم شما نيزشگفت زده ومتحير خواهيد شد.
-« مردی به ابن سيرين گفت به خواب ديدم که هفتاد برگ شمرده ازدرختی به من دادند.ابن سيرين گفت هفتاد چوب بربدن توبزنندپس هم درآن هفته هفتاد چوب اورازدند سال ديگر آن مرد همين خواب ديدکه هفتاد برگ شمرده از باغی به وی رسيد پيش ابن سيرين آمدوخواب راگفت.گفت که دراين سال هفتاد هزاردرم سيم به تورسد.مردگفت همين خواب پارسال ديدم گفتی هفتاد چوب بربدن توبزنندوامسال اينگونه تعبيرمی کنی که هفتاد هزاردرم سيم به تورسد تأويل اين خواب چگونه است گفت ای فلان پارسال ازمن پرسيدی وقت خزان بودکه درختان خشک بودندوبرگ های درختان فروريخته حکم آن بودکه ترامعلوم کردم اکنون هنگام بهار است ودرختان روی به اقبال آرند حکم آنست که گفتم.پس درآن سال هفتاد هزاردرم سيم وی راحاصل گرديد.».
-«ابوخلده حکايت کرد پيش محمدبن سيرين بودم که مردی بيامد وگفت بخواب ديدم که درآستين بنجشکان داشتم ويک يکی رابيرون می آوردم ومی کشم وشهادت می گفتم وآن رادرچاه می انداختم تأويلش چگونه بود ابن سيرين گفت خانه کجاداری گفت فلان محله وفلان کوچه ابن سيرين گفت يک ساعت بنشين تابازآيم پس برخاست ونزدپادشاه رفت واوراآگاه کردکه حال خبيثی است ودرايذای مردم است ومردمان پادشاه رادرخانهء اودرآوردندودرآنجاجستجوکردندديدندکه قريب به پنجاه مردکشته ودرآنجاانداخته بدانستندکه آن مردايشان را به حيله بدانجامی بردومالش رامی گرفته وايشان رامی کشته ودرخانه می انداخته وپادشاه وقت بفرمودتااوراکشتندومردم از تعبيراين به شگفت ماندند».
-« حکايت کنندازابوخلده که اوگفت پيش محمدبن سيرين بودم مردی بيامدوگفت به خواب ديدم که ازبُلبُله آب می خوردم وآن بلبله رادودربودازيکی آب شيرين خوش طعم خوردم
وازيکی آب شوروتلخ ابن سيرين گفت توزنی داری وخواهرزنی وهردورابه کار می داری توبه کن وازخدای تعالی بترس مردگفت چنين است که توگفتی توبه کردم وبه خدابازگردم».
بااينکه کتاب" کامل التعبير" تأثيرزيادی برمن داشته اماروش تعبيرمن آنگونه نيست که برای همهءخواب هابه آن کتاب مراجعه کنم ومطابق با جدول خواب هاراتعبير کنم.من برای دسته ای ازخواب هاازاين جدول ها استفاده می کنم ومعتقدم کسانی که برای تعبير خواب همهء خواب هارابااين جدول ها تعبيرمی کننددراشتباهندممکن است بعضی ازخواب ها مطابق باجدول باشدودرست تعبيرشوداين دسته ازخواب ها در ارتباط با"کهن الگوها"و"ناخودآگاهی های قومی" اندکسانی که مايلنداطلاعاتی کسب کنند می توانندبه کتاب "مقدمه ای برروانشناسی يونگ"ازفريدافوردهام و"انسان وسمبل هايش "يونگ مراجعه نمايند.قسمی از عناصرخواب هامربوط به سمبل های بين المللی وقسمی نژادی وقسمی خانوادگی وقسمی هم شخصی اند.اماعناصر ساختهء بسياری ازعوامل اندهرچه برشخصيت انسان تأثيرمی گذاردبرخواب ديدن نيز تأثير دارد؛حالاازوضعيت اقتصادی شخص گرفته تاتعليم وتربيت وجغرافياونوع تفکروسطح آگاهی ونوع بينش ونگرش به جهان. سن وفصل وقوميت و...و...
من نسبت به کليه شرايط شخص وجايگاه اودرتعبير درارتباط بامتن رؤياخوابش را تعبيرمی کنم اول بدون هرگونه تفکروذوق وسليقه وقضاوتی خواب راتجزيه می کنم سپس عناصر تجزيه شده رادرارتباط بايکديگرمعنی می کنم آنگاه معنارادرترکيب مشخص می کنم. متن تعبير شده با جزئيات آن بدست می آيد سپس به عنوان نتيجهء تعبيربطورکلی آنرابيان می کنم.هيچگاه برطبق ذوق وسليقه وخلاقيت های ذهنی من درآوردی نظر نمی دهم ومخالف هرنوع تعبيرذوقی هستم تعبير خواب علم ا ست همان علمی که خداوندبه حضرت يوسف(ع)عطاکرده.کسی که تعبيرمی کندنبايدازپيش خودش ببافدونظربدهدازاين نظر هيچ فرقی بين علم تعبيرخواب وعلم فيزيک وشيمی و...نيست.کسی که تعبيرغلط می کندبرذهن بينندهء خواب فکروتجسم غلط می نشاند واگرخواب بيننده تحت تأثير اين تأويل غلط باشدوتجسم منفی ادامه داشته باشد نتيجه وقوع تأويل غلط خواهد بود.برای آگاهی ازنتايج افکارمنفی ومثبت کسانی که مايلند کتاب های ماکسول مالتز،آنتونی رابينز،ژوزف مورفی وديگرکتب روانشناسی پيروزی رامطالعه کنند.
- چراوبه چه دليل بشربه تعبيرخواب نيازمنداست؟
عنوان يکی ازکتاب های الکسيس کارل"انسان موجودناشناخته "است. به حقيقت انسان موجود ناشناخته وپيچيده ای است . بسياری ازتوانايی هايی که خداوندبه انسان بخشيده هنوزناشناخته مانده است. خوشبختانه اخيراًدانشمندان متوجه شده اند که طبيعت،موجودات وانسان دارای قدرت های پنهان ومرموزی هستند که علم ازآن غافل مانده بودوسعی دارنداين اسرارراکشف کنندوتاحدودی هم موفق شده انداما اکنون درآغازاين راه طولانی اند.
درگذشته های نه چندان دورزمانی که اهل علم به تجربه محض تکيه داشتند نسبت به اين بخش از طبيعت بی اعتنابودندواين بی اعتنايی موجب عقب ماندگی گرديد اما دانش امروز بشرفقط به علوم تجربی تکيه نداردوبسياری ازواقعيت هاکه باعلت های ناشناخته ای درارتباطندرادرنظر دارد.اين حرف يونگ روی من خيلی تأثيرگذاشت که گفت به جايی رسيده ام که حتی جرأت نمی کنم خرافات راردکنم.آفرين به اين نگاه عميق ووسيع.زمانی بود که عده ای ادعا می کردندتاماروح رازيرچاقوی جراحی حس نکنيم نمی پذيريم ياتاخدادرپروازفضايی(به کره ماه) ديده نشود قابل قبول نيست. اما امروزاين حرف هاخنده داراست.ردکردن يک موضوعی که ظاهری خرافی داردممکن است ماراازشرآن موضوع که موجب دردسرماشده ونمی توانيم سردربياوريم راحت کندامااين نوع بررسی وتحقيق عاقلانه نيست.خوشبختانه نوابغ علوم بانگاه عميق وبلندشان اين بی اعتنايی راکنارزدند. ديروزاين نوابغ انشتين،يونگ،اروين شرودينگر،هايزنبرگ و...بودندوامروزکسانی ديگروفردانيز ديگران؛بشرراه رايافته است. ازجملهء موضوعاتی که موردحمله قرارگرفته بودتعبير خواب وخواب های آينده بين وروح بود.اين بود که تعبيرخواب تاحدودی فراموش شدوفقط بانگاهی عوامانه مطرح می شد. درحاليکه خواب انسان رابه منبع اگاهی ومنبع نبوغ متصل می کندوبازبان رمزبااوسخن می گويد.آيابايداين زبان رمزراشناخت يااينکه بطورکلی آنراردکردبطوری که فراموش شود. بی دليل نبود که اريک فروم عنوان کتابی که درارتباط بارؤياهای خواب نوشت را"زبان ازيادرفته" گذاشت.درهرصورت اگردقت کنيم خواهيم ديدکه زبان رمزازتوان بالايی برخورداراست همانطورکه زبان رمزی افسانه هااينگونه است.ازيکسوتوان وتأثيرگذاری رابايددرنظرگرفت وازسوی ديگر فهم اين ارتباط. ارتباط بامنبع نبوغ. بسياراختلاف است بين انسان مرتبط باانسان غيرمرتبط. تکيهء انسان مرتبط به عقل ِ ماورای عقل که منطق ِ ماورای منطق دارداست. روان انسان دوقسمت است يک قسمت مربوط به کارهای معمولی است اماقسمت ديگرمنبع دانايی است وعلم ازگذشته ،حال وآينده داردوازگوشه وکنار کيهان باخبراست.ازمشکلات انسان وراه حل آن نيزاطلاع داردودرموقع خواب اين دوقسمت ارتباطشان مستقيم می شود؛قسمتی که می داندبه قسمتی که نمی داند به رمزاطلاع می دهد.اين اطلاع ،خواب ديدن است.اگر زبان رمزی رؤيای خواب رابدانيم ازگذشته،حال وآينده ومکان های ديگروهرچه که لازم بوده بدانيم مطلع خواهيم شدومتوجه اشتباهات واشکالات خواهيم شد.روح انسان منبع خيرودانش است.خداوندروح راشبيه خودش آفريده يعنی شبيه نودونه اسم نيکو. خدامطلق از هر اسم است انسان هم به درجهء سعی وتلاشش به اين اسماءالحُسنی می رسدوبطورنسبی با دانش اسماء به خداوند نزديک می شود. خداوندوحی رادرروح قرارداده ويک جزء ازچهل وشش جزء آن ازطريق خواب به انسان می رسد. هنر تعبير خواب آگاهی ازاين وحی است.واين علم؛علم ِ مقدسی است. علمی که پيامبران وامامان وبسياری ازبزرگان ازآن بهره مندبودند.
......................................................
اين مباحث ومطالب ادامه داردوانشاالله درشمارهء بعددرخدمت خواهيم بود.
شنبه، 28 مهر، 1382
بنام خداوند غیب و شهادت
گاهنامه هیرکانی
شماره:3
موضوع :علوم غيبی
برای فراموش نکردن رؤياهای خواب چه بايد کرد؟ اگربهترين حافظه راهم داشته باشيم قسمی ازرؤياهای خواب ها فراموش می شوند. چرا؟ زيرادسته ای ازرؤياهای خواب ها برای فراموش شدن هستند!رؤياهای خواب بردودسته اندقسمی که برای حفظ تعادل روان ودرست کارکردن مغز است مربوط به مانيست اينها برای گفتگوی خودآگاه وناخودآگاه هنگام خواب است اينهابرای سلامتی انسان است وبرای فراموش شدن.اماقسم ديگرپيام برای انسان است که بداند مشکلات چيست وراه حل کدام است. برای اينکه اين دسته ازروياهای خواب فراموش نشوندبايدهميشه بيان شودحتی خودمان برای خودمان رؤياهای خوابمان راتعريف کنيم.هرچه بيشتردقت کنيم متوجه می شويم که چقدررؤيای خواب داريم که قبلاً ازآن غافل بوده ايم.بهترين کارنوشتن خواب هاباذکرزمان آن است(مثلاً فلان روزوساعت ودقيقه اين رؤيای خواب ديده شده) وبرای نوشتن کافی است هنگام خواب يک چراغ مطالعه وقلم(مداد) ودفتربالای سرمان باشدوهرلحظه که بيدارشديم خواب هارايادداشت کنيم اگرحدوددوماه اين کارراتمرين کنيم موفق خواهيم شد.
- چگونه راه های رسيدن الهامات راهموارکنيم؟
کليدحل اين موضوع پاکی درزندگی است واززيرمجموعه هايش صداقت. تکيه بر پندارنيک،گفتارنيک وکردارنيک خصوصاً پرهيزازحرام خواری.
تونيکی می کن ودردجله انداز
که ايزد در بيابانت دهد باز
(سعدی)
اگرچه نيت اخلاص بايدباشداماچه بخواهيم وچه نخواهيم جواب کارخير،خيروبرکت است حتی يک صدقه ناقابل رفع بلا می کند. يک ذرهء کارنيک وبدبی حساب وجواب نيست .هرکاری که بکنيم به خودمان بازمی گردد.
اين جهان کوهست وفعل ماندا
سوی ما آيد ندا ها را صدا
(مولوی – مثنوی دفتراول 215)
من اگرنيکم وگربد توبروخودراباش
هرکسی آن درودعاقبت کارکه کشت
(پيرخرابات)
کافی است پاداش اين پاکی يک رؤيای آينده بين باشد؛رؤيايی که ازيک تصادف يايک حادثهء ناگوارماراباخبرسازدتابتوانيم بانيايش وصدقه ازآن پيش آمدبدجلوگيری کنيم.ارزش پاکی راببين.
طريقه خوابيدن نيزبی تأثيرنيست. بابدن پاک،لباس پاک وذهن پاک بايدبه بستررفت. سربه طرف شمال وپاها به طرف جنوب بايدباشد.بدنيست بدانيدکه مؤمنين به پهلوی راست می خوابندوپيامبران به پشت وپادشاهان به پهلوی چپ.
سرشب بايدبه پهلوی راست خوابيدودست راست را زيرگونهء راست گذاشت بعداًجابجايی به پشت وپهلوی چپ.اماپيامبران به پشت می خوابيدند.اينگونه راه ها همواروانسان آمادهء فراگيری الهامات می شود.رؤيای خواب های آينده بين وتله پاتی بيشترمی شود.بعضی هااستعدادشان بيشتراست.اماپاکی نه فقط دررؤيای خواب تأثيرداردبلکه دررؤياهای بيداری نيزمؤثراست.
- خواطررحمانی: - خواطررحمانی:
عبدالکريم بن هوازن القُشَيری در"رساله قشيريه"مي نويسد:« خواطرخطابی بودکه برضمايردرآيد. بُوَدکه ازفريشته بُوَدوبُوَدکه ازديوبُوَدکه حديث نفس بُوَدوبُوَدکه ازقِبَل حق سبحانَهُ بُوَد. چون ازقِبَل فريشته بُوَدالهام بُوَدوچون ازديوبُوَد وسواس بُوَد وچون ازقِبَل نفس بُوَدآن را هواجس نفس گويندوچون ازقبل حق بود آن را خاطرحق گويند. واتفاقست ميان پيران کی هرکه حرام خوردميان الهام ووسواس فرق نداندکرد».
ودرجای ديگراين رساله می نويسد:« ...وگفته اند:چون خدای تعالی رابه صدق طلب کنی آيينه ای دهدتراکه عجايب های دنياوآخرت اندروبينی».
اگرنتوانيم فرق بين" وساوس شيطانی "و"هواجس نفس" رابا"خواطرحقانی ومَلَکی" تشخيص دهيم خواطرچه فايده ای برای ماخواهدداشت حتی آنکه "مَلَکی" می نمايدازکجامعلوم که "شيطانی" نباشد.قوهء تشخيص وتميزدادن می خواهدکه قبلاً گفته شدچگونه حاصل می گرددوبستگی به پاکی شخص دارد.
سالها دل طلب جام جم ازما می کرد
وآنچه خو د داشت زبيگانه تمنا می کرد
گوهری کزصدف کون ومکان بيرونست
طلب از گمشد گان لب دريا می کرد
مشکل خويش بر پيرمغان بردم دوش
کو بتأييد نظر حل معما می کرد
ديدمش خرم وخندان قدح باده بدست
وندر آن آينه صدگونه تماشا می کرد
گفتم اين جام جهان بين به توکی دادحکيم
گفت آن روز که آن گنبد مينا می کرد
(پيرخرابات لسان الغيب شيرازی)
آنکس که بدست جام دارد
سلطانی جم مدام دا رد
(پيرخرابات)
صوفی بيا که آينه صافی است جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را
رازدرون پرده زرندان مست پرس
کاين حال نيست زاهد عالی مقام را
(پيرخرابات)
برداشتن حجاب هاودرست ديدن به پاکی بستگی دارداين نتيجهء پاکی است که بدون استفاده ازروش خاصی موقعی که لازم باشدخبری برسدمی رسدنه حتی نياز به تمرکز است ونه درشرايط خاص قراردادن خود. پاکی خودآورندهء آرامش است کسی که باخداارتباط دارددلش آرام است؛آرامترازاعماق اقيانوس ها.اين انسان تحت تابش الهامات غيبی است انسانی است مرتبط وروی خط غيب.حالا درضمن پاک بودن داشتن ارادهء قوی وتمرين هايی که سازنده سلامتی جسم وروان انسان است مفيد است واين هانيزبه انسان کمک می کند.داشتن قدرت تمرکزهم چيزخوبی است امااينها بايد درپرتوپاکی باشد.اراده ای که متکی به ايمان به خدانباشدارزش نداردوهرچقدرقوی باشدشکستنی است.تمرين منظم بودن وسرقول بودن هم ازابزارهای کارهستند.اينها اراده وقدرت تمرکزرابالا می برند.امّابطورکلی الهام قسمت انسان پاک است.اين قانون الهی است.اگرحضرت محمد(ص) وبقيه پيامبران الهی پاک نبودندخداوندآن ها راانتخاب نمی کرد. وحی برای انسان پاک است . درروح انسان همهء پيغام های الهی نهاده شده اين ماهستيم که بايدباتلاش "خود"رابيابيم.پيامبران نيزانتخاب شدندتاانسان رابه"خود" بياورندوبه "خود" دعوت کنند.نيمی ازوجودانسان درغيب است.
گفتم زکجايی توتسخرزدوگفت ای جان
نيميم زترکستان نيميم زفرغانه
نيميم زآب و گِل نيميم زجان ودل
نيميم لب دريا نيمی همه دردانه
(مولوی- ديوان شمس)
چراوچگونه ازمابين خواب وبيداری استفاده کنيم؟
اين مطلب بدردآندسته ازکسانی می خوردکه اهل پژوهش وبررسی های علمی وهنری اندواستعدادی قوی دارند؛کسانی که بدنبال کشف پديده هاهستند.ازآنجايی که روح منبع
دانش است؛ آنچه راکه ماکشف کرده ايم اين روح است که می دانسته وبه مااطلاع داده است .درخواب به زبان رمزمطلع می شويم ودربيداری به ادراک.امايکی ازراه های ارتباط ،قراردادن خوددربين خواب وبيداری است. دراينجاچون بيداريم ازآنچه برما می گذردهوشيارانه مشاهده می کنيم وچون خوابيم به منبع نبوغ دسترسی داريم.حالا بدون اينکه کاملاً خواب رويم وياکاملاً بيدارشويم بايدسئوالات ومشکلات رامطرح سازيم.آنچه راکه بدنبال آنيم درنظربگيريم .جواب به چندصورت خواهدآمديامتمايل است به سوی خواب وجواب درقالب سمبل می آيدکه نيازبه تعبيرداردويامتمايل است به ذهن که جواب به صورت تصويرياکلام مشخص می آيد.اينجانيازبه تمرکزاست بايدجايی قراربگيريم که نه خواب برويم ونه بيدارشويم بلکه هوشيارانه درخواب باشيم.دراين حالت مغزنيزاستراحت خوبی می کند.آرامش هم برای انسان به حدی است که لذت خلسه رابه همراه دارد.ذهن مستعدفراگيری است.اصطکاک نيست وهوش عالی فعال است.ميزان ادراک بالااست.اين لحظات،لحظات اکتشاف واختراعند. نه فکربيهوده ای درسراست ونه خيال وتجسم اضافی ای مغزرااشغال کرده؛ذهن آرام است. اين آرامش عجايب خلقت رابه ما نشان می دهد.
همه درطول شبانه روزگاهی دراين حالت قرارمی گيرندامابايداستفاده شوديکی هنگام بيدارشدن است ويکی خواب قليلی است که دروسط روزداريم ودرلحظه های چُرت زدن. يک چرت کوتاه دروسط روزخستگی مغزرانيزازانسان دورمی سازدوتوان انجام کاررابيشترمی کند.اماموقع خواب رفتن سرشب اگرچه انسان بين خواب وبيداری قرارمی گيرداماقبل ازخواب رفتن به ترتيب خاصی که مربوط به اهميت تأثير پذيری انسان درطول روزاست تصاويری رامی بيندوسپس خواب می رود.درلحظهء انتقال ازبيداری به خواب نيزافکارمتلاشی می شوداينست که اين لحظه بدرداين کارنمی خوردمگرآنکه تسلط داشته باشيم.صبح هنگام بيدارشدن ومخصوصاً هنگام چرت زدن دروسط روزبسيارمناسب است. اين نيزيکی ديگرازراه های دسترسی به جهان غيب است.
شنبه، 1 آذر، 1382
شماره: 4
موضوع: علوم غيبی
آيات واحاديث وجهان غيب :
قبلاً به غيب وشهادت درقرآن اشاره شد بااستفاده از"قرآن"وکتاب "قاموس قرآن "از علی اکبرقَرَشی وکتاب "المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکريم" وکتب تفسيرمی توانيم دربارهءغيب وشهادت درقرآن تحقيق کنيم درالمعجم آيات دسته بندی شده است. بسياری ازآيات قرآن نيز مربوط به آينده است.شماسورهء روم راکه مطالعه بکنيدمتوجه پيش گويی قرآن می شويد.همينطورآيات ديگری هست که مربوط به آخرالزمان است. برای مطالعه به کتاب های تفسيرقرآن مراجعه فرمائيد.
همينطوراست احاديث. احاديثی که ازپيامبران وپيامبراسلام حضرت محمد(ص) نقل شده ورواياتی که به نقل ازائمه اطهار(ع) است.وقتی سخنان حضرت محمد(ص) رامطالعه می کنيم دنيايی ازپيشگويی است. تمام ماجراهای مربوط به مسلمانان صدراسلام رادقيقاً اطلاع داده.بسياری ازسخنان حضرت علی(ع) مربوط به پيشگويی های حضرت محمد(ص) است وحضرت علی(ع) نيز پيشگويی های بسياری دارد.همهء ائمه(ع) نيزهمينطورند وبقدری تعداداين پيشگويی هازياداست که مجبورم بگويم برای مطالعه به کتب تاريخ دراين رابطه مراجعه فرمائيد.درکتاب های "الارشاد"شيخ مفيدو"روضه " کافی کلينی و"نهج البلاغه" و...هم به پيشگويی های زيادی ازحضرت محمد(ص) وائمه اطهار(ع) اشاره شده؛برای مثال درکتاب "نهج البلاغه"درارتباط بابنی اميه خطبه های 144و157و165، اخباربعد147و174، دردرارتباط باطلحه وزبير 137،درارتباط بابصره وحمله مغول 128و155درارتباط باکوفه 100.115 ،درارتباط باخوارج نهروان 58،درارتباط بامروان بن حکم 72، درارتباط باامام زمان(عج) 99و138و150و181،درارتباط باآخرالزمان 107و151و229 وبسياری خطبه های ديگرکه مربوط به آينده است.
درارتباط باآخرالزمان وامام زمان(عج) همهء پيامبران پيشگويی کرده اند کتاب های زيادی دراين رابطه برای تحقيق موجود است ازجمله مراجعه شود به"نجم الثاقب" حسين نوری و"مهدی قائم آل محمد(ص) " حسن شجاعيان و"اديان ومهدويت" محمدبهشتی و"حضرت مهدی(ع) فروغ تابان ولايت" محمد محمدی اشتهاردی و...اما "نجم الثاقب" بيشترتوضيح داده است.روايات رسيده واخبار غيبی درارتباط باآخرالزمان خيلی وسيع است واينها مربوط به علوم غيبی است ودرارتباط باآينده بينی وپيشگويی است. اشخاصی هم هستند که مطابق فکرشان نظر داده اند وپيشگويی برمبنای فکردارندواگرچه جزوعلوم غيبی نيست امابه احاديث پيشگوی مانزديک است مثل نظرات "هانگتينتون"و"فوکوياما"و...برخلاف ميل کسانی که به گفتگوی تمدن ها می انديشندبرطبق آيات واحاديث جنگ وخونريزی خواهد شدوبسياری خواهندمرد.دراين رابطه به احاديث علامات ظهور مراجعه فرماييد.
مطالعه دربارهء امام مهدی(ع) ازچندنظر به غيب مربوط است ازجمله پيشگويی امامان واخبارغيبی،خواب های ديده شده،چگونگی ازدواج نرگس خاتون وامام حسن عسکری(ع) ،اتفاقات هنگام تولدامام(عج)،اتفاقاتی که هنگام دستگيری امام(ع) روی داد،علامات ظهورکه درحال اتفاق افتادن است وحکومت عدل وقسط امام (عج).علامات ظهورنيز بسياراست مراجعه شودبه کتب حديث.بعضی علائم هنگام ظهور علائم طبيعی است مثل گرفتن خورشيددرنيمهء رمضان،گرفتن ماه درآخرآن برخلاف عادت،فرورفتن زمين بيداء(سرزمينی ميان مکه ومدينه) وفرورفتن زمينی درمشرق وزمينی درمغرب،توقف خورشيدازاول ظهرتاوسط وقت نماز عصر،طلوع خورشيدازمغرب،طلوع ستارهءدرخشانی درمشرق که چون ماه بدرخشد سپس دوطرف آن خم شود چنانچه نزديک شودکه دوطرفش به هم رسد،پيداشدن سرخی درآسمان که دراطراف پراکنده شود،طغيان شط فرات و...وعلامات ديگر مانندخروج سفيانی،کشته شدن سيدحسنی،کشته شدن نفس زکيه،آمدن پرچم های سياه ازسمت خراسان،خروج يمانی،ظهورمغربی به مصروحکومت وی برشامات ،فرود شدن ترکان درجزيره،آمدن روميان دررمله،بيرون آمدن 60 نفرکه به دروغ ادعای پيغمبری کنندو...هنگام ظهورعده اي ازياران امام(عج) (213 نفرکه50نفرزن هستند)به طی الارض وعده ای به رجعت به امام(عج) می پيوندند،دفاع ازامام (عج) توسط ياران (اوتاد، عصائب، ابدال، نجباء ،رفقاء ،واعاجم)،صدای ناقوس هاو...وبسياری علامات ديگر که اگربخواهيم باذکرحديث نام ببريم کتاب قطوری خواهد شد.
......................................................
شنبه، 1 آذر، 1382
درارتباط باشرايط مُعَبِّر وپاکی اوقبلاً صحبت شداما کسی که تعبيرمی کند به بسياری ازنکات درارتباط بابينندهء رؤيای خواب بايدتوجه داشته باشد. من درروش تعبيرم فرم خاصی دارم که بينندگان رؤيای خواب قبل از بازگونمودن رؤيای خوابشان آنراپرمی کنندودراينجامی آورم:
بسم الله الرّحمن الرّحيم
محمدرضافندرسکی : مُعًبِّر
................................. . : بيننده رؤيای خواب
باصلوات برمحمّد(ص) وآل محمّد(ص) وباسلام برشما
لطفاً فرم مخصوص رؤيای خواب راپرنموده وسپس درقسمت"ج" متن خواب رابه طور خوانا بنويسيد.اگرنقاشی شماخوب است درصورت نيازبانقاشی توضيح دهيد.تعبيرخواب انشاالله
الف:1- مذهب:1-1- مذهب پدرومادر....................2-1- مذهب ومکتب شما....................
2- نژاد:....................
3- جنس:1-3- مؤنث 2-3 – مذکر
4-سن:....................
5- طبقه اجتماعی واقتصادی:1-5- بالا 2-5- متوسط 3-5- پايين
6- وضعيت...:1-6- مجرد 2-6- متأهل
7- ودرصورت اطلاع معنیِ نام ونام خانوادگی:..........................
............................................................
ب:1- تاريخ زمان خواب. صبح:1-1- قبل از اذان(سحر) 2-1- بعد از اذان
(حدود ساعت ) 3 -1- بعدازظهر
(حدود ساعت )
.......................................................................
ج:1- آيارؤيای خواب ديده شده تکراری است؟ 1-1- بله (احتمالاً......نوبت)
2-1- خير
.......................................................................
د:1- درهنگام خواب ديدن آيامتوجه می شديدکه داريدخواب می بينيد.
1-1- بله 2-1- خير
.....................................................................
ه:1- احساسی که درهنگام ديدن خواب داشتيدچگونه بود؟
1-1- احساس خوب 2-1- احساس بد 3-1- نمی دانم
اگرنياز به توضيحی است لطفاً بطور خلاصه توضيح دهيد.
................................................................................
و:لطفاً خواب خودرانزدکسانی که دانش وتوان تعبيرندارندبازگونکنيدزيراايشان ممکن است باالقاء تعبيرمنفی وتأويل غلط موجب تقويت تصورات منفی وتجسمات مضر در ذهن شماگشته وسرانجام باعث روبروشدن باحوادث ناگوارگرديد.
باتوکّل برخداوند1-1- خواب برای ديگران بازگوشده
2-1- خواب بازگوشده وتوسط ديگران تعبيرشده
.....................................................................
ز:1- وضعيت خوابيدن درزمان رؤيای خواب. 1-1- به پشت 2-1- به پهلوی
راست 3-1- به پهلوی چپ 4-1-دَمَر 5-1- سربه طرف شمال
6-1- سربه طرف جنوب 7-1- سربه طرف مشرق 8-1- سربه طرف
مغرب
.....................................................................
ح:لطفاً بدون کم وزيادکردن متن،رؤيای خواب رابه همان صورت که ديده شده حتی اگر قسمتی رافراموش کرده ايدباجزئيات آن بنويسيد. انشاالله خير باشد.
.....................................................................
همانطوری که مشاهده نموديدشرايط گوناگونی دراين فرم درنظرگرفته شده است تامطابق آن رؤيای خواب هرشخصی تحت مطالعه وبررسی قرارگيردديدن يک نوع رؤيای خواب ممکن است ازجانب يک نفربيننده معنی ای داشته باشد وازجانب بينندهء ديگرمعنايش حتی عکس آن باشدياشرايط زمانی آنرامتغيرسازدچنانکه درحکايت ابن سيرين آورده شد.پس درنظرگرفتن اين شرايط درتعبير خواب ضروری است.
روح از جهان غيب:
روح از"امر"خداونداست.هيچکس نمی تواندبفهمدکه روح چيست فقط می شودفهميد که هست.هرکس تلاش کندتاازکيفيت آن باخبرگرددهرچه بيشترتلاش کندازآن دورتر می شود.روح جزو"جهان غيب" است .امادرارتباط باروح بسياری افراداستعدادکارهای روحی دارنداينهامی توانندعلوم روحی راپيش ببرند.علوم روحی هم مربوط به علوم غيبی است زيراموضوعات آن درارتباط باجهان غيب است.تله پاتی،هيپنوتيزم،کف شناسی ،نجوم(جدای ازقسمت خرافی آن) و(جدای ازقسمت علوم تجربی آن) ،احساساتی که آينده رانشان می دهند،ارتباط چشم بازندگی وسرنوشت انسان،"سيمياما" دريوگاوعلم جَفرو...اينهاهمه ازکارهای روحی است ودرارتباط باجهان غيب است. اينکه چگونه می شودکه مثلاً"طی الارض" صورت می گيردبرماپوشيده است.امااينکه بخواهيم راجع به طی الارض بدانيم اين دانستن مربوط به علوم غيبی است.مااز تأثير روح برمغزونحوه ارتباط آن بی خبريم امامی توانيم بفهميم که روح برجسم تأثيرداردو چه نوع تأثيراتی می گذارد.می توانيم بررسی کنيم که فرضاً آتش وآهن وگلوله بردسته ای ازدراويش تأثيرندارداماخودآنهاهم نمی داننداين بی تأثيری ازچيست فقط می دانند بخاطراعتقاداست.شخصی که درمراسم عزاداری قمه زنی می کندوفرق سرش رابا قمه می شکافدامافردايش می بينيم سالم وتندرست است واثری هم باقی نمانده ياکسی که زهرمی نوشدواثرنمی کنداينهاهمه ازمعجزات کارهای روحی است من کاری ندارم که ازنظرجهت چه کاری درست است ياغلط،توان روح رامی گويم.بادسته ای شيادکه حيله ای درکارشان است نيزکاری ندارم وازواقعيت هاسخن می گويم.تأثيرموسيقی برجسم در"موسيقی درمانی" ،تأثيرتجسمات مداوم برانسان واثرات خودهيپنوتيزم،انرژی درمانی و...دامنهء علوم غيبی بسياروسيع است .متأسفانه ازموانع کاريکی خرافات است ويکی دروغ های بعضی از مجلات درحاليکه اين همه واقعيت برای گفتن است چه نيازی به دروغ؟ حتی بعضی ازفيلم ها ومقالات تخيلی چنان برعده ای تأثير می گذاردکه فراموش می کنندموضوع تخيلی يافرضاً علمی- تخيلی بوده؛اينقدرواقعيات هست که ازبررسی آن هاغافل مانده ايم چه نيازی به تخيلات دورازواقيت ها؟
اختلا جات:
قديمی های ما می گفتند"اختلاجات" واختلاج به معنای جهيدن وتکان خوردن عضوی ازبدن مثل پريدن پلک چشم ياجهيدن رگ و...است. سال ها پيش که من متوجه يک ارتباط بصورت تله پاتی باپرش اعضاء بدن شده بودم؛بدنبال علمی بودم که رازاين موضوع غيبی رافاش سازد؛يعنی می خواستم بدانم دانشمندان تاکجاپيش رفته اندوچه مسائلی راکشف کرده اند.من بصورت پراکنده مطالبی درارتباط باتله پاتی می خواندم اماتاکنون هيچگاه به نتيجه يک تحقيق وبررسی همه جانبه برخوردنکرده ام.اين سئوال برای من هست که اين مسئله دراقوام مختلف چگونه است؟ يک جدول قديمی (ارثی) داشتيم ازترس آميختگی باخرافات هيچگاه نخوانده بودم ،کنجکاوشدم که بدانم چيست البته دليل ديگرغيرازآميختگی باخرافات اين بوده که به تجربه برای پرش اعضاء راست وچپ بدن بطورشخصی به نتايجی رسيده ام من آنرادراينجامی آورم به اين اميدکه موردتوجه اهل دانش وپژوهش قرارگيرد.شايددريک بررسی ازملل مختلف نتايج خوبی حاصل گردد.شايدعده بسياری اين مسائل رابه راحتی ردکننداين بی اعتنايِی هنرنيست وقبلاً هم گفته ام ؛مهم کشف حقايق وجداسازی آن ازاشتباهات وخرافات است واين فرقان حقيقت ازاشتباه به عهده دانشمندان است.حالت عمومی که اکثرمردم باآن سروکاردارند(يعنی متوجه آن حالت هستند) حالت دلشوره است که اکثرمادران تجربه کرده اند.اماآن دسته پرش اعضايی دررابطه باآينده ويادر ارتباطی بصورت تله پاتی است که مربوط به بيماری نباشد.قدمای مانيزاين موضوع رادريافته بودندومی گفتنداگرمکرراًعضاء بجَهَدمقدمه فلج ولغوه وسکته است وبايدمداواشود.يک مطلب ديگراين بوده که قدمابرای رفع خبرهای بدکه ازطريق پرش اعضاء متوجه می شدند توسل به نيايش وصدقه داشتندورسم براين بوده که" آيت الکرسی "بخوانندو صدقه دهند.وامااين "اختلاجات "بدينصورت دسته بندی شده است:
حلقوم راست= ازبرادرنفع يابد - حلقوم چپ= خرّمی بيند - جمله گردن= شرف وغنيمت يابد- دوش راست= رفعت يابد - دوش چپ= دَردی کشد - بازوی چپ= شادی بيند - بازوی راست = خيروخّرمی بيند - ساعدچپ= فراخ روزی شود - کف راست= خصومت کند - کف چپ= معيشت يابد - انگشت بزرگ راست= نوازش يابد - انگشت بزرگ چپ = به بزرگی رسد - انگشت شهادت راست= سخن بدازاونقل کنند - انگشت شهادت چپ = خبری رافاش کند - انگشت سبابه راست = درخصومت افتد - انگشت ميانه چپ= بردشمن ظفريابد - انگشت چهارم= روزی به وی رسد - انگشت چهارم چپ= مال بدست آورد - دست راست= غنيمت يابد - جمله دست چپ= توانگرگردد - کتف راست= خلعت يابد - کتف چپ= به مرادرسد - بندگاه دست راست = مال وی زياده شود - بندگاه دست چپ= حشمت يابد - سينه = دوستی رادرکنارگيرد - دل= غمی رسد - پهلوی راست = نقل وتحويل کند - پهلوی چپ= دوستی يابد - گردگاه چپ= غنی رسدش - جانب راست= کاری نيکوکند - جانب پشت چپ= رفعت يابد - ناف زن باشد= شوهرکند - ميان ناف وزهار= منفعت يابد - قضيب وفرج= مراديابد - خُصيَه راست= زن حلال - خُصيَه چپ= بهتان شنود - سرين راست= خرّمی به وی رسد - سرين چپ= نوازش بيند - نشست گاه راست=رفعت يابد - نشست گاه چپ = ملوک گردد - ران راست= سوارگردد - ران چپ = برخورداری بيند - جانب ران راست= درپنهانی خرّم شود - جانب ران چپ= سوارگردد - زانوی راست= مقرب گرددنزدبزرگی - زانوی چپ= معذب شود - ساق راست= حاجت ازوی به عمل آيد - ساق چپ= مرادوی برآيد - کف پای راست= دوست وی غايب شود - کف پای چپ= سخنی ازاونقل کنند - بندپای راست= سفرکند - بندپای چپ= مقرب گردد - پشت پای راست= خوارشود - پشت پای چپ= سوارگردد - جمله قدم راست= غم زايل گردد - جمله قدم چپ= عافيت باشد - انگشت بزرگ پای چپ= توانگرگردد - انگشت دوم پای راست=حاکم گردد - انگشت دوم پای چپ= سختی بيند - انگشت چهارم پای راست= خويش وی غايب شود - انگشت چهارم پای چپ= راحت يابد - ميان سر= غنيمت يابد - پس سر= عزيزگردد - پيش سر= از غم خلاص شود - ميان فرق سر= غايبی ازاوبگذرد - جانب راست سر= خبربدشنود
- جانب چپ سر= فراخ روزی شود - گوشه راست= خرّمی بيند - گوشه چپ = غايبی رسد - دنباله چشم راست= سخنی ازاونقل کنند - دنباله چشم چپ= نامه به اورسد - پشت چشم راست= غمناک گردد - پشت چشم چپ= به اوظرافت کنند - زيرچشم راست= شادی بيند - زيرچشم چپ= خبری به اورسد - ابروی راست= خيروبرکت بيند - ابروی چپ= جاه وی زيادشود - جمله چشم راست= خرّمی بيندصحت يابد - جمله چشم چپ= به وی مزاح کنند - جمله سر= بزرگی بيند - جمله پيشانی = عزت يابد - شقيقه راست= بخويش وی نکبت رسد - شقيقه چپ= صحت - جمله بينی= مال وافريابد - پره بينی= قرض داده شود - جانب راست بينی= ازکارمعزول شود - جانب چپ بينی= برمرادقادرگردد - تارک روی راست= کاربدکند - تارک روی چپ = مال حرمت يابد - خَدّ راست= مرادوصحت يابد - خَدّچپ= بيماری بيند - زنخ راست= بيماری سليم يابد - زنخ چپ=دردسرکشد - گوش راست= سخنی ازوی نقل کنند - گوش چپ= به مهمانی روديانفع يابدازغايبی - جمله دهان= بادوستی مروت کند - جمله زبان= ازبيماری ايمن گردد - لب بالا= قول به فعل آورد - لب زيرين= فتنه پيش وی آيد - گوشه لب راست= خصومت کند - گوشه لب چپ= ازاوسخن نقل کنند - جمله زنخدان= مال يابد - جمله انگشتان پای راست= سفرکند - جمله انگشتان پای چپ= غم واَلَم بيند - جمله اندام= اندوه به وی رسد.
اين جدول بايد دقيقاً بررسی شودبرای اين کارهم به جامعه شناسی نياز است وهم يک کارمربوط به روانشناسی است.درهمين رابطه خارش گرفتن کف دست راست وچپ وهمينطور پای راست وچپ و...است ونيزصداکردن گوش راست وچپ وصداکردن سر(جدای ازاينکه فرضاً آمادگی گرفتن مرض قندداشته باشيم وسرمان صدادهد) وداغ شدن چپ وراست سر وامواجی که به مامی رسد.اگراينهاموردمطالعه وبررسی علمی قرارگيردبه نتايج خوبی خواهيم رسيد.
همانطورکه درتله پاتی اخباری به مامی رسدکه تصويری رابه وضوح می بينيم يااينکه مکان ديگری راازبالا يادرخودآن مکان می بينيم وشاهدوقايع هستيم.بسياری ازخبرها ومسائل بااعضای بدنمان ارتباط داردکه به تجربه متوجه خواهيم شدچه نوع خبری به چه نوع عضوی مربوط است .اگراين تجربه بطورشخصی باشدبا تکراراين تجربه ها بطورفردی اعتقادی حاصل می کنيم امااگراين موضوع بطورجمعی وعلمی بررسی شودمسئله تفاوت خواهدداشت.به هرحال بعدازآميختگی حقايق باخرافات کمی جرأت نيزلازم است. اين پرش اعضاء (اختلاج)نيزازعلوم غيبی است واميدوارم مورد پژوهش قرارگيرد.
احوال واحساس هاي گوناگون:
1. هميشه دارای يک حال خاص ويک احساس خاص وثابت نيستيم. انسان دارای احساس های گوناگون است گاهی وقت هااحساس "غم "غلبه می کند،گاهی "شادی"،گاهی" خشم"،گاهی "انتظار"،زمانی "ترس" درهرصورت انسان دارای يک حال ثابت نبوده واحوال اومتغيراست.حتی همهء اهل عرفان نيزهميشه دارای حال شادی روحانی نيستندوبعضی هااحوال متغيردارندوبه" قبض"و"بسط" و"سکر"و"صحو"و...دچارمی شوند. مطالعهء اين احوال دروجودمان نيازبه هشياری وتمرکزودقت وظرافت خاصی دارد بعضی حال ها ترکيبی ازدوياچندنوع احساس هستند.بعضی احساسات حتی بطورمتضاد يکجادروجودانسان جمع می شوند.تعدادنوع احساس ها هم بسياراست.تشخيص اينکه چه نوع احساسی داريم هم به اين سادگی ها نيست زيرادرهنگام تبديل مثلاً احساس ترس به شادی مراحلی رامی گذرانيم که دراين مراحل ترکيب ترس وشادی درهرمرحله به نوعی بروزمی کند.ضمناً بايدحواس ماغيرازتوجه به بيرون ازوجودمان به درونمان نيزباشدوباخودآگاهی کامل هيجاناتمان رامطالعه کنيم .بايدکاملاً خودرازيرنظرداشته باشيم که چه برمامی گذردشايددراين لحظات ،همزمان کاری رانيزبايدانجام دهيم يافکری رادرذهن داشته باشيم ياحتی باديگران صحبت کنيم اينست که بايدتسلط به اين کارداشته باشيم.يکی ازپيغام های غيبی ازطريق نوع احساس است ممکن است فکری وشباهت تصويروصدايی تداعی احساسی رابوجودآوردکه قبلاً تجربه کرده ايم مثلاًباشنيدن يک تصنيف موسيقی يادزمانی بيفتيم که اول بار آن راگوش کرده ايم وآن نوع احساسی راکه آن زمان داشتيم به مابه مادست بدهد.اماپيغام ها طورديگری می رسندمثلاً ناگهان حالت شادی به مادست می دهدونمی دانيم علتش چيست،يااحساس غم پيدامی کنيم ونمی دانيم منشاء آن کجاست.اين احساس هارانبايدفراموش کنيم.احتمال اينکه باآينده ای نزديک ارتباط داشته باشندبسياراست . همچنين شايد يک احساس مربوط به تله پاتی باشدکه به افراد خانواده مربوط شود؛کسانی که ازمادورهستند.ممکن است پيغام غيبی بصورت يک فکربيايديابصورت يک تجسم و...يکی ازاين ابزارها ی پيام رسانی جهان غيب نوع احساس است . حتی زمانی که رنگی راانتخاب می کنيم بايدببينيم چه احساسی داريم.احساس ها جلوترازوقايع می آيند شمادقت کنيدوقتی شخصی فکری داردومی خواهدمطرح کنداول حالت خاصی پيدامی کندمثلاً درجواب دادن هاکه جواب مثبت است يامنفی رفتارها تاحدودی بيانگرفکرند،احساس هانيزگاهی جلوترازواقعيات می آيند. بحث نوع حال شد بدنيست دراينجاخيلی خلاصه بگويم اگرحال بدی برماغلبه کردبرای رهايی ازحال بدوبرای تبديل حال بدبه حال خوب ازفال حافظ استفاده کنيم خصوصاً اينکه وضويی بگيريم وبرای شادی روح حافظ حمدوسوره ای بخوانيم وبانيت خالص روی به قبله تفألی بزنيم روحمان به مغزمان پيام می دهدومغزبه دست فرمان می دهدکه انگشت روی کدام صفحه قرارگيردوکدام صفحه باز شود.اخلاص خودش تنظيم کننده کارهاست درست ماراجايی می بردکه لازم است برويم .مطلبی رامی خواهيم وبدنبالش هستيم ممکن است راديوياتلويزيون راروشن کنيم وبحث همان موضوع باشدياکتابی راباز کنيم که درست درهمان صفحه توضيحات لازم باشدياشخصی راببينيم که مطلب رابه مابگويد.حتی ممکن است همه چيزدرارتباط بافکرمان اتفاق بيفتد حتی باگفته هايمان تنظيم شودوحتی حوادث ناگوار پشت سرمان اتفاق بيفتدظاهراً همه چيز تصادفی است. امانه فرق تصادفی وتنظيم بودن همه چيزراخواهيم فهميد.بنابراين فالی که ازسراخلاص باشدوبرای کارهای حلال ونيت ودرخواست منطقی ،درست است واگرنه فال معنانداردوهمينطوراست" استخاره". درهرصورت برای رفتن ازحال بدبه حال خوب فال حافظ رااينگونه امتحان کنيد.اين بحث راقطع می کنم چون موضوع احساس های غيبی است. به دل وذهنتان بدراه ندهيدامازمانی که خواستيدرنگ سياه رابرای خريدهرچيزی انتخاب کنيديابرای پوشيدن لباس،آن لحظه دقت کنيدوبپرسيدچرامشکی؟نمی گويم نخريدونپوشيد. باتوکل ازآن رنگ استفاده کنيد امافقط دقت کنيد.من ميل نداشتم مشکی رامثال بزنم امابخاطرتوجه ودقت اين مثال راآوردم انشاالله که خوبی وخوشی باشد.درواقع آرزوی من اينست که دانشمندان اينگونه مسائل رابررسی کنند.آرزوی من جداساختن وبرداشتن آن گردوغبارخرافاتی است که برچهره ء اين علوم غيبی نشسته است.چون موضوعی که عمومی باشدنظردادن هم عمومی است وهيچ تضمينی برای آن نيست که تاکجايش علم است وازکجاجهل شروع می شود.اينست که بررسی علمی اين نوع موضوعات ضرورت دارد.
شنبه، 1 آذر، 1382
بنام خداوند غيب وشهادت
شماره : 5
موضوع :علوم غيبی
جهان غيب و تفکر :
ای برادر توهمين انديشه ای
مابقی تواستخوان وريشه ای
(مولوی)
يکی از راه های هدايت الهی از طريق تفکر است اما کدام تفکر؟ تفکرات دودسته اند. قسمی افکاری که منشاء منفی دارند وبرخاسته از"نفس اماره "اند، اين ها توجيه کنندهء "اميال منفی "وابزاری برای پيش برد"خواسته های شيطانی" اندوانسان رابه" ظلمت" می کشانند.تفکرابزاری است برای رسيدن به خواسته ها،امانه خواسته های منفی.دستهء ديگرتفکراتی است که منشاء مثبت دارندوبرخاسته ازنورهدايت اند.اين دسته بافطرت پاک انسان همسوويک جهت است.اماچگونه می توان تفکرات مثبت ومنفی راتشخيص داد.تفکر "اصل" است ومبنای کارها اماچگونه بايداصل راازافکار اشتباه وفرعی جداساخت.بشر هرچقدرهم که زرنگ وباهوش باشدازدريافت اين اصل عاجزاست زيراسيستم های اجتماعی اوراوادارمی کندکه به منافع خودبينديشدودرپی تعامل است.فقط دريک صورت موفق به تشخيص تفکرومنطق صحيح ومثبت می گرددوآن اينکه ملاک درستی يافته باشد که همهء مسائل و جزئيات راباآن ملاک بسنجداماازکجابداندکه ملاک درستی دارد.اينجاهيچيک ازمکتب های ساخت بشرجوابگونيستندمسئله ايست که نه"اگزيستانسياليسم" جوابگواست،نه "علم" ونه ديگرايدئولوژی های ساخت انسان.انسان عقلش محدوداست وعلم مطلق ندارد.بنابراين بايدبه خداتکيه کنيم.تنها انديشه ای که متصل به وحی وجهان غيب است می تواندملاک تشخيص باشد.حتی فکرانسانی درتشخيص بسياری ازمسائل درمی ماند مانند مفاهيم جاودانگی وابديت،ازل،روح وذات خداوند.اما فکرالهی می گويد:
« رأی وتدبيرخودرادرآنچه ديدهء عقل ، کنه آنرادرنمی يابدوفکروانديشه راهی به آن نداردبه کارنبريد» (خطبه 78/86 نهج البلاغه- امام علی(ع) ).
بنابراين انديشه ای قابل استفاده است که طبق جهت ومسيری که خداوند تعيين کرده پيش برده شودودرچهارچوب دستورات الهی بکارگرفته شود.اين نوع طرزاستفاده هم باعلم سازگاراست هم بامنطق برتروهم سيستم پويايی رابرای پيشرفت عرضه می دارد.چراپويا؟چون صددرصد دريک مسيرمثبت پيش برده می شودوهيچگونه تفکراضافی وراه اشتباهی ماراسرگردان نمی سازد.امام علی(ع) فرمود:(خدای بزرگ پس ازآفرينش آدم) ازروح خويشش درآن دميد،آنگاه به صورت انسانی درآمدکه دارای قوای مدرکه بودکه آنهارادرمعقولات به کارمی اندازدوانديشه هايی که بوسيلهء آنها درکارها تصرف می کند» (نهج البلاغه –خ1).درخطبه 222/213 نيزمی فرمايد:«(خداونددرهرعصری که آثارشرايع روی به تباهی نهاده) بندگانی داشته است که درانديشه هايشان باآنان راز گويدوباحقيقت عقل هايشان سخن راندپس اين بندگان بانوربيدارخردهاچراغ فهم وبينش درچشم ها وگوش ها ودل ها برمی افروزد». ودرحکمت5/4 :«انديشه همچون آينه ای صاف است».ودرح113/109 :«هيچ دانشی چون تفکرنيست».وخ103/102 :«خدارحمت کندکسی راکه انديشهء خودرابه کاربردوعبرت گيردوبيناشودوبداندآنچه هم اکنون ازدنياموجوداست گويااصلاً نبوده وآنچه ازآخرت است همواره خواهد بود هرچيزی که به شمارش آيد(همچون ساعات عمر) سرانجام پايان گيرد وهرچه موردانتظاراست به زودی فرارسدوهرچه به زودی فرارسدنزديک است».
درقرآن هم بسيار اشاره شده ازجمله درسوره های مبارکهء :بقره،مدثر،انعام،سبا،اعراف،روم،رعد،آل عمران،نحل،زمر،جاثيه وحشر.برای مثال درسورهءنحل می فرمايد:«وهم زراعت های شماازآن آب باران بروياندودرختان زيتون وخرماوانگوروازهرگونه ميوه بپرورددراين کارآيت ونشانهء قدرت الهی برای اهل فکر پديدار است»(11).
احاديث مربوط به تفکرنيزبسياراست دراينجايک روايت ازامام صادق ( ع ) نقل می کنم از(خصال- شيخ صدوق ج1) می فرمايد:« بيشترعبادت ابوذرخدايش رحمت کند،تفکروعبرت گرفتن بود».
فکر آن باشد که بگشايد رهی
راه آن باشد که پيش آيد شهی
(مولوی -مثنوی دفتردوم)
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
چشم کژ کردی دوديدی قرص ماه
چون سئوالست اين نظر دراشتباه
راست گردان چشم را در ماهتاب
تا يکی بينی تومه را نک جواب
فکرتت گو کژ مبين نيکو نگر
هست آن فکرت شعاع آن گهر
(مولوی – مثنوی دفتر دوم)
☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼
روی نفس مطمئنه در جسد
زخم ناخن های فکرت می کشد
فکرت بد ناخن پر زهر دان
می خراشد در تعمق روی جان
(مولوی- مثنوی دفتر پنجم)
▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓
هر دمی فکری چو مهمان عزيز
آيد اندر سينه ا ت هرروز نيز
فکرراای جان بجای شخص دان
زانک شخص ازفکرداردقدروجان
فکر غم گر راه شادی می زند
کار سازی های شادی می کند
(مولوی – مثنوی دفترپنجم)
طفل ره را فکرت مردان کجاست
کوخيال او وکو تحقيق راست
فکر طفلان دايه باشد ياکه شير
يامويز و جوزو يا گريه نفير
(مولوی – مثنوی دفتر پنجم)
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
تفکر کن ببين تا از کجايی
در اين زندان چنين بهرچرايی
(ناصرخسرو)
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
ديروز انبياء وفلاسفه وامروزهمهء روان شناسان متفق القولند که تفکرخالق بسياری ازپديده های فردی واجتماعی است. ولتر گفت:« وقتی ملتی که به تفکرآغاز کرد،هيچ قدرتی پيروزی اورانمی تواندسدکند» ويکی ازبزرگان(شهيدشريعتي) می گويد:« مسری ترين چيزی که دردنياوجودداردو(سرايتش) ازآتش بيشتر است،فکروانديشه است». بنابراين نمی توان "اصلی" بنام تفکرراناديده گرفت ونمی توان قدرت"تفکر" راانکار کرد.پس تااينجا گفته شد تفکر دارای قدرت است وتفکردونوع است؛ تفکرات مثبت وتفکرات منفی ؛تفکرمثبت ابزاری است که درمسير صحيح انسان را پيش می برد ويکی ازابزارهای هدايت الهی ،تفکر است واينجااين حرف معنی می دهدکه« تفکر جوهر نبوغ است» زيراهمانطورکه درشماره های قبل گفته شد نبوغ از جهان غيب است وهرگاه ارتباطمان باروحمان مستقيم باشدبه اين منبع دسترسی داريم وتفکرنيززمانی ازنبوغ برمی خيزد که نيمه هشيارانسان باروحش ارتباط مستقيم داشته باشد اين ارتباط درخواب باسمبل بيان می شودودربيداری باتفکر اما نه هرتفکروتخيلی.مسير مثبت نبوغ است واگرنه درراه منفی هم خلاقيت وجوددارد.هدايت الهی بسوی مثبت ها است.حالا اگر" خواطر رحمانی" راهم جزودستهء تفکرات مثبت به حساب بياوريم آمدن يک صحنه ازراه دور ياصحنه ای مربوط به آينده درذهن انسان(بصورت تله پاتی ياآينده بينی) اين ها منشاء غيبی دارندودرپديدارشدن درذهن دريک رده هستنديعنی ممکن است معمايی بصورت رمز برايمان باقی بماندويااينکه برای همان معما جرقه ای درذهن زده شودورازبرداشته شوداين جرقه ناگهانی مثل همان پديدارشدن صحنه ای ازمسافتی دورويامربوط به آينده است.يک جرقه ذهنی شايدچند ثانيه زمان تفکرهمراه داشته باشدوبعديک ملت هم می توانند سال هاروی آن بحث داشته باشند ياکارپيش ببرندهراختراعی اينطوراست.البته من جرقهء ذهنی وتصورات معمولی وتجسمات قوی وتفکرات رايکی نمی دانم وقتی انسان باپديده ای روبرومی شودمراحلی راپشت سرمی گذاردتابه انديشه برسد.من همهء حرکات رااينطورمی بينم که منشاء هرحرکتی خداست حتی اگرحرکتی منفی شود اجازه اش راخداداده وانسان راآزاد گذاشته تابااختيار "پاکی "و"پليدی" و"پوچی" راانتخاب کنداما منشاء حرکت مثبت ازجانب خداست واين زمانی درانسان شکل می گيردکه انسان باپديده ای روبرومی شود.اول "اميال" شکل می گيرند بعد "تصورات" وبعد"تجسمات قوی تر"وبعد"تفکر" وبه دنبالش "صحبت" و"عمل" پيش می آيد ودرنهايت هم به خدابازمی گردد.بنابراين حرکت هم منشاء غيبی داردوهرحرکتی مراحلی داردوتفکرمربوط به مرحله ای خاص است.ومنشاء تفکرآن جرقه ايست که درذهن پديدمی آيدوباعث کشف وشهود می گردداين" کشف شده" راماهميشه به همراه داشته ايم ،حتی قبل ازکشف واين دانايی راخداوند به ماداده بوداماارتباط مستقيم بامنبع دانايی اعماق وجودمان نداشتيم وزمانی که با يک آرامش ذهنی باروح همنشين شديم ظرف چند ثانيه وشايد هم کمتر ازيک ثانيه به ماگفته شده وبرای روح خيلی هم عادی بوده امامی بينيم برای ماهيجان انگيزوشگفت آوراست.وگاهی وقتها آنچنان شگفت آوراست که ظرف وجودی مان می خواهد از هم بپاشد.البته اين احساس به شکل های گوناگون بروز می کند ممکن است کشفی باعث بوجودآمدن احساس شوق شودويااينکه باعث لذت عرفانی .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر