
آخرالزمان
آخرالزمان (2)
آنچه مي خوانيدترجمهءقسمتي ازروايتي است كه از امام صادق(ع)نقل گرديده وثقة الاسلام ابي جعفرمحمدبن يعقوب بن اسحق الكليني الرازي رحمة الله عليه در"الروضة من الكافي" ج(1) بنام حديث ابي عبدالله عليه السلام – مع المنصورفي موكبه -آورده است.
محمدبن يحيي ،عن احمدبن محمد،عن بعض اصحابه،وعلي بن ابراهيم، عن ابيه،عن ابن ابي عميرجميعاً،عن محمدبن ابي حمزة،عن حمران قال: قال ابوعبدالله عليه السلام و...:
... آياندانسته اي كه هركه چشم براه دولت ماباشدوبرآزاروترسي كه مي بيندشكيبائي ورزدفرداي قيامت درزمرهء مامحشورگردد.پس هرگاه ديدي كه حق مرده،و(حق جويان و)اهل حق ازميان رفتندوديدي كه ستم همهء شهرهارافراگرفته ،وديدي كه (دستورات)قرآن كهنه شده وچيزهايي كه در آن نيست درآن پديدشده ،( آيات آن) طبق دلخواه توجيه شده،وديدي كه آئين زيروروگشته چنانچه آب زيروروشود،وديدي كه اهل باطل براهل حق بزرگي جويند،وديدي كه شروبدي آشكاراست وازاونهي نشودوهركه بدكنداورامعذوردانند،وديدي كه بزهكاري آشكارگرديده،ومردان بمردان وزنان به زنان اكتفاكنند،وديدي كه شخص مؤمن مُهربرلب زده وسخنش رانپذيرند،وديدي كه شخص فاسق دروغ گويدوكسي دروغ وافترايش را براوبازنگرداند،وديدي كه(بچه)كوچك (مرد)بزرگ راخوارشمارد،وديدي كه قطع رحم كنند،وديدي هركه رابكاربدبستايندخندان گرددوسخن گوينده راباوبازنگرداندوديدي كه پسربچه همان كندكه زنان كنند،وديدي كه زنان بازنان تزويج كنند،وديدي كه مدح وثنا(وتملق وچاپلوسي)بسيارگردد، و ديدي كه مردمال خودرادرغيرراه اطاعت خداخرج كندوكسي ازكاراو جلوگيري نكندودستش رانگيرد،وديدي كه چون شخصي كوشش مؤمن را (دراطاعت خدا) بيندازكوشش اوبخداپناه برد،وديدي كه همسايه ؛همسايه آزاري كندومانعي براي اودراين كارنيست،وديدي كه كافرخوشحال است ازآنچه درمؤمن مي بيندوشاداست ازاينكه درروي زمين فسادوتباهي بيند ، وديدي كه شراب راآشكارابنوشندوبراي نوشيدنش گردهم برآيند كسانيكه ازخداي عزوجل نمي ترسند،وديدي كه امركنندهءبمعروف خوار است، و فاسق درآنچه خدادوست نداردنيرومندوستوده است،وديدي كه اهل قرآن و تفسيرخوارندوهركه آنانرادوست داردنيزخواراست،وديدي كه راه خير بسته شده وبراه شروبدي رفت وآمدگردد،(وديدي كه خانهء كعبه تعطيل شده ودستوربه نرفتن آن مي دهند)[1]،وديدي كه مردبزبان گويدآنچه راعمل بدان نكند،و ديدي كه مردان براي استفادهءمردان خودرافربه كنندوزنان براي زنان،و ديدي كه زندگي مردازپَسَش اداره گرددوزندگي زن از فرجش،وديدي كه زنان نيزچون مردان براي خودانجمن هاترتيب دهند، وديدي درفرزندان عباس كارهاي زنانگي آشكارشدوخضاب كنندوسر را شانه زنندچنانچه زن براي شوهرخودخضاب كند،وبه مردهابراي فروج خودپول دهندوديدي كه دربارهء استفادهءازمردرقابت شودومردان برسر اين كارغيرت ورزي كنند،وپولدارعزيزترازمؤمن باشدورباآشكارشود و برآن سرزنش نشود،و زنان بردادن زناستايش شوند،وديدي كه زن براي نكاح مردان باشوهر خودهمكاري كند،وديدي بيشترمردم وبهترين خانه ها آن باشدكه بازنان در هرزگي آنهاكمك كنند،وديدي كه مردباايمان غمناك و پست وخوارگردد،و ديدي كه بدعت وزناآشكارگردد،وديدي كه مردم بشهادت ناحق اعتماد كنند،وديدي كه حرام حلال شودوحلال حرام گردد، وديدي كه دين به رأي تعيين شودوقرآن واحكام آن تعطيل گردد،وديدي كه ازروي دليري برخدا مردم براي انجام كاربدانتظارآمدن شب رانكشند، و ديدي كه مؤمن نتواند كاربدراانكاركندجزبدلش،وديدي كه مال كلان در موردخشم خداي عزوجل خرج شود،وديدي كه زمامداران به كافران نزديك شوندوازخوبان دوري گزينند،وديدي كه فرمانروايان درداوري رشوه گيرند،وديدي كه حكومت وفرمانروائي درمزايده قرارگيرد،وديدي كه خويشاوندان محرم رانكاح كنندوبهمانهااكتفاكنند،وديدي كه بصرف تهمت وسوءظن مردم رابكشند، ودربارهءاستفادهءازمردنرغيرت ورزي شودوجان ومال سراين كاردهند، وديدي كه مردبراي آميزش بازنان مورد سرزنش قرارگيرد(هم جنس بازي مدشود)،وديدي كه مردازكسب زنش از هرزگي نان مي خورد،آنراميداندوبه آن تن مي دهد،و ديدي كه زن برمرد خودمسلط شودوكاري راكه مردنمي خواهدانجام دهدوبه شوهرخودخرجي ميدهد،وديدي كه مردزن وكنيزش را(براي زنا)كرايه مي دهد،وبخوراك ونوشيدني پستي تن درميدهد،وديدي كه سوگندهاي بناحق بنام خدابسيار گردد،وقماربازي آشكاراشود،وشراب رابدون مانع علناًبفروشند،وديدي زنان خودرادراختياركافران گذارند،وديدي ساز و ضرب علني گرددوبرسركوي وبازار آشكارازنندوكسي ازآن جلوگيري نكندوكسي جرأت جلوگيري آنراندارد،وديدي مردم شريف راخواركند كسي كه مردم ازتسلط وقدرتش ترس دارند،وديدي كه نزديكترين مردم بة فرمانروايان كسي است كه بدشنام گوئي ماخانواده ستايش شود،وديدي هر كه مارادوست دارد دروغگويش دانندوشهادتش رانپذيرند،وديدي برسر گفتن حرف زوروناحق مردم باهمديگر رقابت كنند،وديدي كه شنيدن قرآن برمردم سنگين وگران آيدودرعوض شنيدن چيزهاي ناروا براي آنهاآسان ومطلوب است،وديدي كه همسايه همسايه راگرامي داردازترس زبانش،و ديدي حدودخداتعطيل شده ودرآن طبق دلخواه خودعمل كنند،وديدي كه مساجد طلاكاري ونقاشي شود ،وديدي راستگوترين مردپيش آنهاكسي است كه بدروغ افتراءبندد،وديدي كه شروسخن چيني آشكارگردد،وديدي كه ستمكاري شيوع يافته،وديدي كه غيبت راسخن خوش مزه ونمكين شمارند،ومردم همديگررابدان مژده دهند،وديدي كه براي غيرخدابه حج و جهادروند،وديدي كه سلطان بخاطركافرمؤمن راخواركند،وديدي كه خرابي برآباداني چيره گشته،وديدي كه زندگي مردازكم فروشي اداره مي شود،وديدي خونريزي راآسان شمارند،وديدي كه مردبراي غرض دنيائي رياست ميطلبدوخودراببدزباني مشهورميسازدتاازاوبترسندوكارهاراباوواگذارند،وديدي نمازراسبك شمارند،وديدي كه مردمال بسيارداردوازوقتيكه آنراپيداكرده زكاتش رانداده،وديدي كه گورمرده هارابشكافندوآنهارابيازارندوكفنهاشان رابفروشند،وديدي كه آشوب بسياراست، و ديدي كه مردروزخودرابه نشئه(شراب)بشب بردوشب رابه مستي صبح كندوبوضعي كه مردم درآننداهميت ندهد،وديدي كه حيوانات رانكاح كنند،وديدي كه حيوانات همديگررابدرند،وديدي كه مردبه نمازخانهءخودرودوچون برگرددجامه درتن ندارد،وديدي دل مردم سخت وچشمانشان خشك شده ويادخدابرآنان سنگين آيد،وديدي كسبهاي حرام شيوع يافته وبرسرآن رقابت كنند، و ديدي كه نمازخوان براي رياوخودنمايي نمازمي خواند،وديدي كه فقيه براي غيردين مسئله مي آموزدوطالب دنياورياست است،وديدي كه مردم باكسي هستندكه پيروزشود،وديدي كه هركس روزي حلال مي جويدموردسرزنش ومذمت قرارميگيردوجويندهءحرام موردستايش و تعظيم قرارميگيرد،وديدي كه درحَرَمين (مكه ومدينه)كارهائي كه خدادوست نداردانجام گيرد، كسي ازآنهاجلوگيري نكندوميان مردم وانجام آنهاكسي مانع نشود،وديدي كه سازوآوازدرحرمين آشكاراگردد،وديدي اگركسي سخن حق گويدوامربه معروف ونهي ازمنكركندديگران اورا نصيحت كنندوبگويند:اين كاربرتولازم نيست،ومردم به همديگرنگاه كنند(وهم چشمي كنند)وبه مردم بدكاراقتداكنند[2]وببيني كه راه خيروطريقهءآن خالي است ومشتري ندارد،وديدي كه مرده رابمسخره گيرندوكسي براي مرگ اوغمناك نشود،وديدي كه هرسال بدي وبدعت تازه اي بيش ازگذشته پيداشده ،وديدي كه مردم وانجمنهاپيروي نكنندمگرازتوانگران،وديدي كه بفقيرچيز دهنددرحاليكه باوبخندندوبراي غيرخداباوترحم كنند،وديدي كه نشانه هاي آسماني پديدآيدولي كسي ازآن هراس نكند،وديدي كه مردم برهم بجهندچنانچه حيوانات برهم ميجهندوهيچكس از ترس كارزشتي راانكارنكند،وديدي كه مرددرغيراطاعت خدازيادخرج كندولي درمورداطاعت ازكم هم دريغ دارد،وديدي ناسپاسي پدرومادرآشكارگشته وپدرومادرراسبك شمارندوحال آنها درپيش فرزندازهمه بدترباشدوفرزندخوشحال است كه بآنهادروغ بندد،وببيني كه زن ها بر حكومت غالب گشته وهركاري راقبضه كنند،وكاري پيش نرودجزآنچه طبق دلخواه آنان باشد، وديدي كه پسربپدرافتراءزندوبپدرومادرخودنفرين كندوازمرگشان خوشحال شود.وديدي اگر روزي برمردي بگذردكه درآن روزگناهي بزرگ نكرده باشدمانندهرزگي ياكم فروشي ياانجام كارحرام ياميخوارگي آنروزگرفته وغمناك است وخيال كندكه روزش بهدررفته وعمرش در آنروزتلف شده،وديدي كه سلطان خوراك رااحتكاركند،وديدي كه حق خويشاوندان پيغمبر (خمس)بناحق تقسيم شودوبدان قماربازي كنندوميخوارگي كنند،وديدي باشراب مداواكنند وبراي بيمارنسخه كنندوبدان بهبودي جويند،وديدي كه مردم درموردترك امربه معروف ونهي از منكروبي عقيدگي بدان يكسان شوند،وديدي منافقان واهل نفاق سروصدايي دارندواهل حق بي صداوخاموشند،وديدي كه براي اذان گفتن ونمازپول مي گيرند،وديدي كه مسجدها پراست از كسانيكه ترس ازخداندارند،وبراي غيبت وخوردن گوشت مردم حق(بوسيلهء غيبت) بمسجد آيندودرمسجدهاازشراب مست كننده توصيف كنند،وديدي كه شخص مست كه ازخِرَ دتهي گشته برمردم ودرمسجدهاپيشنمازي كندوبمستي اوايرادنگيرند،وچون مست گرددگراميش دارند وازاوملاحظه كنندوبدون بازخواست اورارهاكنندواورابمستيش معذوردارند،وديدي هر كه مال يتيمان بخوردشايستگي اورابستايند،وببيني كه داوران بخلاف دستورخداداوري كنند،وديدي كه زمامداران ازروي طمع خيانتكارراامين خودسازند،وديدي ميراث (يتيمان) رافرمانروايان بدست مردمان بدكارو بي باك نسبت بخداداده اند(تامقداري رابآنهادهندومابقي راخودبالاكشند) از آنهاحق وحسابي بگيرندوجلوي آنهارارهاكنندتاهرچه مي خواهنددرآنها انجام دهند،وببيني كه برفرازمنبرهامردم رابه پرهيزكاري دستوردهندولي خودگويندهء آن بدستورش عمل نكند،وديدي كه وقت نمازهاراسبك شمارند ،وديدي كه صدقه رابوساطت ديگران به اهلش دهندوبخاطررضاي خدا ندهندبلكه روي درخواست مردم واصرارآنهابپردازند،وببيني كه تمام غم واندوه مردم دربارهء شكم وعورتشان است،باكي ندارندكه چه بخورند وباچه نكاه كنند،وببيني كه دنيابه آنهاروي آورده،وببيني كه نشانه هاي حق مندرس وكهنه گشته.
درچنين وقتي خودراواپاي وازخداي عزوجل نجات بخواه وبدان كه(درچنين وضعي)مردم موردخشم خداي عزوجل قرارگرفته اندوخداوندبخاطركاري است كه به آنهامهلت داده،مراقب باش وكوشش كن تاخداي عزوجل تورابرخلاف آنچه مردم درآنندمشاهده كندتا اگرعذاب برآنهانازل گرددوتودرميان آنهاباشي بسوي رحمت حق شتافته باشي واگرجداشوي آنان گرفتار شوند،وتوازروش آنان وبي باكي آنهانسبت بخداي عزوجل بيرون باشي،وبدان كه براستي خداوندپاداش نيكوكاران راضايع نكند،وهمانارحمت خدابه نيكوكاران نزديك است. (پايان حديث).
۞۞۞
1- دربعضي روايات تعطيلي خانه خداهست ودربعضي نيست.
2- به اصطلاح امروزمُدپرستي شايع گردد
آنچه مي خوانيدترجمهءقسمتي ازروايتي است كه از امام صادق(ع)نقل گرديده وثقة الاسلام ابي جعفرمحمدبن يعقوب بن اسحق الكليني الرازي رحمة الله عليه در"الروضة من الكافي" ج(1) بنام حديث ابي عبدالله عليه السلام – مع المنصورفي موكبه -آورده است.
محمدبن يحيي ،عن احمدبن محمد،عن بعض اصحابه،وعلي بن ابراهيم، عن ابيه،عن ابن ابي عميرجميعاً،عن محمدبن ابي حمزة،عن حمران قال: قال ابوعبدالله عليه السلام و...:
... آياندانسته اي كه هركه چشم براه دولت ماباشدوبرآزاروترسي كه مي بيندشكيبائي ورزدفرداي قيامت درزمرهء مامحشورگردد.پس هرگاه ديدي كه حق مرده،و(حق جويان و)اهل حق ازميان رفتندوديدي كه ستم همهء شهرهارافراگرفته ،وديدي كه (دستورات)قرآن كهنه شده وچيزهايي كه در آن نيست درآن پديدشده ،( آيات آن) طبق دلخواه توجيه شده،وديدي كه آئين زيروروگشته چنانچه آب زيروروشود،وديدي كه اهل باطل براهل حق بزرگي جويند،وديدي كه شروبدي آشكاراست وازاونهي نشودوهركه بدكنداورامعذوردانند،وديدي كه بزهكاري آشكارگرديده،ومردان بمردان وزنان به زنان اكتفاكنند،وديدي كه شخص مؤمن مُهربرلب زده وسخنش رانپذيرند،وديدي كه شخص فاسق دروغ گويدوكسي دروغ وافترايش را براوبازنگرداند،وديدي كه(بچه)كوچك (مرد)بزرگ راخوارشمارد،وديدي كه قطع رحم كنند،وديدي هركه رابكاربدبستايندخندان گرددوسخن گوينده راباوبازنگرداندوديدي كه پسربچه همان كندكه زنان كنند،وديدي كه زنان بازنان تزويج كنند،وديدي كه مدح وثنا(وتملق وچاپلوسي)بسيارگردد، و ديدي كه مردمال خودرادرغيرراه اطاعت خداخرج كندوكسي ازكاراو جلوگيري نكندودستش رانگيرد،وديدي كه چون شخصي كوشش مؤمن را (دراطاعت خدا) بيندازكوشش اوبخداپناه برد،وديدي كه همسايه ؛همسايه آزاري كندومانعي براي اودراين كارنيست،وديدي كه كافرخوشحال است ازآنچه درمؤمن مي بيندوشاداست ازاينكه درروي زمين فسادوتباهي بيند ، وديدي كه شراب راآشكارابنوشندوبراي نوشيدنش گردهم برآيند كسانيكه ازخداي عزوجل نمي ترسند،وديدي كه امركنندهءبمعروف خوار است، و فاسق درآنچه خدادوست نداردنيرومندوستوده است،وديدي كه اهل قرآن و تفسيرخوارندوهركه آنانرادوست داردنيزخواراست،وديدي كه راه خير بسته شده وبراه شروبدي رفت وآمدگردد،(وديدي كه خانهء كعبه تعطيل شده ودستوربه نرفتن آن مي دهند)[1]،وديدي كه مردبزبان گويدآنچه راعمل بدان نكند،و ديدي كه مردان براي استفادهءمردان خودرافربه كنندوزنان براي زنان،و ديدي كه زندگي مردازپَسَش اداره گرددوزندگي زن از فرجش،وديدي كه زنان نيزچون مردان براي خودانجمن هاترتيب دهند، وديدي درفرزندان عباس كارهاي زنانگي آشكارشدوخضاب كنندوسر را شانه زنندچنانچه زن براي شوهرخودخضاب كند،وبه مردهابراي فروج خودپول دهندوديدي كه دربارهء استفادهءازمردرقابت شودومردان برسر اين كارغيرت ورزي كنند،وپولدارعزيزترازمؤمن باشدورباآشكارشود و برآن سرزنش نشود،و زنان بردادن زناستايش شوند،وديدي كه زن براي نكاح مردان باشوهر خودهمكاري كند،وديدي بيشترمردم وبهترين خانه ها آن باشدكه بازنان در هرزگي آنهاكمك كنند،وديدي كه مردباايمان غمناك و پست وخوارگردد،و ديدي كه بدعت وزناآشكارگردد،وديدي كه مردم بشهادت ناحق اعتماد كنند،وديدي كه حرام حلال شودوحلال حرام گردد، وديدي كه دين به رأي تعيين شودوقرآن واحكام آن تعطيل گردد،وديدي كه ازروي دليري برخدا مردم براي انجام كاربدانتظارآمدن شب رانكشند، و ديدي كه مؤمن نتواند كاربدراانكاركندجزبدلش،وديدي كه مال كلان در موردخشم خداي عزوجل خرج شود،وديدي كه زمامداران به كافران نزديك شوندوازخوبان دوري گزينند،وديدي كه فرمانروايان درداوري رشوه گيرند،وديدي كه حكومت وفرمانروائي درمزايده قرارگيرد،وديدي كه خويشاوندان محرم رانكاح كنندوبهمانهااكتفاكنند،وديدي كه بصرف تهمت وسوءظن مردم رابكشند، ودربارهءاستفادهءازمردنرغيرت ورزي شودوجان ومال سراين كاردهند، وديدي كه مردبراي آميزش بازنان مورد سرزنش قرارگيرد(هم جنس بازي مدشود)،وديدي كه مردازكسب زنش از هرزگي نان مي خورد،آنراميداندوبه آن تن مي دهد،و ديدي كه زن برمرد خودمسلط شودوكاري راكه مردنمي خواهدانجام دهدوبه شوهرخودخرجي ميدهد،وديدي كه مردزن وكنيزش را(براي زنا)كرايه مي دهد،وبخوراك ونوشيدني پستي تن درميدهد،وديدي كه سوگندهاي بناحق بنام خدابسيار گردد،وقماربازي آشكاراشود،وشراب رابدون مانع علناًبفروشند،وديدي زنان خودرادراختياركافران گذارند،وديدي ساز و ضرب علني گرددوبرسركوي وبازار آشكارازنندوكسي ازآن جلوگيري نكندوكسي جرأت جلوگيري آنراندارد،وديدي مردم شريف راخواركند كسي كه مردم ازتسلط وقدرتش ترس دارند،وديدي كه نزديكترين مردم بة فرمانروايان كسي است كه بدشنام گوئي ماخانواده ستايش شود،وديدي هر كه مارادوست دارد دروغگويش دانندوشهادتش رانپذيرند،وديدي برسر گفتن حرف زوروناحق مردم باهمديگر رقابت كنند،وديدي كه شنيدن قرآن برمردم سنگين وگران آيدودرعوض شنيدن چيزهاي ناروا براي آنهاآسان ومطلوب است،وديدي كه همسايه همسايه راگرامي داردازترس زبانش،و ديدي حدودخداتعطيل شده ودرآن طبق دلخواه خودعمل كنند،وديدي كه مساجد طلاكاري ونقاشي شود ،وديدي راستگوترين مردپيش آنهاكسي است كه بدروغ افتراءبندد،وديدي كه شروسخن چيني آشكارگردد،وديدي كه ستمكاري شيوع يافته،وديدي كه غيبت راسخن خوش مزه ونمكين شمارند،ومردم همديگررابدان مژده دهند،وديدي كه براي غيرخدابه حج و جهادروند،وديدي كه سلطان بخاطركافرمؤمن راخواركند،وديدي كه خرابي برآباداني چيره گشته،وديدي كه زندگي مردازكم فروشي اداره مي شود،وديدي خونريزي راآسان شمارند،وديدي كه مردبراي غرض دنيائي رياست ميطلبدوخودراببدزباني مشهورميسازدتاازاوبترسندوكارهاراباوواگذارند،وديدي نمازراسبك شمارند،وديدي كه مردمال بسيارداردوازوقتيكه آنراپيداكرده زكاتش رانداده،وديدي كه گورمرده هارابشكافندوآنهارابيازارندوكفنهاشان رابفروشند،وديدي كه آشوب بسياراست، و ديدي كه مردروزخودرابه نشئه(شراب)بشب بردوشب رابه مستي صبح كندوبوضعي كه مردم درآننداهميت ندهد،وديدي كه حيوانات رانكاح كنند،وديدي كه حيوانات همديگررابدرند،وديدي كه مردبه نمازخانهءخودرودوچون برگرددجامه درتن ندارد،وديدي دل مردم سخت وچشمانشان خشك شده ويادخدابرآنان سنگين آيد،وديدي كسبهاي حرام شيوع يافته وبرسرآن رقابت كنند، و ديدي كه نمازخوان براي رياوخودنمايي نمازمي خواند،وديدي كه فقيه براي غيردين مسئله مي آموزدوطالب دنياورياست است،وديدي كه مردم باكسي هستندكه پيروزشود،وديدي كه هركس روزي حلال مي جويدموردسرزنش ومذمت قرارميگيردوجويندهءحرام موردستايش و تعظيم قرارميگيرد،وديدي كه درحَرَمين (مكه ومدينه)كارهائي كه خدادوست نداردانجام گيرد، كسي ازآنهاجلوگيري نكندوميان مردم وانجام آنهاكسي مانع نشود،وديدي كه سازوآوازدرحرمين آشكاراگردد،وديدي اگركسي سخن حق گويدوامربه معروف ونهي ازمنكركندديگران اورا نصيحت كنندوبگويند:اين كاربرتولازم نيست،ومردم به همديگرنگاه كنند(وهم چشمي كنند)وبه مردم بدكاراقتداكنند[2]وببيني كه راه خيروطريقهءآن خالي است ومشتري ندارد،وديدي كه مرده رابمسخره گيرندوكسي براي مرگ اوغمناك نشود،وديدي كه هرسال بدي وبدعت تازه اي بيش ازگذشته پيداشده ،وديدي كه مردم وانجمنهاپيروي نكنندمگرازتوانگران،وديدي كه بفقيرچيز دهنددرحاليكه باوبخندندوبراي غيرخداباوترحم كنند،وديدي كه نشانه هاي آسماني پديدآيدولي كسي ازآن هراس نكند،وديدي كه مردم برهم بجهندچنانچه حيوانات برهم ميجهندوهيچكس از ترس كارزشتي راانكارنكند،وديدي كه مرددرغيراطاعت خدازيادخرج كندولي درمورداطاعت ازكم هم دريغ دارد،وديدي ناسپاسي پدرومادرآشكارگشته وپدرومادرراسبك شمارندوحال آنها درپيش فرزندازهمه بدترباشدوفرزندخوشحال است كه بآنهادروغ بندد،وببيني كه زن ها بر حكومت غالب گشته وهركاري راقبضه كنند،وكاري پيش نرودجزآنچه طبق دلخواه آنان باشد، وديدي كه پسربپدرافتراءزندوبپدرومادرخودنفرين كندوازمرگشان خوشحال شود.وديدي اگر روزي برمردي بگذردكه درآن روزگناهي بزرگ نكرده باشدمانندهرزگي ياكم فروشي ياانجام كارحرام ياميخوارگي آنروزگرفته وغمناك است وخيال كندكه روزش بهدررفته وعمرش در آنروزتلف شده،وديدي كه سلطان خوراك رااحتكاركند،وديدي كه حق خويشاوندان پيغمبر (خمس)بناحق تقسيم شودوبدان قماربازي كنندوميخوارگي كنند،وديدي باشراب مداواكنند وبراي بيمارنسخه كنندوبدان بهبودي جويند،وديدي كه مردم درموردترك امربه معروف ونهي از منكروبي عقيدگي بدان يكسان شوند،وديدي منافقان واهل نفاق سروصدايي دارندواهل حق بي صداوخاموشند،وديدي كه براي اذان گفتن ونمازپول مي گيرند،وديدي كه مسجدها پراست از كسانيكه ترس ازخداندارند،وبراي غيبت وخوردن گوشت مردم حق(بوسيلهء غيبت) بمسجد آيندودرمسجدهاازشراب مست كننده توصيف كنند،وديدي كه شخص مست كه ازخِرَ دتهي گشته برمردم ودرمسجدهاپيشنمازي كندوبمستي اوايرادنگيرند،وچون مست گرددگراميش دارند وازاوملاحظه كنندوبدون بازخواست اورارهاكنندواورابمستيش معذوردارند،وديدي هر كه مال يتيمان بخوردشايستگي اورابستايند،وببيني كه داوران بخلاف دستورخداداوري كنند،وديدي كه زمامداران ازروي طمع خيانتكارراامين خودسازند،وديدي ميراث (يتيمان) رافرمانروايان بدست مردمان بدكارو بي باك نسبت بخداداده اند(تامقداري رابآنهادهندومابقي راخودبالاكشند) از آنهاحق وحسابي بگيرندوجلوي آنهارارهاكنندتاهرچه مي خواهنددرآنها انجام دهند،وببيني كه برفرازمنبرهامردم رابه پرهيزكاري دستوردهندولي خودگويندهء آن بدستورش عمل نكند،وديدي كه وقت نمازهاراسبك شمارند ،وديدي كه صدقه رابوساطت ديگران به اهلش دهندوبخاطررضاي خدا ندهندبلكه روي درخواست مردم واصرارآنهابپردازند،وببيني كه تمام غم واندوه مردم دربارهء شكم وعورتشان است،باكي ندارندكه چه بخورند وباچه نكاه كنند،وببيني كه دنيابه آنهاروي آورده،وببيني كه نشانه هاي حق مندرس وكهنه گشته.
درچنين وقتي خودراواپاي وازخداي عزوجل نجات بخواه وبدان كه(درچنين وضعي)مردم موردخشم خداي عزوجل قرارگرفته اندوخداوندبخاطركاري است كه به آنهامهلت داده،مراقب باش وكوشش كن تاخداي عزوجل تورابرخلاف آنچه مردم درآنندمشاهده كندتا اگرعذاب برآنهانازل گرددوتودرميان آنهاباشي بسوي رحمت حق شتافته باشي واگرجداشوي آنان گرفتار شوند،وتوازروش آنان وبي باكي آنهانسبت بخداي عزوجل بيرون باشي،وبدان كه براستي خداوندپاداش نيكوكاران راضايع نكند،وهمانارحمت خدابه نيكوكاران نزديك است. (پايان حديث).
۞۞۞
1- دربعضي روايات تعطيلي خانه خداهست ودربعضي نيست.
2- به اصطلاح امروزمُدپرستي شايع گردد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر