۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

سلمان فارسي وآخرالزمان(1) .


بسم الله الرّحمن الرّحيم

هو(الله)جلَّ جَلالُه

سلمان فارسي وآخرالزمان1                   17/8/1388      
«سلمان علم اول وآخررادريافت».               

روزيكشنبه مي خواستم دررابطه با"سلمان"وآخرالزمان مطلبي بنويسم.ازآنجايي كه سلمان شخصيتي معمولي نبود؛پيش خودگفتم اول روي كاغذبياورم وبعدتايپ كنم.بعدقلم وكاغذي دردست؛  گوشه اي دنج نشستم وانتظارمن تندوتيزنوشتن بود.قلم بايدمثل قهرمان اسكي روي كاغذبلغزدوبه پيش برود.اماهمينكه خواستم شروع كنم؛ذوق وشوق پروازكرد،قلم ازحركت بازايستاد.نيروهاي درون برنده مراتااعماق روح پيش بردند.كهكشانها وافلاك متوقف.  وسكوتِ مطلقِ نور.   صيرورتي درعَدَمْ.   جهانِ شِگفتي.   وآنچه رابايدمي ديدم؛ديدم.شخصيت سلمان عظيم است.قلم توانايي گام برداشتن نداشت.گوياقدم هايش به سنگيني وزن كوه بود.ازكجابايدشروع مي كردم؛ازبخل بخيلان نسبت به اوياعداوت جاهلان؟ازعلم وحكمتش؟ازاسرار؟ازبشارت؟ازاشرافي بودنش(به معناي حقيقي)؟ازاخلاصش؟ازچه؟مخاطب كيست؟چه كسي مي خواهدوبلاگ رامشاهده كند؟    حضرت محمد(ص) باهركس كه صحبت مي كردمطابق سطح فكرآن شخص سخن مي گفت.حالااينجابامخاطب هاي آشنا بايدسخن گفت ياغريبه؟دراين دهكدهء اينترنتي جهاني،چه كسي داردبه گفتارم دقت مي كند؟"سلمان"حكيم است هم رتبه ويابرتراز"لقمان".درفلسفه وعلم ملاك حقيقت است.اماسلمان مجاهداست ويارمحمد(ص) وسخن گفتن ازاودرجامعه وسياست؟چه بايدگفت كه اينجاجغرافياي سخن ملاك است.چه بايدگفت؟چرابايداصلاً ازشخصيتش بگويم؟اگرشخصيتش معرفي نشوداهميت كلام راخواهندفهميد؟سلمان حكيم است وداراي"بينايي"؛داراي  "خردسپيد"."ميوهء معرفت" خورده."دانش" رادريافته.دنياي "حكمت" است.كلام اوچه فايده براي عوام دارد.(ازخداوندخواستم چيزي بگويم كه اشتباه نشودوپشيمان نگردم).بله سلمان به "حكمت" رسيده است.


ناصرخسروگفت:                                                                            
من آنم كه درپاي خوكان نريزم
مراين قيمتي دُرِّ نظم دري را
"امالي"و"معاني الاخبار" به نقل ازحضرت محمد(ص) :«عيسي (ع)فرمودبه بني اسرائيل   خبرندهيدجهال راازحكمت تاآنكه ظلم كرده باشيدبه حكمت ومنع نكنيدآنراازاهلش تاآنكه ظلم كرده باشيدبه ايشان».
"تُحْف العقول"به نقل ازامام كاظم(ع) :«حكمت رابه نادان نياموزيدكه بدان ستم كرده ايدوازاهلش دريغ نكنيدكه به آنهاظلم كرده ايد.».
در"انجيل متي"،باب هفتم،آيه 6آمده است:«آنچه مقدس است به سگان مدهيدونه مرواريدهاي خودراپيش گرازان اندازيدمباداآنهاراپايمال كنندوبرگشته شمارابدرند.».
چيزي نگويم وسكوت كنم؟     بقول حافظ:                                                 
داني كه چنگ وعودچه تقريرمي كنند

پنهان خوريدباده كه تعزيرمي كنند

مطلب راچه كسي مي خواند؟        حضرت محمد(ص) فرمود:علماامتي افضل من انبياءبني اسرائيل(دانشمندان امت من ازانبياء بني اسرائيل برترند).    عامي ظاهرپرست مي خواندياروشنفكركم سواد؟و...اين سئوالات مثل سيل برذهنم جاري شدوقلم رازمين گذاشتم.بعدآنچه راكه ازحدوداًچهل سال قبل دربارهءسلمان شنيده بودم بخاطرآوردم ومروري برمطالعات گذشته درذهن.اين شدكه ازروزيكشنبه 17/8/1388تاامروزپنجشنبه21/8/1388 طول كشيد. وحالابايدازصفرشروع كنم. وازاين نقطه آغازمي كنم كه تاسلمان رانشناسيم سخن اورادرنمي يابيم.امامن نيزباچهارتاكلمه نمي توانم"سلمان"معرفي كنم.
معاني هرگزاندرحرف نايد

كه بحرقلزم اندرظرف نايد

هركس مي خواهد"سلمان"فارسي رابشناسدبايدزحمت بكشدوحداقلش اينست كه مطالعه كند. وحداقل گفتم زيراعرفان سلمان رااهل عرفان مي فهمند؛آنهايي كه عرفانِ عملي دارند.بقول دكترعلي شريعتي كه درمجموعه آثار31(ويژگيهاي قرون جديد)مي گويد:«...زيرامسائل اثباتي آن دسته ازچيزهايي راگويندكه به آدم ثابت شده ودرضمن مي تواندآنراثابت هم بكند ودرمقابل مسائل ثبوتي داريم وآن عبارت ازحقايقي است كه برمامسلّم شده انداما نمي توانيم آنرابه ديگري ثابت كنيم.».كسي كه سيروسلوك كرده ودرصيرورت تكاملي به علمِ "شدن" رسيده مي داندآيه شدن يعني چه؟سوره شدن يعني چه؟قرآن ناطق شدن يعني چه؟كسي كه باشريعت وراه باريك به نهرمي رسدوآب حيات مي نوشدوباطريقت،عبدالطريق وبندهءشاكرالهي مي شودوبه گوهرمعرفت مي رسدمي داندكه عرفات چيست؟مشعرچيست؟مناچيست؟ايمان سلمان چيست ؟بنابراين"سلمان"گفتني نيست.راه ورسمش رفتني است.مطالعه كتاب وكلمه،حداقل آغازي است براي شناخت ودقت شخصيت عظيم"سلمان فارسي".            بقيه انشاالله بعداً

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر