۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

سلمان فارسي وآخرالزمان ( 4) .

بسم الله الرّحمن الرّحيم

سلمان فارسي وآخرالزمان4

دنباله مطلب ازگذشته...                                             اااا
من همچنان درحيرت بودم وانتظاربردم تاشب شدوپدرومادرم درخواب شدندبرخواستم ونامه رابرگرفتم وبخواندم نوشته بودبسم الله الرّحمن الرّحيم اين عهدوپيماني است ازخدابرحضرت آدم كه ازنسل اوپيغمبري بهم رسدمحمّدنام كه امرنمايدمردمرابه اخلاق كريمه وصفات پسنديده ونهي ومنع نمايدمردمراازپرستيدن غيرخداوعبادت بتان اي روزبه تووصي عيسائي پس ايمان بياورومجوسيت وگبريراترك كن پس چون اينرابخواندم بيهوش شدم وعشق آنحضرت زياده شدوچون پدرومادرم براين حال مطلع گرديدندمراگرفتندودرچاه عميقي محبوس كردندوگفتنداگرازاين امربرنگردي ترابكشيم گفتم  به ايشان  آنچه خواهيدبكنيدمحبت محمّدهرگزازسينهءمن بيرون نخواهدرفت سلمان گفت كه من پيش ازخواندن آن نامه عبري رانمي دانستم وازآن روزعبري رابه الهام الهي آموختم پس مدتي درآن چاه ماندم وهرروزگرده نان كوچك درآن چاه براي من فرومي فرستادندوچون حبس وزندان بسياربطول انجاميددست به آسمان بلندكردم وگفتم خداونداتومحمّدووصي اوعلي بن ابيطالب رامحبوب من گردانيدي پس به حق وسيله ودرجهءآن حضرت فَرَج مرانزديك گردان ومراراحت بخش پس شخصي به نزدمن آمدجامه هاي سفيددربروگفت برخيز اي روزبه ودست مراگرفت ونزدصومعه آورد.».وچنانكه درروايات آمده سلمان ازمسيحيان مي پرسداصل دينتان دركجاست مي گوينددرشام(سوريه)وبعدسلمان سفركرده وبه شام مي رود درآنجامي پرسدبهترين عالِم كيست اُسقفي رابه اومعرفي مي كنندبه كليسامي رودونيزدرمسافرت سلمان از"انطاكيه"و"اسكندريه"نام برده شده وهرجايي كه مي رودازلوحي سخن مي گويدكه برروي آن نوشته بوده

      اشهدان لااله الا الله

و    ان عيسي روح الله

و    ان محمّدحبيب الله 

ودرآن عبادتگاه هاخدمت وعبادت مي كندتااينكه به"موصل"مي رودوبعد"نصيبين"وبعد"عمورويه"ءروم در"عمورويه"ويادر"اسكندريه"هنگام مرگ راهب صومعه ،سلمان ازاومي پرسدمرابه خدمت كه امرمي نمايي جواب مي شنودگمان ندارم كه كسي برحال ما باشددراين زمان  ولكن نزديكشده است بعثت پيغمبري كه درمكه ظاهرخواهدشدومحل هجرت اودرميان دوسنگستان خواهدبود درزمين شوره زاري كه درخت خرماي بسياري داشته باشدودراوعلامتهاظاهرخواهدشده بودودرميان دوكتفش مُهرنبوت خواهدبودوهديه راتناول مي نمايدوتصدقرانمي خورداگرتواني كه خودرابه آن بلادبرساني بكن.».سلمان مي گويد:«چون اورادفن كرديم درآنجاماندم تاجماعتي ازتجارعرب ازقبيله بني كلب واردشدند.
بقيه انشالله بعداً 



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر