بسم الله الرّحمن الرّحيم
نهج البلاغه وآخرالزمان5
بقيه مطلب ....امام(ع) درخ150مي فرمايد:«وگرفتندراههاي ازراست وچپ وازراههاي مستقيم هدايت ورستگاري چشم پوشيدندپس شتاب نداشته باشيد،تباهكاريهائيكه واقع خواهدشدوانتظارپيدايش آنهامي رودوآنچه راكه فردامي آيدديرمشماريدكه بساشتاب كنندهءبچيزي چون آنرادريابدآرزوكندكه كاش بآن نرسيده بودوچه بسيارنزديك است امروزآثارفردا اي گروه مردم اين وقت،زمان آمدن هرموعودي است، وگاهِ نزديك شدن ديدارفتنه هايي كه ازآن آگاه نيستيدآگاه باشيدكسي كه ازما(عج)آن فتنه هارادريابد،درتاريكي آن فسادهاباچراغي روشن سيرمي كندوبررويهءنيكان رفتارمي نمايد،تادرآن گرفتاريهابندي رابگشايدواسيري راآزادكند،وجمعيت راپراكنده سازدوپراكندگي راگردآورد،درپنهاني ازمردم كه اثرونشانهءاوراجوينده نمي بيندهرچنددرپي اونظرافكندپس گروهي درآن فتنه هاصيقلي شوندمانندصيقل دادن آهنگرشمشيرراديده هاي آنهابنور قرآن جلاءداده وتفسيردرگوشهايشان جاگرفته شودودرشب جام حكمت رابآنهابنوشانندبعدازاينكه دربامدادهم آشاميده باشند.».ودرخ 151مي فرمايد:«بعضي كشته وخونش به هدرمي رود، وبرخي ازآنان ترسيده وپناه مي طلبد،بسوگندهاوفريب دادن ايمان گول مي خورند پس پرچم ونشانه هاي فتنه هاوبدعتهانباشيد وازآنچه ريسمان جماعت بآن بسته شده وپايه هاي طاعت وبندگي برآن بناگرديده دست برنداريد، وستمكش برخداواردشويدنه ستمگروازراههاي شيطان ومكانهاي ظلم وستم بپرهيزيد، و لقمه هاي حرام رادرشكمهاتان داخل نكنيد، زيرادرنظرخداوندي هستيدكه گناه رابرشماحرام نموده است وراه طاعت وبندگي رابرايتان آسان فرموده است.».[توضيح:منظورامام(ع) از«ستمكش برخداواردشويدنه ستمگر»به معناي ظلم پذيري نيست.بلكه منظورش ستم نكردن واعمال خلاف شرع نداشتن است. واگرنه ائمه(ع)آزاده اندواسلام دين نفي شرك وپيروي ازابراهيم(ع) بت شكن است. و- بزرگ فلسفه شاه دين اينست - كه مرگ سرخ به اززندگي ننگين است- شاه دين امام حسين(ع) مي فرمايد:«زندگي عقده هست وجهاددرراه عقيده.».به خودامام حسين(ع) هم كه مبارزه كرده ظلم شده واوستمگرنبوده بلكه يزيدستم كرده. وبه اوظلم شده،دليل برستم پذيري نيست.چون سيستم ستمگري رانپذيرفته وتامرحلهءشهادت پيش رفته است.جنگي ترازامام علي(ع)نداريم؛كسي كه درجنگ"احد"به حمله،حمله مي زند.كساني كه رزمي كارندمي دانندحمله رابايداول دفاع كرد،بعدحمله كرد.اماچون به پيغمبربطورناگهاني حمله كردندوفرصت اول دفاع وبعدحمله ،نبود.امام علي(ع) به آنهاحمله كرد.واين يعني مافوق يك كاررزمي حرفه اي عمل كردن وموفق هم شد.همه گريخته بودندوپيغمبرتنهامانده بود.امام(ع) به سه گروه درحال حمله،حمله مي كندوآنان راتارومارمي سازد؛بطوري كه فرشتگان به حيرت وشگفتي مي آيند.كلام امام(ع) نشان اين قدرت وانرژي الهي اوست مي فرمايد:« پس غلاف شمشيرراشكستم وباخودگفتم:بااين شمشيربخاطردفاع ازرسول خدا(ص) آنقدركشتاركنم تاكشته شوم.».شكستن غلاف شمشيردراين حالت.پهلوانان ونامداران درطول تاريخ بايدفقط ببينند. شكستن غلاف شمشير وانجام عمل وموفقيت.آنهم درراه حق. اين بودكه مدح وثناازآسمان بلندشدوفرشته رضوان فريادمي زد:«لاسيف الا ذوالفَقارولافَتي الا علي».حالاازصاحب اين شمشير(ذوالفقار)داريم مي شنويم كه :«ستمكش برخداواردشويد،نه ستمگر».]ودر
كلام 181مي فرمايد:«( امام (عج) )سپرحكمت راپوشيده وآنراباشرائطش كه عبارت است ازتوجه وشناختن وفارغ ساختن خودرابراي آن فراگرفته ،پس حكمت نزدآنحضرت گم شده اي است كه آنراطلبيده ، وآرزوئي است كه آنرادرخواست نموده پس آن بزرگوارپنهان شده گوشه اي اختيارنمايدهرگاه اسلام غريب
گردد، و(مانندشترهنگاميكه رنج وآزاربيند)دُم خودرابحركت آورده جلوگردنش رابزمين بچسباند آنحضرت باقيماندء باقيمانده هاي حجت خداوجانشين جانشين هاي پيغمبران اومي باشد.». بقيه انشالله بعداً
نهج البلاغه رابخوانيد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر