بسم الله الرّحمن الرّحيم
سلمان فارسي وآخرالزمان9
salman parsi and end of the world 9
دنباله مطلب ازگذشته
برخي ازروايات دست خورده طوري نيست كه ياآنرامحوساخته باشندويااينكه كلاًساختگي باشدبلكه ازجاهايي كم كرده اندوبه جاهايي وكلماتي افزوده اند.گويندراهزن ديوانه اي بوده دريونان باستان دوقالب آهني داشته يكي كوتاه ويكي بلند آدم هاي قدبلندراروي قالب كوتاه مي گذاشته وهرچه اضافي بوده مي بريده وكوتاه مي كرده وبلايي كه سرآدم هاي قدكوتاه مي آورده اين بوده كه آنهاراقرارمي داده روي قالب بلندودستورمي داده آنهارابقدري بِكِشندتاكش بيايندواندازهءقالب بلندگردند.حديث هاي ماهم تقريباً چنين شده اندمخصوصاًكه قالب بلندبراي احاديث كوتاه بيشتربكاررفته.درهرصورت "كلمه طيبه"حسين طبرسي نوري روايتي راازكتاب" فضائل "نقل كرده كه حضرت علي(ع)واردمدائن مي شودودرايوان كسري فرودمي آيدودلف بن بحيرنيزبااوبوده امام(ع)آنجانمازمي گذارد.ازاهالي ساباط نيزعده اي آنجامي آيندامام(ع) درآن مكان دورمي زده وبه دلف مي گفته اينجاچه بوده وآنجاچه بوده وبراي اوتوضيح مي داده ودلف نيزتأييدمي كرده ومي گفته قسم به خداكه چنين است تاجايي كه دلف مي گويد«اي سيدومولاي من گويا توگذاشتي اين اشياءرادراين مواضع»و...در"مفاتيح الجنان"آمده...تااينكه يكي اين شعررامي خواند:«جَرَتِ الرّياحُ عَلي رُسُومُ دِيارِهِم...»حضرت فرمود:چرانخواندي:«كمْ تَرَكو مِنْ جَنّاتٍ وعيونٍ ... .».«چه بسيارازباغ هاوچشمه سارهاوزراعت هاومقام گرامي ونعمت (ها)يي كه درآن (برخورداربودندو)خوش داشتندواگذاردندچنين است وآنهارابديگران ارث داديم پس نگريست برايشان آسمان وزمين مهلتي نيافتند.بدرستي كه اينان وارث ها بودندپس شدنداِرث گذارواِرث دهنده سپاس وشكرننمودندپس دنيابنافرماني ازدست آنان ربوده شدمباداكفران نعمت خداكنيدكه نقمت به شمافرودآيد.». اااا
قابل توجه كساني است كه به بي پدرومادري بنام"سياست"دل بسته اندودنبال پُست ومقام وموقعيت هاي پوچند.وفاي دنياگرايي اين است.دنياگرايان ازمرگ هراسانند.قوم دنياگراازهمه بيشترازكلمهء"مرگ"مي ترسدومي گريزد.امام علي(ع) دربارهء دنيامي فرمايد:«سرايي كه اولش رنج وآخرش نيستي است.». اااا
وخاقاني گفته:
هان اي دل عبرت بين ازديده نظركن هان
ايوان مدائن را آينهء عبرت دان
پرويز كه بنهادي برخوان ترهء زرّين
زرّين تره برخوان رو كمْ تَرَكو برخوان
نهج البلاغه كاملاً پستي دنيارانشان داده است وقرآن نيزانسان راواداربه سيردرتاريخ وديدن احوال گذشتگان مي نمايدتاانسان پندبگيرد.دراين رابطه دنيايي ازحديث پيش رويمان هست.كافي است به قصص قرآن وروايات ائمه (ع)خوب دقت كنيم تامسيري رابه اشتباه نرويم وپشيمان نگرديم.بقول حافظ: اااا
بياكه قصرامل سخت بي بنياداست
بيارباده كه بنيادعمْر برباداست
غلام همت آنم كه زيرچرخ كبود
زهرچه رنگ تعلق پذيرد آزاداست
عرفان وسلمان:
مولوي در"ديوان شمس" گفته: اااا
هرانديشه كه مي پوشي درون خلوت سينه
نشان ورنگ انديشه زدل پيداست برسيما
ضميرهردرخت اي جان،زهردانه كه مي نوشد
شود برشاخ و برگ او، نتيجه شرب او پيدا
پيامبران اهل حكمتندوسلمان حكمت عيسي(ع) آموخته واكنون شرايط ديگري پيش پاي اوست ومشتاقانه قدم بسوي حكيم ديگري مي گذاردكه جداازحكمت عيسي(ع) نيست.شرايط وروزگارتغييركرده ومتناسب بااين تغييرات دستورات الهي ديگري مي آيد.شريعت متناسب بااحوال روزگاراست وحكمت مطابق همان حال.اگركسي رسالهءعمليه راهم قبل ازعرفان وشناخت رعايت كندهيچي دستگيرش نمي شودوحتي ممكن است دوروبري هاي خودش رابه سمت كفروجهل هدايت كند.امااگرهمين دستورات بعدازشناخت وعرفان حاصل گردد؛خودكمك كننده به تكامل وعروج عرفاني خواهدبودوشريعت وطريقت چنان درهم خواهندآميخت كه انسان قلهءعرفاني صدساله رايك شبه طي خواهدكرد.ضمناًمنظورم اين نيست كه رساله ومطهرات راكناربگذاريم وبرويم دنبال عرفان بعدازچندسال نجس زندگي كردن تازه بفهميم كه عين نجاست چقدر بو داردوچگونه بايدازآن پرهيزكرد.نخير،درعين حالي كه پاكيم وتميزيم ورعايت مي كنيم شعورمان راببريم بالا وبعدبانگاهي ديگروبانگاهي عارفانه به همه چيزبنگريم.آنگاه خواهيم ديدرعايت مطهرات وهرگونه دستورات شرعي نمازوروزه و...همهء اينهامي شودتمرين ورياضت هايي درمسيرخودسازي تغييردهنده،انقلابي.صيرورت...تكامل...وزهدباعرفان درهم مي آميزندزهدعرفان رابالاترمي بردوعرفان زهدرابيشترمي كنددشمني اين دودربچه عرفاست زهدوعرفان ازهم جدانيست.ازجانب خدادستور
بقيه مطلب انشاالله بعداً
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر