بسم الله الرّحمن الرّحيم
سلمان فارسي وآخرالزمان 13
salman parsi and end of the world13
بقيه مطلب ازگذشته
گفت اين موضع كشته شدن برادران من است اين محل فرودآمدن بارهاي ايشان است واين محل خوابيدن شتران ايشان است. واين موضع ريختن خونهاي ايشان است كشته شده است دراين زمين بهترين پيشينيان وكشته خواهدشددراين زمين بهترين پسينيان پس بااوآمديم تابه حرورا رسيديم كه محل اجتماع نهروان بودپرسيداين موضع چه نام دارد گفتيم حُرورا گفت كه دراين جا خروج كرده اندبدترين پيشينيان وخروج خواهندكردبعدازاين بدترين پسينيان چون بكوفه رسيدگفت اين است كوفه گفتيم بلي قبهء اسلام است مؤلف گويدكه شيخ كشي خطبهءطولاني ازحضرت سلمان ره روايتكرده است كه درآنجابيان حق اهلبيت وشقاوت ستم كاران اين امت وغاصبان خلافت نموده است وخبرداده است ازاكثروقايع وظلمهايي كه بعدازاين واقع خواهدشدازكشته شدن نفس زكيه وخروج حضرت قائم عليه السلام وفرورفتن لشكرسفياني دربيدا وغيرآنهاووقايعي كه دراحاديث معتبره واقع شده است.». [بجاي پاورقي = سخنان حضرت محمد(ص) به سلمان رادربارهءآخرالزمان در"آخرالزمان 2 "درهمين وبلاگ (اگرنخوانده ايد)بخوانيدكه درپنجشنبه 17سپتامبر2009واردوبلاگ شده است.ابتداي وبلاگ است با"سلمان فارسي وآخرالزمان2 "اشتباه نشود؛عنوانش "آخرالزمان 2 "است.]. شايدتوضيحي لازم نباشدفقط دقت لازم است چون پيشگويي كرده وقايع سال 61 هجري وشهادت امام حسين(ع) راواشاره داردبه كوه حروراء كه حروريه دربازگشت ازجنگ صفين دوازده هزارنفربه آنجارفتندوبالشكريان وفادارعلي(ع)به كوفه نيامدند.خوارج(مارقين)رابه چنددسته تقسيم كرده اند:"محكمه"،"ازارقه"،"عجارده"،"اباضيه"،"صفريه"و"نجداتيه"كه هركدام ازاين فرق مذكورخودبه چندين فرقه فرعي تقسيم مي شوندفخرالدين رازي دركتاب "الفرق"مي گويدآنان به بيست ويك فرقه تقسيم شدندو"تبصرة العوام"آنان رابه پنج شاخه اصلي تقسيم مي كند."بيان الاديان"پانزده فرقه معرفي مي كندو"الفرق بين الفرق"آنان رابيست ودوفرقه مي داند.بهرحال مارقين كساني هستندكه درجنگ صِفين گول تزوير"عمروعاص"راخوردندوآلت دست دشمن يعني" معاويه "قرارگرفته وموجب اختلافات داخلي درسپاه امام علي(ع) شدند.[بجاي پاورقي = براي اطلاع بيشترر.ف "نهج البلاغه"ودرارتباط باقاسطين،مارقين وناكثين وجنگ صفيّن ونيزتوضيحات مربوط به قاسطين ومارقين وناكثين درآثار"علي شريعتي"و"مرتضي مطهري"وديگرنويسندگان.].همهءائمه(ع) وپيامبران(ع) به وقايع بعدازخوداشاره كرده وپيشگويي دارنددراينجابه واقعه كربلاواتفاقات مربوط به خوارج اشاره شده.خودامام علي(ع)نيزهميشه اشاره به آينده داشت وچنانكه شيخ مفيددر"الارشاد"ج1 آورده درسندي ازقول اصبغ بن نباته مي گويد«ابن ملجم(مرادي)درزمرهءديگران كه (باآنحضرت)بيعت كردند،آمدوباعلي(ع) بيعت كرد، وروگرداند(كه برود)اميرالمؤمنين(ع)براي باردوم اوراخواندوبيعت محكمي ازاوگرفت وتأكيدكردكه بيعت رانشكند،واوچنان كرد،وروگرداند(كه برگردد)اميرالمؤمنين(ع) براي سومين باراوراخواست وبمحكمي ازاوبيعت گرفت وتأكيدكردكه بيوفائي نكندوبيعت رانشكند(اين بار) ابن ملجم گفت:اي اميرمؤمنان بخداسوگندنديدم باكسي اينگونه كه بامن رفتارمي كني رفتاركني؟اميرالمؤمنين(ع) (به يكي ازاشعارعمروبن معديكرب تمثل جسته)فرمود: اااا
اُريد حياته وويريد قتلي
عذيرك من خليلك من مراد
ترجمه:من زندگي ياعطاي به اورامي خواهم ولي اوارادهءكشتن مرادارد،عذرخودياعذرپذيرخودرانسبت بدوست مرادي خودبياور.«اي ابن ملجم بروكه بخداسوگندگمان ندارم بدانچه گفتي وفاكني.».(عمروبن معديكرب رفيق قيس بن مكشوح مرادي بوده،تااينكه رفاقتشان بهم مي خوردو قيس شروع مي كندبه كينه توزي نسبت به عمرو اما عمرو به اواحسان ونيكي مي كرده وعمرواين شعررادرهمين رابطه گفته است)درجاي ديگري از
بقيه انشالله بعداً
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر