۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه

سلمان فارسي وآخرالزمان (6) .

بسم الله الرّحمن الرّحيم

سلمان فارسي وآخرالزمان6

دنباله مطلب ازگذشته
تكيه برجاي بزرگان نتوان زدبه گزاف

ورنه  اسباب  بزرگي  همه  آماده كني

اااا  "حيات القلوب"ج2 به نقل از"اختصاص"ازقول اميرالمؤمنين(ع) نقل كرده كه «اصبغ بن نباته ازآنحضرت پرسيدازفضيلت سلمان  حضرت فرمودكه چه گويم درباب كسيكه ازطينت ماخلق شده است وروح اوبرمامقرون است حقتعالي اورامخصوص گردانيده است ازعلوم به اول آنهاوآخرآنهاوظاهرآنهاوباطن آنهاوپنهان آنهاوآشكارآنهاوروزي نزدحضرت رسول(ص)حاضرشدم وسلمان درخدمت حضرت بودپس اعرابي داخل شدواوراازجاي خوددوركردودرجاي اونشست حضرت رسول(ص)درغضب شدتاآنكه پرشد رگي كه درميان دوچشم آنحضرت بودوديده هاي مباركش سرخ شدپس فرمودكه آيادورمي كني مرديراكه خداوندعالميان اورادوست مي داردودوستي خودرانسبت به اوظاهرگردانيده درآسمان ورسول خدااورادرزمين دوست مي دارد   اي اعرابي آيادورمي كني مردي راكه جبرئيل نيامده است پيش من هيچ مرتبه مگرآنكه مراامركرده است ازجانب پروردگارمن كه اوراسلام برسانم  اي اعرابي بدرستيكه سلمان ازمن است هركه اوراجفاكندمراجفاكرده وهركه اوراآزاركندمراآزرده است وهركه اورادورگرداندمرادورگردانيده است وهركه اورانزديك گرداندمرانزديك گردانيده است اي اعرابي غلط مكن درباب سلمان بدرستيكه حقتعالي مرامركرده است كه مطلع گردانم اورابرمرگ هاي مردم وبلاها يي كه به ايشان مي رسدونسب هاي مردم وسخناني كه جداكنندهءحق است ازباطل   اعرابي گفت يارسول الله من گمان نداشتم كه اعمال سلمان به اين مرتبه رسيده است آيااومجوسي نبودكه مسلمان شد  حضرت فرموداي عرابي من ازحقتعالي فضيلت سلمان رابراي تونقل مي كنم وتومي گويي كه سلمان مجوسي بوده است بدرستيكه سلمان مجوسي نبودولكن شركراظاهرمي كردبراي تقيه وايمانراپنهان مي كرد اي اعرابي مگرنشنيده اي كه حقتعالي مي فرمايدكه فَلاوَرَبُّكَ لا يُؤمِنونَ حَتي يَحْكِموكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدواْ في اَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّاقَضَيْتَ وَيُسَلِّمواْ تَسليماً[بجاي پاورقي= سورهءمباركه نساءآيه شريفه 65]يعني پس نه بحق پروردگارتوايمان نمي آورندايشان تاحكم گردانندترادرهرمنازعه كه ميان ايشان واقع مي شودپس نيابنددرنفس هاي خودتنگي وحرجي ازآنچه توحكم كني درميان ايشان وانقيادكنندانقيادكردني.[بجاي پاورقي= به عبارت ديگر:پس چنين نيست(كه آنهاايمان داشته باشند)،سوگندبه پروردگارت كه آنهاايمان نمي آورندتاآنگاه كه تورادرآنچه ميان خوداختلاف دارندداورسازند،سپس درنفْس خويش هيچ تنگي وناراحتي به آنچه توحكم داده اي نيابندوكاملاًتسليم گردند.]آياشنيده اي كه حقتعالي مي فرمايدكه آنچه عطاكندبشمارسول او   پس بگيريدآنراوآنچه شماراازآن نهي فرموده است ترك كنيد  اي اعرابي بگيرآنچه به توعطامي كنم وازجملهءشكركنندگان باش وانكارمكن گفتهءمراكه مستحق عذاب الهي گردي وانقيادكن گفتهءرسول خداراتاازآن ميان گردي.».            اااا

چيزي كه عيان است  - چه حاجت به بيان است .بنابراين ازتوضيح وتفسير عرب، عجم بازي وتعصبات جاهلي مي گذريم و   اسلام همان رامي خواهدكه محمد(ص)مي خواست يعني تشخيص وفهم درست را.روايت ديگري به نقل از"اختصاص" آورده كه روزي سلمان فارسي داخل مجلس رسول خدا(ص)مي شودوصحابه اوراتعظيم كرده وبرخودمقدم مي دارندودرصدرمجلس جاي مي دهند به دومنظورهم براي عظيم شمردن حق اووخاص بودنش نزدرسول خداوهم اينكه مُسن بوده بعديكي ازهمين اعراب داخل مي شودومي بيندكه سلمان پارسي رادرصدرمجلس نشانيده اند.اعرابي مي گويد«كيست اين عجمي كه درصدرمجلس نشسته است درميان عربان.».                 اااا

بقول مولوي كه( درديوان شمس ) مي گويد:                 اااا

فرمودربّ العالمين باصابرانم همنشين

اي همنشين صابران اَفرِغ عَليناصبْرنا 
 

سلمان چيزي نمي گويد...ودراجرصبراينگونه رفتارهاكه نسبت به اودارندهمين بس كه پيامبرخداازاودفاع كند.سلمان چيزي نمي گويدالبته وقتي ايدئولوژي وعقيدهءدرست اسلام رادرنظرنداشته باشيم هركسي درهرجاي كرهءزمين ممكن است نژادوقوم وكشورخودش رابهتربداندوازاينگونه احساسات دربعضي هاگُل كند.پس ازسخن آن اعرابي دربارهءسلمان راوي نقل مي كند«پس حضرت رسول برمنبربالارفت وخطبه خواند وفرمودبدرستيكه همهءمردم اززمان آدم تااين زمان ماننددندانه هاي شانه مساوي يكديگرندوفضيلتي نيست عربي رابرعجمي ونه سرخي رابرسياهي مگربه تقوي وپرهيزكاري[بجاي پاورقي= خودنگهداري]سلمان دريايي است كه آخرنمي شودوگنجي است كه منتهي نمي شودوسلمان ازمااهل بيت است عطامي كندحكمتراوبرهان هاي حقراظاهرمي گرداند.».دررابطه باكلمه "طينت"كه
بقيه انشاالله بعداً



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر