بسم الله الرّحمن الرّحيم
اِنْگار=(به چندمعني بكارمي رود"مانند"ونيزوقتي قيدچيزي رابزنندونخواهندمي گويند"اِنگارِشِ كردِ"يا"اِنْگارْمُكُنَمْ"،وقتي كسي نسبت به كاري ياچيزي بي خيال است مي گويند"اِنْگارْنَ اِنْگارْ")-بابو=جَدْ-بِلِرْ=بي حس-بُلْقْ=گونه،لُپْ
بَخْتِبار=(داراي بخت واقبال كه هنگام كنايه ولغزبكارمي رود)-بي بي=جَدّه - بَنْدِكولو=تارعنكبوت-بادْبادَكْ=بادكنك-بادِوانْ=بادبادك-بَجّوري=بدجوري،ناجور-بَلو=نوعي بيل كج كه مخصوص تميزكردن جوي آب بوده-بِليشْ=قَزّاقْ(دسته اي قزّاق مهاجر كه درسال 1313 شمسي وارداسترابادشده وساكن گرگان(استراباد)شدندوقزاق محله راايجادكردند.اين قزّاقها دوست دارندقزاق صدايشان كنند؛نه بِليشْ،ظاهراًشايدازروي كلمات "بلشويك"،"منشويك"زمان انقلاب اكتبرروسيه گرفته شده باشدالبته الآن خاطرم نيست بعداًلازم شدانشاالله توضيح مي دهم .مثل ارامنه كه اول باربه قُرُقْ آمدنداينها هم دردوره استالين آمده اند.امابعدازانقلاب اسلامي ايران قزاق هاي جنگ زده افغاني نيزدراستان گلستان ساكن شدند.).-بِخْ=كنارچيزي،بيخ -بِكّنْ(منظورآدمِ بّكَّنْ)=تيغ زن،گوش بُر(درواقع اصطلاح است)-بِرارْ=برادر-بِچِّ خِلامِ(منظوربچه خِلامِه)=نوزادانسان-پاپولو=پروانه-پَرْپَرو=قاصدك-پُلُقْ=بيماري چشم،ظاهراًورم منظوراست.مثلاًدرهنگام نفرين كردن مي گويند:اِلايي عَيْنِدْ(يعني الهي عين ات)پُلُقْ بِزِنِ(بزنه)-پاردم سائيدِ=(كنايه ازدزدودغل است)-پوتو=هرچيزي كه باآن بتوان مانع عبورآب ياچيزي ازسوراخ شد،مثل درب بطري- پاتوء=قديمي هاخصوصاًدهاتي هادورپامي پيچيدندهم جزوكفش بوده وهم اينكه مانعي براي عبورخاربه پا-پيليجْ=پيچش،پيچ دادن،پيچ خوردن و...-پِزْقِ(منظورپِزقِه)=جرقه آتش. مانندجرقه هاي هيزم يازغال هنگام سوختن-پوروكْ=(حالت ضعف واغماءمعمولاًبراي مرغ وپرنده)-پي يَرْ=پدر(به پدراندرنيزمي گويندكلْ پي يَرْ)-تِخي=چپاندن-پَشورْ=جزوحشرات است،نوعي حشره-تَسْكْ=كوتاه-تَلو=(خاروتيغ گياه)-تَنْ پُخْتِ(منظورتن پخته)=تن پرور-تِرَپّاسْ=صداي افتادن چيزي-توپّولو=ذره اي،مقداربسياركمي-تيلي پيلي=دوادرمان-پُرخورِكمْ دوء=(اصطلاحي براي افرادتن پرور)-تُرشِ زَقُّروتْ=خيلي ترش
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر