بسم الله الرّحمن الرّحيم
شنبه 25/7/1388
انجيل لوقا وآخرالزمان - باآنكه كتب پيامبران قبل ازپيامبراسلام همه تحريف شده اما هنوزهم مطالبي نزديك به اصل آن رامي توان درآنها يافت.سال هاقبل كتابي خوانده بودم كه احتمالاًنامش مفهوم يامفاهيم انجيل هابودمثل اينكه درآنجاتعداداناجيل را60 كتاب معرفي كرده بودامااصلاًمسيح(ع) راباورنداشت كه ظهوركرده وآمده است.اماآقاي دكترفريدون صحافي چندماه قبل ازشبكه ماهواره اي "سلام"گفت چهارصدتاانجيل بوده ايشان مطالعات زيادي دراين زمينه داردوزحمت كشيده است.طبق گفته ايشان پال(پولس)325 سال بعدازمسيح(ع)ميترائيسم( مهرپرستي،خداي باروري،-ايزدنگبان،ايزدنظم وراستي،حق ،وفاداري،نگهبان پيمان هانزدايرانيان وروميان-خدايگونه روشنايي نزدهنديان-و...)راوارد مسيحيت كرده.درهرصورت تعدادانجيل هازياداست.امااگردرست بررسي كنيم وتناقضات رادرنظربگيريم ازدل همين كتب تحريف شده به اصل آن پي مي بريم.ازانجيل هايي كه كمترتحريف شده انجيل بارنابا رابايدنام برد.اماانجيلي كه من دارم نامش" انجيل لوقا "است .ترجمه سال 1972ميلادي ازانتشارات انجمن كتب مقدسه تهران .صفحه 95 و96فصل 12درارتباط باانتظاروامام مهدي(ع) دارد:«35باكمرهاي بسته وچراغ هاي روشن آمادهء
كارباشيد.36ماننداشخاصي باشيدكه منتظرآمدن ارباب خودازيك مجلس عروسي هستندوحاضرندكه هروقت برسدودررابكوبد،اورابه داخل بياورند.37خوشابه حال خادماني كه وقتي اربابشان مي آيدآنان را چشم براه ببيند.يقين بدانيدكه كمرخودراخواهدبست،آنان رابرسرسفره خواهدنشانيدوبه خدمت آنهاخواهد
پرداخت،38چه نيمه شب باشدوچه قبل ازسپيده دم،خوشابه حال آنان اگراربابشان وقتي مي آيدملاحظه كندكه آنهاچشم به راه هستند.39خاطرجمع باشيداگرصاحب خانه مي دانست كه دزدچه ساعتي مي آيدنمي گذاشت واردخانه اش بشود.40پس آماده باشيدچون پسرانسان درساعتي مي آيدكه شماكمترانتظارآن راداريد.» اااا فصل 19 ص 136تا138دارد:«...ورودپيروزمندانه به اورشليم 28عيسي[ (ع) ] اين رافرمودوجلوترازآنهاراه اورشليم رادرپيش گرفت.وقتي كه به بيت فاجي وبيت عنياواقع دركوه زيتون نزديك شددونفرازشاگردان خودرابااين دستورروانه
كرد:30به دهكدهءروبروبرويد.همينكه واردآن بشويدكرهءالاغي رادرآنجابسته خواهيدديدكه هنوزكسي برآن سوارنشده است.آن رابازكنيدوبه اينجابياوريد.31اگركسي پرسيدچراآن رابازمي كنيد؟بگوئيدخداوندآن رالازم دارد.32آن دونفررفتندوهمه چيزراهمانطوركه عيسي[ (ع) ]گفته بود ديدند.33وقتي كرهءالاغ رابازمي كردندصاحبانش پرسيدند:چراآن كره رابازمي كنيد؟جواب دادند:خداوندآن رالازم دارد.35پس كرهءالاغ راپيش عيسي[ (ع) ]آوردند.بعدلباس هاي خودراروي آن انداختندوعيسي[ (ع) ] رابرآن سواركردند36وهمينطوركه اومي رفت جاده رابالباس هاي خودفرش مي كردند.37دراين هنگام كه اوبه سرازيري كوه زيتون نزديك مي شدتمامي شاگردان باشادي براي همهءمعجزاتي كه ديده بودندباصداي بلندشروع به حمدوسپاس خداكردند.38ومي گفتند:«مبارك بادآن پادشاهي كه به نام خداوندمي آيد.سلامتي درآسمان وجلال درعرش برين باد.» 39چندنفرفريسي كه درميان مردم بودندبه اوگفتند:اي استاد،به شاگردانت دستوربده كه ساكت شوند.عيسي [ (ع) ]جواب دادبدانيدكه اگراينهاساكت بمانندسنگهابه فريادخواهندآمد41 عيسي[ (ع) ] به شهرنزديكترشدووقتي شهرازدورديده شدبرآن اشك ريخت وگفت:اي كاش امروزسرچشمه صلح وسلامتي رامي شناختي.امانه،اين ازچشمان توپنهان است43وزماني خواهدآمدكه دشمنانت عليه توسنگربندي خواهندكردوبه دورتوحلقه خواهندزدوتراازهمه طرف محاصره خواهندكرد44وتووساكنانت رادرميان ديوارهايت به خاك خواهندكوفت ودرتو،سنگي راروي سنگ ديگرباقي نخواهندگذاشت،چون تووقت ديدارپرفيض الهي رادرك نكردي.» اااا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر