۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه

هيركاني - استارباد 1 .

بسم الله الرّحمن الرّحيم
هيركاني - استارباد 1
مطلبي رادرتاريخ 16/9/1385 براي نشريه اي فرستاده بودم كه ازقسمت هايي ازآن وقسمت هايي ازمطالب مقاله شخص ديگري تركيبي ساخته وآنرابه چاپ رسانده بودند.چون درارتباط باهيركاني واستراباداست (مطالب  خودم را)دراينجامي آورم گرچه موضوعاتي ازآن قبلاًدررابطه بااستان هيركاني آمده وتكراري است ؛اگرلازم شدانشاالله مطالب ديگري نيزبرآن خواهم افزود
درتقسيمات كشوري فعلي استان زيباي گلستان استاني جديدالتأسيس است[چون مطلبي كه نوشتم مربوط به سال 1385 بوده]امادردوره هخامنشيان ايران
  به 30 "ساتراپ"(استان)تقسيم شده بودو"هيركانيا"(گرگان)يكي ازاين ساتراپ هابود.(چنانكه قبلاًآوردم)دراوستاآمده است:«اهورامزدا   16   مملكت مقدس بيافريدكه "وهركان"نهمين آن بود...»آريايي هاپس ازآمدن از"ايران وئجه"به سه دسته تقسيم شدند.عده اي ازپارس هادرمنطقه گرگان ودشت(گلستان)ساكن شدند.اين استان ازفرهنگ وتمدني قديمي ودرخشان برخورداربوده."تورنگ تپه"،ياريم تپه،شاه تپه و...(كه قبلاً نام برده ام)مناطق مسكوني استان بوده وآثاربدست آمده از"تورنگ تپه"مربوط به چندهزارسال قبل است.ازجمله آثارباستاني ديگرديوار
دفاعي "تجنبار"است كه مربوط به دوره ساساني است وبعدازديوارچين ساخته شده.دركتب پهلوي ازگرگان بنام"ووركان"و"گورگان"يادشده ودركتيبهء داريوش بزرگ دربيستون"ورگانه"ناميده شده ويونانيان گرگان رابانام "هيركانيا"مي شناخته اندوچنانكه ابن اسفندياردركتاب "تاريخ طبرستان"آورده،گرگان ازمستحدثات گرگين ميلاد است ودرزمان كيخسرو شهربنيادگشته است.وروايت زياداست.(قبلاً توضيح داده ام كه گرگان نزديك گنبدفعلي بوده وگرگان فعلي
 نامش "استراباد"بوده).همچنين "استراباد"راچنانكه در"تقويم البلدان"آمده اِستارباد"نيزگفته اندوگويندبناي "استارباد"يا"استراباد"(گرگان فعلي)اززمان زرتشت بوده است
قدمادرتوصيفات خودازاين منطقه بااين عناوين يادكرده اند:"ناحيه بزرگ"،"داراي وفورنعمت"،"كشاورزي فراوان"،"شهربزرگ ومشهور"،"داراي مردماني جنگي   وپاك جامه"،"مردماني خوش طبع وبامروت"و...             اااا
اين ايالت درطول تاريخ افرادبزرگي رادرعرصه هاي گوناگون علمي وفرهنگي به جهان تقديم داشته  كه انشاالله بطورمختصر به چندتن ازاين بزرگان اشاره اي خواهم داشت
گرگان درزمان هخامنشيان جزء ايالت پارت بودوچنانكه "رومن
گيرشمن" در"   ايران ازآغازتااسلام " آورده:«كوروش ،چون فتح آسياي صغيررابه پايان رسانيد،باسپاهيان خودبه سرحدهاي شرقي متوجه
شد.گرگان(هيركاني)وپارت ،كه متصل به مادبودند،ويشتاسپ پدرداريوش رابه عنوان والي پذيرفتند.سپس كوروش بيشتربه سوي مشرق راند».مي دانيم كه كوروش دوتااست يكي پسركبوجيه وپدركبوجيه ويكي كوروش اول كه پسر"چيش پيش"است.كوروش بزرگ وبقولي "ذوالقرنين"پسركبوجيهءاول بوده ونام يكي ازپسرانش نيزكبوجيه بوده وشاهنشاهي هخامنشي وسيعترين شاهنشاهي درتاريخ دنيا بوده كه شامل بين النهرين،سوريه ،مصر،آسياي صغير،شهرهاوجزايريوناني،وقسمتي ازهندبوده اماداريوش(522-486 ق.م) نهمين پادشاه هخامنشي بوده،داريوش فرزندويشتاسپ(گشتاسپ)(والي ايالات پارت وگرگان)است.اوپسر"ارشام"است.درارتباط باپيشگويي هاي پيامبران قبلاً اشاره كردم .پيشگويي يهوديان ازحمله كوروش به بابل وسقوط بابل ،ازگفته هاي پيامبران اين پيشگويي راداشتند.درهمان  زمان ها ارمياي نبي(ع) ازحملات سكائيان  درآينده خبرداده بود و حزقيال نبي(ع) ازحملات مادها .اماكوروش بزرگ مورداحترام همه بودچنانكه گيرشمن مي گويد:«ايرانيان،كوروش را"پدر"ويونانيان_كه وي ممالك ايشان راتسخيركرده بود-اورا"سرور"و"قانونگزار"مي ناميدند،ويهوديان اين پادشاه رابه منزلهء"ممسوح پروردگار"محسوب مي داشتند».موضوع كوروش وداريوش بماندبراي جايگاه خودش فعلاً موضوع استرابادومنطقه راادامه مي دهم
ازبزرگان
ميرابوالقاسم فندرسكي ازمفاخرقرن 11ه(زمان شاه عباس بزرگ وشاه صفي صفوي)استاددرحكمت ،هندسه،كيميا،رياضيات،فلسفه وعلوم عقلي ونقلي بوده وگويند اين عارف بزرگ درنواختن عودمهارت داشته وباهنر"يوگا"نيزآشنابوده است.آثارگرانبهايي داردازجمله "رساله صناعيه".قبل ازاينكه مطلب راادامه دهم يك توضيح كوچولواز اين كتاب .عرض شودلغاتي دراين كتاب(نسخه قديمي كه من خواندم)ديدم    

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر